رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

این وب سایت برای اهداف زیر تاسیس شده:
1. جمع آوری گزیده افکار و نظرات کسانی که در زمینه علوم انسانی اسلامی و تولید علم حرفی برای گفتن دارن. 2. بررسی افکار و نظرات اشخاص و جریاناتی که در روند کشور تاثیر دارند. 3. تحلیل ها و نقدهایی که در حیطه این افکار و آثار وجود داره. 4. آوردن یک سری نکات که در حیطه شناخت منطق فکری متفکران و علوم اسلامی کمک میکنن.

آخرین مطالب (به ترتیب)
پیوندها
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب (به ترتیب)
آخرین نظرات
  • ۱۰ مهر ۹۷، ۱۶:۵۸ - خانم معلم
    لایک
  • ۳۰ دی ۹۵، ۱۶:۵۰ - ..جهان ..
    افسوس
  • ۲۱ دی ۹۵، ۱۱:۵۱ - ..جهان ..
    احسنت
  • ۲۶ آذر ۹۵، ۲۰:۵۵ - محمدرضا فلاح
    :)
  • ۲۷ شهریور ۹۵، ۲۲:۰۸ - گروه فرهنگی صبح امید
    منتظریم
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل

۱

مسئله فطرت در تبیین رابطه فلسفه و اسلام می­تواند راه مستقلی باشد؛ زیرا مسئله فطرت، ام المسائل معارف اسلامی است(مطهری، 1382، ج2، ص63). اگرچه علامه این مطلب را به صورت مستقل بیان نکرده است؛ اما می­توان آن را از آثارش استنباط نمود. ما در اینجا با توجه به آثار علامه طباطبایی به تبیین این مطلب می­پردازیم؛

1.        اندیشه فلسفی اقتضایی فطری است و اسلام دین فطرت است

علامه معتقد است که کمال و سعادت هر موجودی، همان چیزی است که در ذات خود و عوارضش، اقتصای آن را دارد(طباطبایی، 1387ج، ج2، ص60). از سوی دیگر این کمال، کاملا وابسته به فعالیت­های فطری اوست و نوع فعالیت فطرت، کاملا بسته به قوا و ابزاری است که وجودش به آن مجهز شده است(همو، 1388د، ج1، 39). بر این مبنا ایشان بیان می­کند که ساختار فطرت انسانی بگونه­ای است که نشان می­دهد ابزار اصلی­ای که خداوند برای رسیدن به کمالات، در اختیارش قرار داده نیروی خرد و اندیشه است و انسانیت انسان و چیزی که انسان را از سایر حیوانات متمایز می­کند به همین قوه یعنی نیروی خرد و اندیشه بازمی­گردد(همان، صص77-78) ؛ لذا انسان به واسطه اندیشه­های فلسفی که البته مبنای سایر اندیشه­هاست باید حقیقت را تشخیص داده و به واسطه آن به سمت کمال خود حرکت کند.

انسان­ها برای درک حقیقت در یک سطح نیستند و دارای استعدادهای متفاوتی هستند اما قطعا بعضی از آنها استعداد اندیشه استدلالی که متکی بر بدیهیات است دارند؛ لذا از آنجا که اختلاف قرائح و استعدادها خود امری فطری است و هر امر فطری­ای به حکم فطرت در حد خود محترم شمرده می­شود(همو، 1387الف، ص137، همو، 1374، ج5، صص435-436)؛ از این رو، همین که بعضی از انسان­ها استعداد درک استدلالی حقائق را دارند قطعا یکی از روش­های فطری تعلیم و درک حقیقت از راه استدلال قطعی که مبتنی بر بدیهیات است خواهد بود(همو، 1388د، صص42-46) ؛ جدای از اینکه تمام روش­های دیگر نیز به نوعی به استدلال قطعی و فلسفی متکی هستند.

به طور کلی علامه معتقد است کسی که حقیقتی را درک می­کند به حکم فطرتش وظیقه­اش کنجکاوی و یادداشت نمودن است دقیقا بر خلاف کسی که به درک پاره­ای از مطالب توانا نیست وظیفه­اش چشم پوشیدن و دم نزدن است(همو، 1387ث، ص196). به عبارت دیگر گو اینکه به اعتقاد علامه اجمالا خداوند هر کسی را برای کاری که در آن استعداد دارد خلق کرده است و فلسفه و استعداد اندیشه فلسفی از این قاعده قطعا مستثنی نیست و فطرتا محترم است.

