رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

این وب سایت برای اهداف زیر تاسیس شده:
1. جمع آوری گزیده افکار و نظرات کسانی که در زمینه علوم انسانی اسلامی و تولید علم حرفی برای گفتن دارن. 2. بررسی افکار و نظرات اشخاص و جریاناتی که در روند کشور تاثیر دارند. 3. تحلیل ها و نقدهایی که در حیطه این افکار و آثار وجود داره. 4. آوردن یک سری نکات که در حیطه شناخت منطق فکری متفکران و علوم اسلامی کمک میکنن.

آخرین مطالب (به ترتیب)
پیوندهای روزانه
پیوندها
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب (به ترتیب)
آخرین نظرات
  • ۲۱ دی ۹۵، ۱۱:۵۱ - ..جهان ..
    احسنت
  • ۲۶ آذر ۹۵، ۲۰:۵۵ - محمدرضا فلاح
    :)
  • ۲۷ شهریور ۹۵، ۲۲:۰۸ - گروه فرهنگی صبح امید
    منتظریم
  • ۱۷ مرداد ۹۵، ۱۶:۰۳ - Fatemeh .79
    ممنون
  • ۳۰ تیر ۹۵، ۱۲:۳۱ - Fatemeh az 79
    :)
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل

آخرین مطالب / استفاده از مطالب این وب سایت با ذکر منبع بلا مانع است

۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «علامه طباطبائی» ثبت شده است

(رصدفکر: یکی از معدود متفکران درجه اول اسلامی که به بررسی افکار عرفانی هند و چین پرداخته است علامه طباطبایی ره است. علامه ره اعتقاد داشته است که باید افکار سرزمین های دیگر همچون هند و چین به زبان فارسی ترجمه شود و از کنجکاوی ها و افکار آنها باید با خبر شویم و نباید خود را در افکار و اندیشه های خود محسور کنیم. از نظر ایشان عرفان هندی و چینی هر دو به دنبال به تصویر کشیدن یک عرفان عمیق و خالص بوده اند اگر چه در بعضی موارد در تحقق این هدف کامیاب و گاهی هم ناکام مانده است. ایشان عرفان چینی را در مجموع عمیق تر از عرفان هندی میدانسته اند.)

بیانات با نزاکت اسلام وقتى که با بیانات دیگران و به ویژه با عرفان هندى مقایسه شود، این امتیاز را دارد که حقایق عرفانى در لفافه بیانات عمومى که سایر طبقات نیز هر کدام مناسب درک ویژه خود از آن بهره‏مندند ایراد شده و از هرگونه پرده‏درى تحرز به عمل آمده است، ولى بیانات دیگران این امتیاز را ندارد و به همین سبب اسلام از نتایج زیان‏بخشى که تعلیمات دریده دیگران به بارآورده، مصون و محفوظ مانده است؛ مثلًا اگر به عرفان هندى مراجعه کرده، اوپانیشادهاى کتاب مقدس‏ ودا (بخش معارف الهى کتاب‏ ودا) را از نظر بگذرانیم و آغاز و انجام مطالب را به همدیگر برگردانیم و هر سخنى را با اشباه و نظایر آن سنجیده، تفسیر کنیم، خواهیم دید که جز یک توحید دقیق و بسیار عمیق مقصدى ندارد، ولى در عین حال سخنان استوار و پایدار خود را به اندازه‏اى دریده و بى‏پرده بیان مى‏کند که هر مراجعه کننده‏اى که از مطالب عرفانى اطلاع کامل ندارد، سخنان نغز و استوار آن را جز یک رشته افکار خرافى نخواهد اندیشید و لااقل از بیاناتى که توحید حق را با کمال دقت وصف مى‏کند، جز حلول و اتحاد و افکار بت‏پرستى نخواهد فهمید.

منبع: رسولان؛ برترین مرجع دانلود آثار آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی
چندی پیش در وب سایت رسولان خاطره ای رو از آیت الله صادقی تهرانی در باره نظر آیت الله خویی ره در مورد علامه طباطبایی ره گذاشته بودن.

این خاطره برای من خیلی جالب بود چون درباره ابعاد فقهی اصولی علامه طباطبایی ره کمتر شده که صحبتی به میون بیاد. البته من دورادور همیشه میشنیدم که بعضی از شاگردان علامه طباطبایی ره اعتقاد داشتن که علامه در فقه و اصول اعلم بود.. اما از این حیث که دقیقا شخصی رو بشناسم این دومین کسی که هست ادعایی شبیه این رو(نه دقیقا این ادعا رو) مطرح میکنن. نفر اول یکی از مجتهدینی بودن که خودشون درس خارج علامه طباطبایی ره رو شرکت کرده بودن  و حتی تقریرات درس خارج فقه علامه طباطبایی ره رو هم نوشته بودن و قائل بودن که فقه علامه به مراتب جلوتر از علمای دیگه بوده.

 

دریافت
حجم: 480 کیلوبایت

 استاد فلسفه دانشگاه قم گفت: علامه طباطبایی نمی‌خواهد نظریه اخلاق و معیار اخلاقی به دست دهد بلکه او در صدد است نشان دهد ریشه اخلاق در اموری واقعی چون کمال و سعادت است. 
به گزارش خبرنگار مهر، نشست فلسفه و اخلاق از مجموعه نشست های همایش روز جهانی فلسفه با سخنرانی دکتر محسن جوادی استاد فلسفه دانشگاه قم پیگیری شد. 

دکتر جوادی در این نشست به بررسی موضوع نظریه اعتباریات علامه طباطبایی و مسئله باید و هست، پرداخت و گفت: اعتباریات به دو معنا در آثار علامه به کار رفته است، در معنای عام به هر چیز عام اعتباری می گویند مثل وجود و علیت. 

وی افزود: در این معنا اعتباری از نوع حقیقی عقلانی است، اعتباری به معنای دوم که در آثار علامه بکار برده شده سابقه کمتری دارد و این معنا مورد توجه است، در این معنا چیزی شبیه قرارداد داریم که هر کسی آن را جعل می کند هر کس برای خود قانون و گزاره هایی وضع می کند و عمل اخلاقی خود را بر آن اساس سامان می دهد. 

جوادی با یادآوری اینکه ایده اصلی علامه این است که ما خود نمی توانیم مفهوم سازی کنیم و ذهن انسان قادر به مفهوم سازی نیست، گفت: مفاهیم را باید از بیرون گرفت و ما فقط می توانیم مفاهیم را جابجا کنیم. به اعتبار کردن در اندیشه علامه بکار گرفتن مفهومی از مصداق های بیرونی است مثلا حسن و زیبایی را از طبیعت می گیریم و آن را در مورد اعمال انسان بکار می بریم لذا حسن و زیبا مفاهیم جابجا شده به حوزه اخلاق است تا فرد تشویق به انجام آن شود. 

(رصدفکر: وقتی ذهنی دغدغه ای داشت و البته در این میان، فکرهایی هم وجود داشته باشد لاجرم آن دغدغه به جان آن فکرها افتاده و آنها  را در مسیر خود رشد میدهد. استاد میرباقری نمونه این چنین شخصیت هایی است که دغدغه های ایشان فکرهای ایشان را به حرکت انداخته و حاصل آن، افکار و تراوش هایی شده است. نگاه های خاص ایشان به فلسفه اسلامی و یا حرفهای جدیدی که در بحث طرح ریزی "فلسفه شدن" مطرح میکنند یا بررسی های ایشان بر روی ادعیه و طرح افکار خود مبتنی بر نظریه ولایت الهی  همه و همه نشانه های این کنش و واکنش ها در ایشان میباشد. در اینجا ما بدون هیچ نقد و تحلیلی یکی دیگر از بررسی های ایشان را در منظر شما قرار میدهیم. شاید در فرصتی به نقد اساسی و بیان نقاط قوت و ضعف افکار ایشان بپردازیم.)

متن زیر سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین میرباقری؛ رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم است که در موسسه آینده روشن (مهدویت) به تاریخ 7 بهمن ماه 93، در باب فرهنگ و تمدن اسلامی گفتگو کرده اند. ایشان در این جلسه که به صورت پرسش و پاسخ برگزار شده است با مطرح کردن نظر مرحوم علامه طباطبایی درباره فرهنگ و تبیین آن، تمدن و فرهنگ را بر محور پرستش به دو نوع اسلامی و غیر اسلامی تقسیم کردند و به بیان تفاوت آن ها پرداختند و در ادامه به سؤالات درباره ویژگی های فرهنگ و تمدن اسلامی در عصر ظهور پاسخ دادند.

(موضوعات:ماهیت فرهنگ در کلام علامه طباطبایی/ تعریف تمدن و اقسام آن/ فرق فرهنگ و تمدن اسلامی و غیر اسلامی/ تمدن عصر ظهور/ نقش اراده های انسانی در تمدن سازی/ نقش عقل در تمدن/ مسئله حسن و قبح و پایگاه اخلاق/ دو جریان تمدن حق و باطل و نسبت آنها با عصر ظهور/ بررسی سطح تغییرات تمدن و فرهنگ و قوانین حقیقی/ بررسی شبهه نسبیت در فرهنگ و سیره های عقلایی)

(رصدفکر: در حال حاضر یکی از بهترین اشخاص برای دستیابی به نظرات علامه طباطبایی ره، آیت الله جوادی آملی هستند. بدون شک این نوشته درباره بررسی تمایزات کار علامه طباطبایی ره بسیار ارزشمند هست. دوستان دقت داشته باشید که یکی از اختلافات علامه طباطبایی و حضرت آیت الله جوادی آملی بصورت کلان در همین مباحث اجتماعی است. به عبارت دیگر اگر مباحث اجتماعی رو در تفکرات علامه طباطبایی ره و آیت الله جوادی دنبال کنید میبینید که دو سبک کاملا متفاوت دارن. بر خلاف شهید مطهری که بسیار متاثر از علامه طباطبایی است. البته این مسئله به هیچ وجه از دقت حضرت استاد جوادی آملی در تقریر مطالب علامه ره نکاسته و باید گفت که انصافا تقریر ایشان جزء بهترین تقریرهاست. شاید در آینده اختلاف روشی عمیق حضرت استادجوادی آملی ره و علامه طباطبایی ره رو در بررسی مباحث اجتماعی بیشتر توضیح دادیم.)

چون فلسفه استدلالی بدون قواعد منطقی قابل تبیین نیست، اگر یک متفکری دیدگاههای خاص منطقی داشت، قهراً آن دیدگاه منطقی در تحریر مسائل فلسفی ظهور خواهد کرد؛ لذا به‏گوشه‌ای از عنایتهای خاص منطقی حضرت علّامه طباطبایی(قدس سرّه) اشاره می‌شود؛ تا همراه با سایر ویژگیهای فلسفی، راز تحول فلسفه در مکتب ایشان روشن گردد...

علاّمه طباطبایی ِ گذشته از تفکر عمیق فلسفی، آشنایی کامل داشت به ژرفای اسلام که در قرآن و سنت معصومین(علیهم‌السلام) متبلور است و چون اسلام به تعریف جامعه، تبیین صلاح و فساد آن، تأسیس جامعه برین، تأمین حیات عقلی و فکری آن، تشکیل مدینه فاضله، تدوین قوانین و مقررات سعادت بخش آن و تعلیم و تکمیل و تتمیم سایر مسائل مربوط به جامعه ره‌آورد فراوانی دارد، از این جهت، علاّمه طباطبایی ِ مباحث وافری را پیرامون جامعه شناسی طرح و ارائه نموده‌اند...

(عناوین: نکات ویژه اندیشه‌های فلسفی علامه طباطبایی / علاّمه طباطبایی و اندیشه‌های اجتماعی)

(این نوشته بخشی از مقاله سیر تکامل فلسفه اسلامی نوشته آیت الله جوادی آملی حفظه الله می باشد)

(لطفا فقط کسانی که فلسفه خوانده اند این مطلب را بخوانند!!!)

(رصدفکر: در فلسفه اسلامی از بعد از ملاصدرا یک بحث خیلی ظریف و دقیق وجود داره که بنا بر اصالت وجود آیا در خارج ماهیت داریم یا خیر؟ در اینجا اساتید چند دسته میشن.. نکته ای که وجود داره دسته ای میگن درست است که ماهیت من حیث هی در خارج وجود ندارد اما ماهیت مخلوطه در خارج وجود دارد.. حال این مطلب را به چند گونه تقریر میکنند.. 

در اینجا احیانا نظر علامه طباطبایی ره هم مطرح میشه و بعضی میگن که ایشون عباراتشون متشتت هست زیرا در بعضی جاها گفته اند ماهیت "حد وجودی" است در بعضی جاهای دیگه گفته اند که ماهیت طور وجودی است بعضی جاهای دیگه گفته اند که ماهیت حثیت عدمی است و ..

ما در اینجا عبارتی رو از علامه آوردیم که تقریبا تمام این حرفها رو به گونه ای جمع کرده و نشون میده که وقتی ما میگوییم ماهیت ماهیت حد وجودی است معناش این نیست که ماهیت در خارج و لو به عرض وجود، وجود داره.. بلکه معنای حد وجودی رو تبیین میکنند و بیان میکنن که اصلا اگر ما بحث تشکیک رو درست تصور کنیم اصلا جایی برای تصور ماهیت در خارج باقی نمی مونه و اصلا ظرف ماهیت عقل هست نه خارج و .. و به شبهه ای در این باب پاسخ میدن..)

(گزیده: ماهیت اعتباری است و در خارج ثبوتی ندارد و عقل ادراکش میکند پس ناچار ثبوت وی عند العقل است/ معنای حد وجود همان حیثیت عدمیه است/ تحقق ماهیات تحقق سرابی و ظهوری است/ ماهیت حد وجود نیست بلکه اعتبار حد وجود است)

..در این میان طریقه سومى هست که مخصوص به قرآن کریم است و در هیچ یک از کتب آسمانى که تا کنون به ما رسیده یافت نمیشود و نیز از هیچ یک از تعالیم انبیاء گذشته سلام اللَّه علیهم اجمعین نقل نشده و نیز در هیچ یک از مکاتب فلاسفه و حکماى الهى دیده نشده و آن عبارت از این است که انسانها را از نظر اوصاف و طرز تفکر..

موضوعات: تنها راه تهذیب اخلاق/ 3 طریقه و مسلک اخلاقی: مسلک اخلاقی یونانی، مسلک اخلاقی پیامبران، مسلک اخلاقی قرآن و اسلام/ فرق میان این مسالک اخلاقی/ فرق مسلک اخلاقی قرآن با مسلک انبیاء گذشته/ تاثیر قضا و قدر در اخلاق

(رصدفکر: بررسی آثار علامه طباطبایی ره نشان میدهد که یکی از دغدغه های اصلی علامه در پیگیری های علمی اش این بوده تا شالوده ای محکم برای علوم انسانی اسلامی بنا کند شالوده ای که بتواند تمام افکار شرق و غرب را در خود تحلیل و هضم کند. نظریه ادراکات اعتباری علامه طباطبایی ره نظریه ای در این راستاست بگونه ای که شهید مطهری در کتاب شرح منظومه درباره این نظریه میگوید: این نظریه یکی از شاهکارهای علامه طباطبایی است و صدسال دیگر دانشمندان باید بنشینند و آراء علامه را مورد بررسی قرار دهند.

به نظر ما شالوده قریب به اتفاق مباحث اجتماعی علامه طباطبایی همین نظریه است و هیچ جایی پای علوم انسانی وسط نمی آید مگر اینکه مبانی این نظریه میتواند بصورت مستقیم دخالت کند.

البته بعضی از شاگردان علامه این نظریه را نمیتوانستند قبول کنند لذا بعد از علامه این نظریه کاملا متروک شد و بیشتر بصورت سمبولیک و خیلی سطحی دنبال شد. نکته ای که شاید برای بسیاری جالب باشد علی رغم تمام اشکالاتی که شاگردان ایشان میگرفتند ایشان هیچ وقت آن اشکالات را وارد ندانست حتی در اواخر عمرشان هم که رساله اعتباریات ایشان که در جوانی نوشته بودند برای بازنگری به ایشان داده شد ایشان تمام مطالب را تایید کردند..

در زمان حیات علامه طباطبایی شاید تنها کسی بهتر از دیگران این نظریه را دنبال کرد شهید مطهری بود تاثر شهید مطهری از این نظریه بسیار مشهود است.. اما شهیدمطهری هم اشکالی به این نظریه داشت که البته الان به اشکال ایشان پاسخ داده شده است..

دوستان حتما این مقاله رو مطالعه کنید تنها نظام کاملی که از حیث فلسفی برای تبیین علوم انسانی اسلامی مطرح شده همین نظریه علامه طباطبایی ست و دیگر نظریه های مطرح شده فرسنگها با این نظریه فاصله دارند.. البته این مقاله در پی بیان رابطه این نظریه با علوم انسانی نیست اما برای آشنایی شما با بخشی از این نظریه مفید است.. البته یک نکته بسیار ناب در این رابطه وجود دارد که یکی از دهها شاهکارهای علامه طباطبایی ره است که بعدا عرض میکنم..)

این مقاله، ابتدا شرح و بیانی اجمالی از نظریة اعتباریات علّامه طباطبایی به‌ویژه دربارة مفاهیم اخلاقی می‌دهد؛ سپس می‌کوشد تا زوایای تاریک این موضوع را از رهگذر بررسی شرح و بیان‌هایی که شهید مطهری در توضیح نظریة مذکور دارد، روشن سازد. مهم‌ترین مسأله‌ای که مطهری می‌کوشد حلّ و فصل کند، جاودانگی اصول اخلاقی است.

چنین می‌نماید که نظریة اعتباری بودن مفاهیم اخلاقی به نسبی‌گرایی می‌انجامد. مطهری تلاش می‌کند تا توجیهی برای جمع اعتباری بودن مفاهیم اخلاقی و جاودانگی اصول اخلاقی بیابد. این توجیه مبتنی بر مفهوم «من عِلْوی» است.

این مقاله پس از شرح تلاش شهید مطهری در این خصوص، نشان می‌دهد که پذیرش «من علوی» و ارجاع مفاهیم اخلاقی به رابطة تلائم و سازگاری فعل با «من علوی»، در واقع فاصله گرفتن از نظریة اعتباریات است.

(رصدفکر: بدون شک علامه طباطبائی از حیث علمی از عمیق ترین افراد در مسائل مربوط به حکومت هستند و در درگیر کردن مباحث فلسفی در مباحث اجتماعی جزء معدود افرادی هستند که ابتکارات و موفقیت های خوبی داشته اند. در اینجا بخشی از تحلیلهای ایشان درباره دموکراسی را برای شما قرار دادم. علامه در این نوشتار دموکراسی مطلق را رد کرده و به اصطلاح امروزی مردم سالاری دینی را به نوعی اثبات میکنند..)

 جامعه اسلامى در داشتن دو قسم مقررات ثابته و متغیره خود به جامعه‏هاى دموکراسى خالى از شباهت نیست. در جامعه‏هاى دموکراسى نیز دو قسم مقررات وجود دارد: یکى از آنها در حکم ثابت است و آن مواد قانون اساسى است که تغییر آنها حتى از صلاحیت مجلس شورى و سنا نیز بیرون است و تنها خود ملت مستقیماً با آراى عمومى یا به وجود آوردن مجلس مبعوثان مى‏تواند ماده یا موادى را از قانون اساسى لغو و ابطال نماید. و قسم دیگر، قوانین جزئى و مقرراتى است که در مجلسین شورا و سنا و در مراکز مختلفه اجرا و وضع مى‏شود و به منزله تفسیر موقت مواد قانون اساسى است. این قسم عموماً قابل تغییر است.

در عین حال نباید اشتباه نموده، تصور کرد که روش اسلام با نشان آزادیى که دارد یک روش دموکراسى یا کمونیستى است..


(مصاحبه با حجة الاسلام محمد سروش محلاتی -سطح4 حوزه علمیه و عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه- )

(رصدفکر: دوستان دقت داشته باشین که اگه این نظریه علامه رو بپذیریم اسوه بودن پیامبر یک معنای ملموس تری پیدا میکنه جدا از اینکه ثمرات فقهی و اصولی هم داره..)

حضرت علّامه طباطبائی در زمینه مباحث بنیادین اسلامی، نکات بکر و عمیق زیادی را مطرح کرده اند که متأسفانه هنوز بعد از گذشت سه دهه، بسیاری از آن ها، مورد باز شناسائی و کنکاش قرار نگرفته است، فقط برخی از آن نکات در آثار شهید مطهری تعقیب شده، ولی اکثر آن ها هم چنان مغفول است، بهرحال بحث قلمرو وحی هم یکی از آن هاست..

..غالب علما، قلمرو وحی راخیلی وسیع می دانند و همه تصمیمات حضرت را به وحی متصل می کنند، ولی علّامه طباطبائی در این باره نظر متفاوتی دارد.. روشن ترین بحث ایشان در این باره در همان جلد چهارم تفسیر المیزان است که میفرماید پیامبر دارای دو حیثیّت و دو جایگاه متفاوت است..

موضوعات: تصمیمات مدیریتی پیامبر در مدینه؛ نظر شخصی یا وحی؟/ تفسیر آیه "لاینطق عن الهوی ان هو الّا وحی یوحی" از نظر علامه/ دو شان متفاوت پیامبر/ ثمره این تفکیک/ دین همان چارچوب ثابت احکام/ احکام پیامبر در مصالح کلی جامعه

نتیجه تصویری برای آیت الله جوادی آملی

همزمان با سالگرد رحلت علامه طباطبایی/ پیام حضرت آیت الله جوادی آملی به همایش علمی پژوهشی حکمت عملی در المیزان:

...چند نکته کوتاه را در محضر شما بزرگواران و محقّقان باید تقدیم کرد یکی اینکه حکمت عملی چیست؟ یکی اینکه نیرویی که این حکمت عملی را ادراک می‌کند کدام است و چیست؟ سوم اینکه نیرویی که مسئول اجرای محتویات حکمت عملی است چیست؟...