رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

این وب سایت برای اهداف زیر تاسیس شده:
1. جمع آوری گزیده افکار و نظرات کسانی که در زمینه علوم انسانی اسلامی و تولید علم حرفی برای گفتن دارن. 2. بررسی افکار و نظرات اشخاص و جریاناتی که در روند کشور تاثیر دارند. 3. تحلیل ها و نقدهایی که در حیطه این افکار و آثار وجود داره. 4. آوردن یک سری نکات که در حیطه شناخت منطق فکری متفکران و علوم اسلامی کمک میکنن.

آخرین مطالب (به ترتیب)
پیوندهای روزانه
پیوندها
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب (به ترتیب)
آخرین نظرات
  • ۳۰ دی ۹۵، ۱۶:۵۰ - ..جهان ..
    افسوس
  • ۲۱ دی ۹۵، ۱۱:۵۱ - ..جهان ..
    احسنت
  • ۲۶ آذر ۹۵، ۲۰:۵۵ - محمدرضا فلاح
    :)
  • ۲۷ شهریور ۹۵، ۲۲:۰۸ - گروه فرهنگی صبح امید
    منتظریم
  • ۱۷ مرداد ۹۵، ۱۶:۰۳ - Fatemeh .79
    ممنون
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل

آخرین مطالب / استفاده از مطالب این وب سایت با ذکر منبع بلا مانع است

۲۳ مطلب با موضوع «_________اشخاص_______ :: علامه طباطبائی» ثبت شده است

خوردن مشروبات الکلى در میان سایر کارهاى مزاحم عقل و تدبیر تنها عملى است که سر و کارش مستقیماً با عقل و شعور مى‏باشد و تنها به منظور کشتن تعقل و تقویت عواطف بى‏سرپرست انجام داده مى‏شود. و به همین جهت آثار شوم و نتیجه‏هاى زشت و ناهنجارى که پیوسته از جهت بهداشت و اخلاق و روان و دین در افراد و در جامعه‏هاى بشرى بسط و توسعه مى‏دهد، به هیچ وجه قابل انکار نبوده و پوشیده نیست. فعلًا سالى که از تاریخ انسانیت نمى‏گذرد که هزارها و هزارها بیمار الکلى به بیمارى‏هاى گوناگون مرى و معده و ریه و کبد و اعصاب و غیر ذلک، گرفتار نشده و در بیمارستان‏ها بسترى نشوند.

سالى نمى‏گذرد که جمعیت انبوهى مجانین الکلى به تیمارستان‏ها منتقل نشوند.

سالى نمى‏گذرد که میلیون‏ها اشخاص کنترل اخلاقى خود را از دست ندهند و یا به انحرافات روانى و گرفتارى‏هاى فکرى مبتلا نشوند.

سالى نمى‏گذرد که این سم مهلک به صدها میلیون قتل و خودکشى و جنایت و دزدى و خیانت و عرض فروشى و رسوایى و پرده‏درى و افشاى اسرار و بدگویى و بدزبانى و ایذا و اذیّت هدایت (!) نکند (و یا وقت‏هاى زیادى، افراد شریف انسان را در حالى که مانند حیوان وحشى پاى‏بند هیچ قانون و مقرراتى نیستند، اسیر و زندانى نکند).

تعقل پاکى که روزانه به واسطه استعمال صدها میلیون لیتر مشروبات الکلى از دست جامعه انسانى مى‏رود، ضایعه اسفناک و جبران‏ناپذیرى است..

منبع: شبکه اجتهاد

شهید مطهری در مورد مناسبات خانوادگی می‌گوید اسلام حقوق مشابهی را برای زن و مرد تعیین نکرده، اما حقوق این دو سرجمع با یکدیگر برابر است. درصورتی‌که علامه طباطبایی در تفسیر آیه ۲۲۸ سوره بقره به‌گونه‌ای آیه را تفسیر می‌کنند که بحث از برابری ارزشی آن‌گونه که شهید مطهری بیان می‌کنند، مطرح نشود، بلکه هرچه هست تعادل و تناسب است.

شبکه اجتهاد: زنان و جایگاه خانوادگی و اجتماعی آن‌ها همیشه به عنوان چالشی جدی شناخته شده و می‌شود. مبانی دینی و روایی این مناسبات، به درک بهتر آن کمک خواهد کرد. ازاین‌رو مهرخانه گفت‌وگویی را با حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدرضا زیبایی‌نژاد، رییس مرکز تحقیقات زن و خانواده، در زمینه تفاوت دیدگاه‌های علامه طباطبایی و شهید مطهری در موضوع زنان و حقوق فردی و اجتماعی و جایگاه آن‌ها در خانه و اجتماع ترتیب داده است که در ادامه می‌خوانید.

به عنوان اولین سؤال لطفاً بفرمایید اصولاً تفاوت‌های اصلی که در نوع نگاه علامه طباطبایی و استاد مطهری به زن و خانواده وجود دارد، چیست و آثار این نوع نگاه کدام است؟

(رصدفکر: یکی از معدود متفکران درجه اول اسلامی که به بررسی افکار عرفانی هند و چین پرداخته است علامه طباطبایی ره است. علامه ره اعتقاد داشته است که باید افکار سرزمین های دیگر همچون هند و چین به زبان فارسی ترجمه شود و از کنجکاوی ها و افکار آنها باید با خبر شویم و نباید خود را در افکار و اندیشه های خود محسور کنیم. از نظر ایشان عرفان هندی و چینی هر دو به دنبال به تصویر کشیدن یک عرفان عمیق و خالص بوده اند اگر چه در بعضی موارد در تحقق این هدف کامیاب و گاهی هم ناکام مانده است. ایشان عرفان چینی را در مجموع عمیق تر از عرفان هندی میدانسته اند.)

بیانات با نزاکت اسلام وقتى که با بیانات دیگران و به ویژه با عرفان هندى مقایسه شود، این امتیاز را دارد که حقایق عرفانى در لفافه بیانات عمومى که سایر طبقات نیز هر کدام مناسب درک ویژه خود از آن بهره‏مندند ایراد شده و از هرگونه پرده‏درى تحرز به عمل آمده است، ولى بیانات دیگران این امتیاز را ندارد و به همین سبب اسلام از نتایج زیان‏بخشى که تعلیمات دریده دیگران به بارآورده، مصون و محفوظ مانده است؛ مثلًا اگر به عرفان هندى مراجعه کرده، اوپانیشادهاى کتاب مقدس‏ ودا (بخش معارف الهى کتاب‏ ودا) را از نظر بگذرانیم و آغاز و انجام مطالب را به همدیگر برگردانیم و هر سخنى را با اشباه و نظایر آن سنجیده، تفسیر کنیم، خواهیم دید که جز یک توحید دقیق و بسیار عمیق مقصدى ندارد، ولى در عین حال سخنان استوار و پایدار خود را به اندازه‏اى دریده و بى‏پرده بیان مى‏کند که هر مراجعه کننده‏اى که از مطالب عرفانى اطلاع کامل ندارد، سخنان نغز و استوار آن را جز یک رشته افکار خرافى نخواهد اندیشید و لااقل از بیاناتى که توحید حق را با کمال دقت وصف مى‏کند، جز حلول و اتحاد و افکار بت‏پرستى نخواهد فهمید.

منبع: رسولان؛ برترین مرجع دانلود آثار آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی
چندی پیش در وب سایت رسولان خاطره ای رو از آیت الله صادقی تهرانی در باره نظر آیت الله خویی ره در مورد علامه طباطبایی ره گذاشته بودن.

این خاطره برای من خیلی جالب بود چون درباره ابعاد فقهی اصولی علامه طباطبایی ره کمتر شده که صحبتی به میون بیاد. البته من دورادور همیشه میشنیدم که بعضی از شاگردان علامه طباطبایی ره اعتقاد داشتن که علامه در فقه و اصول اعلم بود.. اما از این حیث که دقیقا شخصی رو بشناسم این دومین کسی که هست ادعایی شبیه این رو(نه دقیقا این ادعا رو) مطرح میکنن. نفر اول یکی از مجتهدینی بودن که خودشون درس خارج علامه طباطبایی ره رو شرکت کرده بودن  و حتی تقریرات درس خارج فقه علامه طباطبایی ره رو هم نوشته بودن و قائل بودن که فقه علامه به مراتب جلوتر از علمای دیگه بوده.

 

دریافت
حجم: 480 کیلوبایت

 استاد فلسفه دانشگاه قم گفت: علامه طباطبایی نمی‌خواهد نظریه اخلاق و معیار اخلاقی به دست دهد بلکه او در صدد است نشان دهد ریشه اخلاق در اموری واقعی چون کمال و سعادت است. 
به گزارش خبرنگار مهر، نشست فلسفه و اخلاق از مجموعه نشست های همایش روز جهانی فلسفه با سخنرانی دکتر محسن جوادی استاد فلسفه دانشگاه قم پیگیری شد. 

دکتر جوادی در این نشست به بررسی موضوع نظریه اعتباریات علامه طباطبایی و مسئله باید و هست، پرداخت و گفت: اعتباریات به دو معنا در آثار علامه به کار رفته است، در معنای عام به هر چیز عام اعتباری می گویند مثل وجود و علیت. 

وی افزود: در این معنا اعتباری از نوع حقیقی عقلانی است، اعتباری به معنای دوم که در آثار علامه بکار برده شده سابقه کمتری دارد و این معنا مورد توجه است، در این معنا چیزی شبیه قرارداد داریم که هر کسی آن را جعل می کند هر کس برای خود قانون و گزاره هایی وضع می کند و عمل اخلاقی خود را بر آن اساس سامان می دهد. 

جوادی با یادآوری اینکه ایده اصلی علامه این است که ما خود نمی توانیم مفهوم سازی کنیم و ذهن انسان قادر به مفهوم سازی نیست، گفت: مفاهیم را باید از بیرون گرفت و ما فقط می توانیم مفاهیم را جابجا کنیم. به اعتبار کردن در اندیشه علامه بکار گرفتن مفهومی از مصداق های بیرونی است مثلا حسن و زیبایی را از طبیعت می گیریم و آن را در مورد اعمال انسان بکار می بریم لذا حسن و زیبا مفاهیم جابجا شده به حوزه اخلاق است تا فرد تشویق به انجام آن شود. 

1- تقسیم ادراکات آدمى به دو بخش نظرى وعملى و به تبع آن، انقسام حکمت‏به نظرى وعملى، میراث تفکر یونانى است که در حوزه‏اندیشه اسلامى مورد قبول عام واقع شدومتفکران مسلمان با پذیرش تفکیک مذکور، حاصل تامل و تفکر خودرا در دو بخش‏حکمت نظرى و عملى به صورت مکتوب‏براى ما به یادگار گذاشتند. 

ادراکات عملى به آندسته از ادراکات گفته‏مى‏شود که به صورت مستقیم به عمل انسان‏مربوط مى‏شود مثلا اینکه باید به عدالت رفتارکرد، باید به وعده وفاء کرد و امورى از این‏دست که عهده دار بیان بایسته یا شایسته بودن‏انجام عملى و یا ترک آن است. 
درمقابل، ادراکات نظرى به آن دسته ازادارکات اطلاق مى‏شود که ارتباط مستقیم باعمل انسانى ندارند مثلاعلم‏به‏کروى بودن زمین‏یا زوج بودن عدد چهار و امورى از این دست. 
البته اغلب اتفاق مى‏افتد که یک ادراک‏نظرى مبنا و اساس یک ادراک عملى قرارمى‏گیرد، مثلا اذعان واعتراف به وجود خداوندمبناى حکم عملى به لزوم اطاعت اوست ولى‏این نوع از ارتباط با عمل، آنرا جزء ادراکات‏عملى قرار نمى‏دهد. 
حکمت عملى به سه شاخه تدبیر منزل‏وسیاست مدن وعلم اخلاق تقسیم مى‏شود. (1) 
بنابر این شناخت‏باید و نباید و حسن وقبح اعمال انسان، از مصادیق بارز ادراکات‏عملى به حساب مى‏آید. 

مبادی نظری علامه طباطبایی در اخلاق

منبع:راسخون 

چکیده
علامه طباطبایی از قلیل اندیشمندانی است که توجه ویژه ای به فلسفه‌ی اخلاق داشته و آراء بسیار بدیعی هم از خود داشته است. جهت فهم دقیق اندیشه‌ی اخلاقی علامه طباطبایی، باید از مبانی که علامه نظریه اخلاقی خویش را بر آنها متکی ساخته، اطلاع و درک صحیح داشته باشیم. این مبانی به صورت کلی عبارتند از نظریه اعتباریات و نظریه استخدام. در این پژوهش به بررسی نظریه اعتباریات و به تبع آن حسن و قبح ذاتی اخلاقی می پردازیم. نظریه استخدام که یک نظریه اجتماعی- روانشناختی است نیز مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

کلید واژه ها

علامه طباطبایی، اخلاق، اعتباریات، استخدام

نتیجه تصویری برای علامه طباطبایی

نویسنده: حسین نیا

..این چالش ها بگونه ای بوده است که عملا بعضی در این میان، فلسفه را بی ربط و بیگانه به علوم انسانی اجتماعی دانسته اند و بعضی دیگر گرچه  مرتبط دانسته اند اما بر این اعتقادند که به هر صورت فلسفه علمی بشری است و ما نیاز به فلسفه ای داریم که از دل سنت و روایات بیرون آید؛ کانه روح فلسفه موجود با آنچه که ما در روایات شاهد آن هستیم سازگار نیست و آنچه را که ما در روایات و ادعیه میچشیم سنخش با فلسفه اسلامی زاویه دارد. دسته سومی این فلسفه موجود را اسلامی میدانند اما برای ورود به علوم انسانی آن را نیازمند به بعضی سر فصل ها و نیز تولید علوم جدید دیگری دانسته اند. دسته دیگری سعی داشته اند با همین فلسفه موجود تولیداتی داشته باشند که البته بخاطر کمبود عِدّه و عُدّه و نیز سرگردانی فراگیر ناشی از مستحدثه بودن مسئله چگونگی ورود فلسفه به علوم انسانی باید سالها منتظر بود تا شاهد یک کار وسیع و خوب و پخته از آنها باشیم.

در این میان ما با دسته پنجمی روبرو هستیم که تقریبا شبیه دسته چهارم هستند اما با یک فرق اساسی..

 " نظریه اعتباریات علامه طباطبایی یک نظریه کوششی است برای ربط دادن اخلاق به احساس، بدون آنکه اخلاق را مبتنی بر احساسات شخصی کنیم."

نتیجه تصویری برای علامه طباطبایی

(چکیده ) مفسران در مواجهه با آیاتی از قرآن که با موضوعات علوم تجربی نسبتی دارد، رویکردهای متفاوتی برگزیده‌اند. برخی با قبول قطعیت یافته‌های علوم بشری سعی در تطبیق این یافته‌ها بر آیات علمی قرآن داشته و برخی دیگر، این آیات را غیر مرتبط با یافته‌های بشری دانسته و اساساً زبان قرآن را در این موارد غیر از زبان علم دانسته‌اند. علامه طباطبایی در تفسیر خود هر دو گروه را تخطئه کرده و راه میانه‌ای برگزیده است. ایشان در مواردی یافته‌های علمی جدید را قطعی و مدلول برخی آیات علمی قرآن را نشانه اعجاز و پیشگویی علمی قرآن دانسته است. در مواردی نیز مدلول آیات را غیر از این یافته‌ها و نظریه‌های علمی پنداشته‌اند. در این پژوهش، تلاش شده میزان و شیوه بهره‌گیری علامه از دستاوردهای علمی در تفسیر آیات علمی، مشخص و مبانی، راهکارها و ادله ایشان در رد یا قبول و تطبیق این یافته‌ها بر برخی از آیات علمی قرآن بررسی شود.

 

(رصدفکر: دوستان دقت داشته باشید این بند، قسمتی از یکی از مصاحبه های آیت الله امینی حفظه الله هست که دو سه سال پیش صورت گرفته است.. ایشون در همین یه بند خیلی فنی اشکالاتی رو بیان کرده اند که نکات جالبی درش هست..)

"باید ما هم زمان با فقه، اقتصاد اسلامی میداشتیم و اگر داشتیم الان در عمل مشکل نداشتیم. چرا ما الان روانشناسی اسلامی نداریم یا کسی که متخصص در این زمینه باشد نداریم. اصلاً معلوم نیست که روانشناسی اسلامی داریم یا نداریم. اسلام در این زمینه دخالت دارد یا ندارد؟ اگر دارد چرا روشن نیست؟ یا جامعه شناسی مثلاً از علوم اسلامی هست یا نیست؟ می‌شود یک جامعه اسلامی باشد، ولی جامعه شناسی اسلامی نداشته باشد؟ همینطور چرا تفسیر در حوزه ما در وضع مطلوب نیست؟ چرا بعد از سال‌های سال علامه طباطبائی یک تفسیر نوشتند آن هم باز دوباره وقتی که ایشان از دنیا رفتند، دیگر کسی به آن صورت جانشین ایشان نشد؟ البته افرادی بودند و هستند ولی به واقع کار علامه به آن صورت عمیق که پیشرفتی حاصل شده باشد، ادامه نیافت. در فلسفه هم ما الان در حوزه کسانی را داریم که متخصّص‌اند، تدریس می‌کنند ولی آیا آن فلسفه اسلامی که مرحوم آخوند ملاصدرا حکمت متعالیه را تدوین کردند، ادامه یافت و تکمیل شد یا نه؟ گویا به همان مقدار متوقف شده است. یعنی کارهای فلسفی بعد از ملاصدرا در حدی از عمق و گستردگی نیست که بتوان با کار آخوند مقایسه کرد.."

آیت الله امینی حفظه الله

(رصدفکر: در حال حاضر یکی از بهترین اشخاص برای دستیابی به نظرات علامه طباطبایی ره، آیت الله جوادی آملی هستند. بدون شک این نوشته درباره بررسی تمایزات کار علامه طباطبایی ره بسیار ارزشمند هست. دوستان دقت داشته باشید که یکی از اختلافات علامه طباطبایی و حضرت آیت الله جوادی آملی بصورت کلان در همین مباحث اجتماعی است. به عبارت دیگر اگر مباحث اجتماعی رو در تفکرات علامه طباطبایی ره و آیت الله جوادی دنبال کنید میبینید که دو سبک کاملا متفاوت دارن. بر خلاف شهید مطهری که بسیار متاثر از علامه طباطبایی است. البته این مسئله به هیچ وجه از دقت حضرت استاد جوادی آملی در تقریر مطالب علامه ره نکاسته و باید گفت که انصافا تقریر ایشان جزء بهترین تقریرهاست. شاید در آینده اختلاف روشی عمیق حضرت استادجوادی آملی ره و علامه طباطبایی ره رو در بررسی مباحث اجتماعی بیشتر توضیح دادیم.)

چون فلسفه استدلالی بدون قواعد منطقی قابل تبیین نیست، اگر یک متفکری دیدگاههای خاص منطقی داشت، قهراً آن دیدگاه منطقی در تحریر مسائل فلسفی ظهور خواهد کرد؛ لذا به‏گوشه‌ای از عنایتهای خاص منطقی حضرت علّامه طباطبایی(قدس سرّه) اشاره می‌شود؛ تا همراه با سایر ویژگیهای فلسفی، راز تحول فلسفه در مکتب ایشان روشن گردد...

علاّمه طباطبایی ِ گذشته از تفکر عمیق فلسفی، آشنایی کامل داشت به ژرفای اسلام که در قرآن و سنت معصومین(علیهم‌السلام) متبلور است و چون اسلام به تعریف جامعه، تبیین صلاح و فساد آن، تأسیس جامعه برین، تأمین حیات عقلی و فکری آن، تشکیل مدینه فاضله، تدوین قوانین و مقررات سعادت بخش آن و تعلیم و تکمیل و تتمیم سایر مسائل مربوط به جامعه ره‌آورد فراوانی دارد، از این جهت، علاّمه طباطبایی ِ مباحث وافری را پیرامون جامعه شناسی طرح و ارائه نموده‌اند...

(عناوین: نکات ویژه اندیشه‌های فلسفی علامه طباطبایی / علاّمه طباطبایی و اندیشه‌های اجتماعی)

(این نوشته بخشی از مقاله سیر تکامل فلسفه اسلامی نوشته آیت الله جوادی آملی حفظه الله می باشد)

(لطفا فقط کسانی که فلسفه خوانده اند این مطلب را بخوانند!!!)

(رصدفکر: در فلسفه اسلامی از بعد از ملاصدرا یک بحث خیلی ظریف و دقیق وجود داره که بنا بر اصالت وجود آیا در خارج ماهیت داریم یا خیر؟ در اینجا اساتید چند دسته میشن.. نکته ای که وجود داره دسته ای میگن درست است که ماهیت من حیث هی در خارج وجود ندارد اما ماهیت مخلوطه در خارج وجود دارد.. حال این مطلب را به چند گونه تقریر میکنند.. 

در اینجا احیانا نظر علامه طباطبایی ره هم مطرح میشه و بعضی میگن که ایشون عباراتشون متشتت هست زیرا در بعضی جاها گفته اند ماهیت "حد وجودی" است در بعضی جاهای دیگه گفته اند که ماهیت طور وجودی است بعضی جاهای دیگه گفته اند که ماهیت حثیت عدمی است و ..

ما در اینجا عبارتی رو از علامه آوردیم که تقریبا تمام این حرفها رو به گونه ای جمع کرده و نشون میده که وقتی ما میگوییم ماهیت ماهیت حد وجودی است معناش این نیست که ماهیت در خارج و لو به عرض وجود، وجود داره.. بلکه معنای حد وجودی رو تبیین میکنند و بیان میکنن که اصلا اگر ما بحث تشکیک رو درست تصور کنیم اصلا جایی برای تصور ماهیت در خارج باقی نمی مونه و اصلا ظرف ماهیت عقل هست نه خارج و .. و به شبهه ای در این باب پاسخ میدن..)

(گزیده: ماهیت اعتباری است و در خارج ثبوتی ندارد و عقل ادراکش میکند پس ناچار ثبوت وی عند العقل است/ معنای حد وجود همان حیثیت عدمیه است/ تحقق ماهیات تحقق سرابی و ظهوری است/ ماهیت حد وجود نیست بلکه اعتبار حد وجود است)

..در این میان طریقه سومى هست که مخصوص به قرآن کریم است و در هیچ یک از کتب آسمانى که تا کنون به ما رسیده یافت نمیشود و نیز از هیچ یک از تعالیم انبیاء گذشته سلام اللَّه علیهم اجمعین نقل نشده و نیز در هیچ یک از مکاتب فلاسفه و حکماى الهى دیده نشده و آن عبارت از این است که انسانها را از نظر اوصاف و طرز تفکر..

موضوعات: تنها راه تهذیب اخلاق/ 3 طریقه و مسلک اخلاقی: مسلک اخلاقی یونانی، مسلک اخلاقی پیامبران، مسلک اخلاقی قرآن و اسلام/ فرق میان این مسالک اخلاقی/ فرق مسلک اخلاقی قرآن با مسلک انبیاء گذشته/ تاثیر قضا و قدر در اخلاق

(رصدفکر: بررسی آثار علامه طباطبایی ره نشان میدهد که یکی از دغدغه های اصلی علامه در پیگیری های علمی اش این بوده تا شالوده ای محکم برای علوم انسانی اسلامی بنا کند شالوده ای که بتواند تمام افکار شرق و غرب را در خود تحلیل و هضم کند. نظریه ادراکات اعتباری علامه طباطبایی ره نظریه ای در این راستاست بگونه ای که شهید مطهری در کتاب شرح منظومه درباره این نظریه میگوید: این نظریه یکی از شاهکارهای علامه طباطبایی است و صدسال دیگر دانشمندان باید بنشینند و آراء علامه را مورد بررسی قرار دهند.

به نظر ما شالوده قریب به اتفاق مباحث اجتماعی علامه طباطبایی همین نظریه است و هیچ جایی پای علوم انسانی وسط نمی آید مگر اینکه مبانی این نظریه میتواند بصورت مستقیم دخالت کند.

البته بعضی از شاگردان علامه این نظریه را نمیتوانستند قبول کنند لذا بعد از علامه این نظریه کاملا متروک شد و بیشتر بصورت سمبولیک و خیلی سطحی دنبال شد. نکته ای که شاید برای بسیاری جالب باشد علی رغم تمام اشکالاتی که شاگردان ایشان میگرفتند ایشان هیچ وقت آن اشکالات را وارد ندانست حتی در اواخر عمرشان هم که رساله اعتباریات ایشان که در جوانی نوشته بودند برای بازنگری به ایشان داده شد ایشان تمام مطالب را تایید کردند..

در زمان حیات علامه طباطبایی شاید تنها کسی بهتر از دیگران این نظریه را دنبال کرد شهید مطهری بود تاثر شهید مطهری از این نظریه بسیار مشهود است.. اما شهیدمطهری هم اشکالی به این نظریه داشت که البته الان به اشکال ایشان پاسخ داده شده است..

دوستان حتما این مقاله رو مطالعه کنید تنها نظام کاملی که از حیث فلسفی برای تبیین علوم انسانی اسلامی مطرح شده همین نظریه علامه طباطبایی ست و دیگر نظریه های مطرح شده فرسنگها با این نظریه فاصله دارند.. البته این مقاله در پی بیان رابطه این نظریه با علوم انسانی نیست اما برای آشنایی شما با بخشی از این نظریه مفید است.. البته یک نکته بسیار ناب در این رابطه وجود دارد که یکی از دهها شاهکارهای علامه طباطبایی ره است که بعدا عرض میکنم..)

این مقاله، ابتدا شرح و بیانی اجمالی از نظریة اعتباریات علّامه طباطبایی به‌ویژه دربارة مفاهیم اخلاقی می‌دهد؛ سپس می‌کوشد تا زوایای تاریک این موضوع را از رهگذر بررسی شرح و بیان‌هایی که شهید مطهری در توضیح نظریة مذکور دارد، روشن سازد. مهم‌ترین مسأله‌ای که مطهری می‌کوشد حلّ و فصل کند، جاودانگی اصول اخلاقی است.

چنین می‌نماید که نظریة اعتباری بودن مفاهیم اخلاقی به نسبی‌گرایی می‌انجامد. مطهری تلاش می‌کند تا توجیهی برای جمع اعتباری بودن مفاهیم اخلاقی و جاودانگی اصول اخلاقی بیابد. این توجیه مبتنی بر مفهوم «من عِلْوی» است.

این مقاله پس از شرح تلاش شهید مطهری در این خصوص، نشان می‌دهد که پذیرش «من علوی» و ارجاع مفاهیم اخلاقی به رابطة تلائم و سازگاری فعل با «من علوی»، در واقع فاصله گرفتن از نظریة اعتباریات است.

(رصدفکر: بدون شک علامه طباطبائی از حیث علمی از عمیق ترین افراد در مسائل مربوط به حکومت هستند و در درگیر کردن مباحث فلسفی در مباحث اجتماعی جزء معدود افرادی هستند که ابتکارات و موفقیت های خوبی داشته اند. در اینجا بخشی از تحلیلهای ایشان درباره دموکراسی را برای شما قرار دادم. علامه در این نوشتار دموکراسی مطلق را رد کرده و به اصطلاح امروزی مردم سالاری دینی را به نوعی اثبات میکنند..)

 جامعه اسلامى در داشتن دو قسم مقررات ثابته و متغیره خود به جامعه‏هاى دموکراسى خالى از شباهت نیست. در جامعه‏هاى دموکراسى نیز دو قسم مقررات وجود دارد: یکى از آنها در حکم ثابت است و آن مواد قانون اساسى است که تغییر آنها حتى از صلاحیت مجلس شورى و سنا نیز بیرون است و تنها خود ملت مستقیماً با آراى عمومى یا به وجود آوردن مجلس مبعوثان مى‏تواند ماده یا موادى را از قانون اساسى لغو و ابطال نماید. و قسم دیگر، قوانین جزئى و مقرراتى است که در مجلسین شورا و سنا و در مراکز مختلفه اجرا و وضع مى‏شود و به منزله تفسیر موقت مواد قانون اساسى است. این قسم عموماً قابل تغییر است.

در عین حال نباید اشتباه نموده، تصور کرد که روش اسلام با نشان آزادیى که دارد یک روش دموکراسى یا کمونیستى است..


(مصاحبه با حجة الاسلام محمد سروش محلاتی -سطح4 حوزه علمیه و عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه- )

(رصدفکر: دوستان دقت داشته باشین که اگه این نظریه علامه رو بپذیریم اسوه بودن پیامبر یک معنای ملموس تری پیدا میکنه جدا از اینکه ثمرات فقهی و اصولی هم داره..)

حضرت علّامه طباطبائی در زمینه مباحث بنیادین اسلامی، نکات بکر و عمیق زیادی را مطرح کرده اند که متأسفانه هنوز بعد از گذشت سه دهه، بسیاری از آن ها، مورد باز شناسائی و کنکاش قرار نگرفته است، فقط برخی از آن نکات در آثار شهید مطهری تعقیب شده، ولی اکثر آن ها هم چنان مغفول است، بهرحال بحث قلمرو وحی هم یکی از آن هاست..

..غالب علما، قلمرو وحی راخیلی وسیع می دانند و همه تصمیمات حضرت را به وحی متصل می کنند، ولی علّامه طباطبائی در این باره نظر متفاوتی دارد.. روشن ترین بحث ایشان در این باره در همان جلد چهارم تفسیر المیزان است که میفرماید پیامبر دارای دو حیثیّت و دو جایگاه متفاوت است..

موضوعات: تصمیمات مدیریتی پیامبر در مدینه؛ نظر شخصی یا وحی؟/ تفسیر آیه "لاینطق عن الهوی ان هو الّا وحی یوحی" از نظر علامه/ دو شان متفاوت پیامبر/ ثمره این تفکیک/ دین همان چارچوب ثابت احکام/ احکام پیامبر در مصالح کلی جامعه

دستورالعمل‏هاى رفتارى که بر آمده از ضرورت‏هاى اجتماعى است، معمولًا بنیان اعتقادى و دینى ندارند، جز در اسلام، که در کلّیه برنامه‏هاى عملى آن، روح توحید و یکتاپرستى جارى است و بر اساس آن، در رفتار و عمل فرد فقط بر نفع و سعادت دنیوى تکیه نمى‏شود، بلکه به سعادت اخروى او نیز توجه شده است.

در این مبحث، به دسته‏بندى و تنظیم مطلوب بیانات علّامه و ارائه دیدگاه‏هاى وى در این باره مى‏پردازیم.

موضوعات: قانون هیچ‏گاه به نیکبختى نمى‏رسد جز آن‏که.../ جریان توحید در تمامى احکام فردى و اجتماعى اسلام، اعم از احکام عبادى، سیاسى، اقتصادى و حکومتى/ بهترین ضامن اجرای قانون در جامعه/ اخلاق کریمه و ترییت هم به تنهایى قادر نیست جامعه را به نیکبختى برساند.../ آزادی غربی و اسلام

نتیجه تصویری برای علامه طباطبایی

نظریات فلسفه سیاسى جهان معاصر، به ویژه دموکراسى، در »بنیان« و اساس خود با اسلام و نظریه حکومت دینى تفاوت دارد. علّامه معتقد است حکومت‏هاى دموکراتیک با نگرش مادى و مبتنى بر تمتّع دنیوى که به جامعه و انسان دارند و با روح بهره‏ورزى و استثمار که در کالبد آنها دمیده است، خود را در شکل دیگرى از استبداد سلطنتى نمایان مى‏کنند و هدف آنها تنها سودجویى و تسلّط بر جوامع و ملّت‏هاى ضعیف است. در واقع در این جوامع پادشاه مستبد ادوار گذشته، جاى خود را به جامعه‏اى خودخواه و مستبد داده است که به چیزى جز ارضاى میل‏هاى مادى و تمتعات دنیوى خود به شکل ممکن، نمى‏اندیشد و در آن از اخلاق مبتنى بر وحى و توحید خبرى نیست..

موضوعات: تفاوت الگوی حکومتی که قرآن معرفی میکند با حکومت سلطنتی و نیز دموکراسی غربی/ دموکراسی غربی شکل دیگری از استبداد سلطنتی

(این نوشته بخشی از مقاله "فلسفه فقه از دیدگاه علامه طباطبائی" نوشته سید مهدی طباطبائی است)