 

2.      اسلام دینی فطری و جهانی است و نباید آن را در قشری خاص یا سبکی خاص محدود کرد:

مخاطب قرآن نه تنها با مسلمانان بلکه هر کس که بتواند آن را بخواند و بفهمد است(لیمن، 1385، ص81). در این باره نکته­ی مهمی که به نوعی حاکم بر آثار علامه است این است که؛

اولا اسلام را باید با فطرت انسان فهمید؛ زیرا خود را استناد به فطرت انسان می­دهد کما اینکه خود قرآن رعایت استعدادهای گوناگون انسان­ها را کرده و تعلیمات خود را از سه راه مختلف ارائه کرده است؛ یعنی با هر طائفه ای با زبان ویژه آنان سخن گفته است؛

دسته­ای که استعداد تفکر استدلالی نداشته و با ذهن ساده خود در محیط کار و سطح زندگی مادی به سر می­برد و ذوق استدلال نداشته و در پیمودن این راه، با خطر گمراهی و کجروی مواجه می­شوند را، بیشتر از اندازه توانایی شان مکلف نکرده است و جدای از اصول سه گانه دین(توحید، نبوت و معاد) را با بیانات ساده مولوی و ظواهر دینی به تعلیم آنها پرداخته است.

دسته دیگری که فکرشان سالم و تفکرشان استدلالی بوده و طبیعتا نشاط خاصی در درک معلومات فکری و نظریات علمی دارند را، از راه استدلال آزاد تربیت می­کند؛ یعنی آنان را به سوی آنچه با فطرت واقع­بین و بی­آلایشِ خود درک می­کنند هدایت می­کند؛ نه این که نخست مواد اعتقادی را به آنان تحمیل و تلقین کند سپس برای دفاع از آنها دلیل و حجت بتراشد. کتاب و سنت از این گونه استدلال­ها پُر است و در آنها عقاید اسلامی تفصیلا با ساده­ترین بیان و قطعی­ترین حجت توضیح داده شده است و به مصالح کلی و منافع عمومی احکام و قوانین اسلامی نیز اشاره شده است.

و دسته سومی که با قطع نظر از فکر و عمل، استعداد انصراف نفسانی خاصی از جهان تاریک ماده و زیبایی فریبنده و لذت­های گذران آن داشته و کشش خاصی نسبت به جهان ماورای ماده و شیفتگی مخصوصی به زیبایی­های پایدار و بی­نهایت آن -که این جهان، نمونه­ای یا در حقیقت تصوری از آنهاست- در خود می­یابند و به آسانی می­توانند با اشراق باطنی خود حقائق و اسرار آن جهان را درک کنند را از راه جهاد نفس و تصفیه باطن تعلیم داده و تربیت کرده است کما اینکه پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می­فرماید: نحن معاشر الأنبیاء أُمرنا أن نکلم الناس على قدر عقولهم(همو، 1388د، صص43-46).

ثانیا قرآن در مقام خطاب، مخاطب خود را همه انسان­ها در سراسر جهان قرار داده است و با آنها مستقیما سخن می­گوید و در مقام تحدی وارد شده  و خودش را معجزه پیامبر اسلام معرفی می­کند؛ لذا این چنین کتابی هرگز در انحصار فهم عده معدودی(هر که باشند) درنمی­آید(همو، 1387ث، ص64) و آیات قرآن نیز دلالت می­کند که فهم عادی در آن رخنه نمی­کند و نیاز به یک فهم عمیق دارد(همو، 1388ب، ص83) البته این کلام قطعا به معنای تحمیل مطالب فلسفی به قرآن نیست بلکه منظور این است که صرف اندیشه عرفی کفایت در فهم قرآن نمی­کند.

 

منبع: بررسی هویت فلسفه اسلامی در آثار علامه طباطبایی

دانلود کامل مقاله؛

http://www.javidankherad.ir/article_69607_e95cac8b4c8861967e325726a6336870.pdf

نظرات  (۱)

۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۶:۵۸ خانم معلم
لایک

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی