رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

این وب سایت برای اهداف زیر تاسیس شده:
1. جمع آوری گزیده افکار و نظرات کسانی که در زمینه علوم انسانی اسلامی و تولید علم حرفی برای گفتن دارن. 2. بررسی افکار و نظرات اشخاص و جریاناتی که در روند کشور تاثیر دارند. 3. تحلیل ها و نقدهایی که در حیطه این افکار و آثار وجود داره. 4. آوردن یک سری نکات که در حیطه شناخت منطق فکری متفکران و علوم اسلامی کمک میکنن.

آخرین مطالب (به ترتیب)
پیوندهای روزانه
پیوندها
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب (به ترتیب)
آخرین نظرات
  • ۳۰ دی ۹۵، ۱۶:۵۰ - ..جهان ..
    افسوس
  • ۲۱ دی ۹۵، ۱۱:۵۱ - ..جهان ..
    احسنت
  • ۲۶ آذر ۹۵، ۲۰:۵۵ - محمدرضا فلاح
    :)
  • ۲۷ شهریور ۹۵، ۲۲:۰۸ - گروه فرهنگی صبح امید
    منتظریم
  • ۱۷ مرداد ۹۵، ۱۶:۰۳ - Fatemeh .79
    ممنون
  • ۳۰ تیر ۹۵، ۱۲:۳۱ - Fatemeh az 79
    :)
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل

از طریق فرم زیر می توانید با من تماس بگیرید.

نظرات  (۱۷)

۲۵ تیر ۹۳ ، ۱۸:۲۰ امیر حسین هدایتی
سلام.ممنون از نظرتون.
وبلاگ جالبی هم در حوضه علوم انسانی دارید به خصوص مطلب نگاه آقا به فلسفه
۲۸ تیر ۹۳ ، ۱۹:۱۹ منتظران ظهور
باسلام . استفاده کردیم موفق باشید . ازاینکه به ماهم سرزدیدسپاسگزاریم
سلام
آقای محسن حسین نیا که میدونیم اسم خودتون نیست .
از حضور سبزتون تشکر می کنیم ما و دوستانمون فقط وظیفه داریم گوشه ای از زحمات سردار بی نشان انقلاب رو تو فضای مجازی معرفی کنیم . خود حاجی هم راضی نیست که زیاد مطرح باشه اما اگه شما دوست دارید میتونید وبلاگ ما رو به دوستانتون معرفی کنید ضمنا وبلاگتون با افتخار در سفیر لینک خواهد شد
التـــــــــــــــــــــــــــماس دعـــــــــــــــــــــــــــــــا
پاسخ:
سلام 
تشکر از لطفتون
وبلاگ خوب شما رو لینک کردم
امیدوارم که دوستان از وبلاگ خوب و مطالب زیبای شما درباره سردار قاسم سلیمانی لذت ببرند و استفاده کنند.
سلام محسن جان. ماشاء الله وبلاگت خوب سر و سامون گرفته و بازدیدکنندگانش بالا رفتن. احست.
پاسخ:
سلام آقای ایمانی نسب
تشکر از لطف شما
بازم به ما سر بزنید.
۰۹ شهریور ۹۳ ، ۱۳:۳۸ سید محمود میرافضلی
با سلام و احترام...وبلاگ مفصل و تاثیر گذار و پر محتوایی دارید...کاملا واضح است که خیلی برای آن زحمت کشیده اید...حسن سلیقه شما نیز در انتخاب وانتشار مطالب آشکار است..از اینکه وبلاگ فرگشت را لینک کرده اید  سپاسگزارم. در ضمن .ممنون می شوم اگر دعوت نامه بلاگ را بری بنده بفرستید.  به امید ارتباطات بعدی
پاسخ:
سلام
تشکر فراوان از لطف شما
دعوت نامه بلاگ رو برای شما ارسال کردم.
myblog.webnashr.com
سلام من یه طلبه هستم (پایه 8) درباره مفاهیم نظام سازی ، فقه حکومتی ، روابط اینها ، ابزار اینها و ... . تحقیق میکنم. اگر نکته ، توصیه ، دیدار و ... . به نظرتون میرسه ارائه بفرمایید. منتظرم
پاسخ:
با سلام 
اگه بخوام در این باره چکیده مطالبی که تا الان متوجه شدم رو بنویسم فکر کنم 4 یا 5 صفحه بشه که شاید خیلی از اونها به درد شما نخوره 
شما چکیده چیزاهایی رو که تا الان متوجه شدید و همچنین دغدغه ها و مشکلاتی رو که الان باهاش مواجه هستید رو بگید تا بحث بصورت منطقی تر پیش بره..
سلام همون طلبه ای هستم که قبلا کامنت زدم. میخواستم ازتون یه سؤال بپرسم من اگه توی نهادی استخدام بشم ، با توجه به اینکه صبح تا ظهر زمان را باید در این نوع ادارات گذروند آیا میتونم در زمینه مباحث تولید علوم انسانی اسلامی ، نظام سازی و ... . باز هم فعال باشم؟ لطفا راهنمایی مفصل کنید. منتظرم.تشکر
پاسخ:
سلام
ببخشید سریع نوشتم احتمالا غلطهای ویرایشی زیادی داشته باشم
با توجه به این پیش فرض که صبح تا ظهر و مشغول به کار در جایی هستید چند نکته و همین طور سوال، به ذهنم میرس. امیدوارم در کل براتون مفید باشه:

- اول استفاده ای که عصرها از وقتتون میکنید و همین طور میزان استراحتی که نیاز دارید قبل از هر چیز به مزاج و شخصیت شما بستگی داره یعنی اگر عادات شما عادات مثبتی باشه به تبع استفاده بیشتری از وقتتون میکنید و الا مقدار زیادی از وقت باقیمونده به هدر میره/ پس اگه دیدید وقتتون بصورت نامعقولی هدررفت زیادی داره حتما باید فکر اساسی ای کنید و مشکلاتتون رو حل کنید. البته در اینجا یکی دو نکته هست که فعلا شاید درست نباشه بگم.

- دوم اینکه کار بر روی مباحث علوم انسانی اسلامی اگر به عنوان این هست که دغدغه شماست و دنبال این جور بحث ها هستید یک کار اساسی باید انجام بشه که نسبتا طولانی مدت هست اما اگر مسئله دغدغه نیست اهداف دیگری دارید بحث فرق خواهد.
 
- اگر دغدغه شما هست باید چند نکته اساسی رو در این زمینه دقت داشته باشد تا ضریب خطاتون به مرور پایین بیاد:

1.در علوم انسانی اسلامی یک بخش مربوط به تراث اسلامی است. یعنی باید دستی در فقه و اصول و فلسفه داشته باشید. حد اقل تا پایه 10 باید درس ها رو خوب بخونید. در کنار این باید از مباحثی که در فلسفه ی فقه و اصول مطرح میشه مطالعه داشته باشید یعنی مثلا تحلیلی از مفاهیمی همچون سیره عقلا، عرف، بنای عقلا، مصلحت، عقل، .. بدست بیارید و از جایگاه امثال این بحث ها رو در فقه و اصول درک خوبی پیدا کنید. همین طور باید با مذاق شریعت آشنا بشید باید کم کم طوری بشه که یه ذوق فقهی اصولی پیدا کنید. دقت هم داشته باشید که یک دفعه ای سر خودتون رو شلوغ نکنید که زدگی براتون بیاره بلکه کم کم در کنار درس ها سعی کنید درکی از چنین مفاهیمی بدست بیارید یعنی طوری باشه که بصورت جنبی به این جور چیزها بپردازید مثلا میتونید از طریق پرسش از استاد، خوندن یه مقاله دراین زمینه ها در روزهای تعطیل و خلاصه هر وقتی که خالی شد یا امکانش بود

با توجه به وقت شما فکر کنم اگه عصر ها یه درس فقه و یه در اصول برید خوب هست فلسفه رو هم برای پنجشنبه و جمعه ها بذارید.
فقط دقت داشته باشد در موقع خوندن مطالب اگر فکر کردید که بعضی مطالب به هم ربط دارن حتما پیگیری کنید و ربطش رو مشخص کنید یا اگر سوالی براتون پیش اومد لازم هست که سوالاتتون رو پیگیری کنید و نیز همه سوالهاتون رو از استاد نپرسید بلکه بعضی سوالها رو خودتون روش کار کنید یعنی هر جا دیدید که ذهنتون پیشروی داره جلوی فعالیت ذهنیتون رو به هیچ وجه نگیرید .حتما پیشروی ذهنیتون رو ادامه بدید این یه نکته کلیدی هست.

- نکته دیگه ای که میخواستم بگم و درواقع مقدم بر نکته قبلی است این هست که قبل از هر چیز اونچیزی که ضامن موفقیت شما هست شخصیت شما هست. نوع برخورد شما با مسائل و سوالهایی که پیش میآید خیلی مهم هست. اگه بتونید در برخوردتون با مسائل وسوالهایی که براتون پیش میاید منطقی برخورد کنید یعنی هم عقلتون رو بکار بگیرید و هم از وجدانتون رو بکار بگیرید امید این هست که بعد مدتی نکاتی رو متوجه بشید که عادتا بیشتر اهل علم به اونها توجه نمیکنند. همین طور باید کم کم با تجربه و نیز فکر یاد بگیرید که سالهای کلیدی ای رو برای خوتون مطرح کنید تا کم کم بتونید به جوابهای کلیدی ای برسید. 
این مهم هست که تا مطلبی رو نفهمیدید تصدیق نکنید بلکه دقیقا باید بفهمید که چی خوندید یا چه چیزی رو قبول یا رد کردید.
برای اختصار موارد دیگه رو به خودتون میسپارم و بصورت کلی میگم شخصیت و ارزشها و اخلاقی علمی و شخصیتی شما نکته کلید و طلایی در تعیین قله ای است که شما میتونید به اونها برسید. 
گاهی اوقات در مسائل علمی و ریزه کاری ها کار به جایی میرسه که تنها افرادی که دو ویژگی وجدان قوی و ذهن تیزی دارن میتونن پیشروی کنن.

- یک نکته کلان دیگه که به ذهنم میرسه در مورد مطالعه روی افکار شخصیت هایی است که قوی ترین حرف ها رو دراین حیطه ها ارائه کردن. امام خمینی ، مقام معظم رهبری ، علامه طباطبایی و شهید مطهری کلیدی ترین افراد هستند.
اما برای شروع اول باید با کتابهای شهید مطهری آشنا باشید بعد علامه طباطبایی و بعد رهبری و در نهایت امام خمینی هست. مبانی علوم انسانی اسلامی دست علامه طباطبایی است. شهید مطهری مقدمه ورود به افکار و آثار علامه طباطبایی است و امام خمینی قله ای است که افکار علامه طباطبایی به اونجا ختم میشه و رهبری هم به نوعی هم در ذیل تفکرات علامه طباطبایی و هم در ذیل تفکرات امام خمینی تعریف میشه در عین اینکه ابعادی در کارهای ایشون هست که شاید در بقیه نباشه.
(البته بنده در مورد افکار شهید صدر اطلاع زیادی ندارم)

برای مطالعه افکار این افراد روزی نیم ساعت هم بصورت مستمر وقت بگذارید بسیار خوب است اما اول از شهید مطهری شروع کنید.

نکته بسیار بسیار مهم دیگه مسئله استعداد شناسی هست(این رو بعدا اگر فرصت شد توضیح میدم).

نکته دیگه اینکه مباحثه آگاهانه ای باید داشته باشید و لو اینکه هر دوسه روز بحث هایی رو که خوندید به یکی بگید یعنی اول درس رو در حد وسعتون بفهمید و جمع بندی مختصری کنید ثانیا به یکی دیگه بصورت مباحثه ای بگید.

خلاصه : اگه بتونید روزانه یه فقه و یه اصول برید و در آخر هفته فلسفه بخونید در کنارش یه شخصیت خوب و کنجکاو و دقیق و فعال از خودتون بسازید و یه سری کارهای جنبی رو رعایت کنید به نظر میرسه که امکانش هست اگر چه زمان بیشتری طول میکشه.(البته این رو باید بیشتر باز کنم)

اگرچه اگه میتونستید حداقل تا پایه 10 رو تمام وقت کار علمی میکردید ضمانت خیلی بیشتری داشت کما اینکه توصیه بسیاری از اساتید نیز همین هست.

بحث علوم انسانی اسلامی بحث زمان بر و نیاز به دقتهای زیادی است.

البته نمیدونم چقدر تونستم مطلب رو برسونم اگر خواستید بیشتر توضیح میدم اما دقت داشته باشید که حتما بایکی دو تا مشاور خوب دائما در ارتباط باشید و دائما مشکلاتتون رو با اونها در میان بذارید مثلا در مرکز مشاوره حوزه اساتید خوبی هستن یا در حوزه معصومیه هم همین طور.


وب جالبی داری :
خوشحال میشم از وبم سر بزنی :)
nofaz.blog.ir
سلام نماز روزه هاتون قبول حق باشه دوباره همون طلبه ای هستم که قبلا مزاحم شده بودم راستش درباره ضرورت مفاهیم نظام سازی و فقه حکومتی میخواستم بپرسم که آیا واقعا تحقق این نوع مفاهیم ، در سطح کلان کشور ضرورت داره؟ آیا نمیشه جامعه ای رو تصور نمود که واقعا مؤمن باشه ولی با ساختار های اقتصاد ، فرهنگ و سیاست اومانیستی زندگی کنه؟ لطفا راهنمایی بفرمایید. ممنونم.
پاسخ:
قطعا ضرورت داره 
الان برام امکانش نیست اما این رو بعدا در همین جا توضیح میدم
سلام در اضطرارم واقعا نمیدونم چی کار کنم ؛ با یکی از آقایونی که درس خارج نظام سازی میده مخالف این بود که برم استخدام جایی بشم و ضرورت رو مباحث فقه نظام سازی میدونست و معتقد بود اگه استخدام شم دیگه نمیتونم با این جمع کنم ولی از طرفی میگم خب با شهریه قم هم نمیشه زندگی رو چرخوند پس فردا ازدواج کردم چی؟! به خاطر همین اولا ضرورت تحقق مفاهیم نظام سازی برام کاملا روشن نیست و همراه شبهاتی هست از طرفی دیگه هم ... . ای کاش میشد شما رو حضوری ببینم یا حداقل شمارتون رو داشته باشم تلفنی گفت و گو کنم چون برام دیر شده فرصتها داره از دستم میره کلا میخوام نظر شما رو بدونم برام مهمه اگه لطف کنید من حقیر رو به عنوان برادر خودتون تلقی کنید و شمارتون رو به همین ایمیلم بفرستید خیلی خوب میشه تا باهاتون صحبت کنم یا حضوری همدیگر رو ببینیم. موفق باشید.
پاسخ:
سلام 
ببخشید مدتی هست که دچار کسالتی شدم و در کنار بعضی کارام نتونستم زود جواب بدم
این جوابی رو که الان نوشتم رو شاید بعدا یه دستکاری ای کنم.

من یکی از رفیقام مشکلی شبیه مشکل شما رو داشت الا اینکه ایشون ازدواج کرده بود و بسیار علاقه مند به بحث های نظام سازی و علوم تربیتی بود به خاطر مسائل مالی مجبور بود بره سرکار..
اما ایشون یه خصوصیت داست: ایشون به شدت به هدفش ایمان داشت لذا واقعا، هم کار میکرد و درس میخوند. و حقیقتا دغدغه علوم تربیتی رو داشت و همیشه به اون فکر میکرد و پیگیری میکرد..

اما بعد از اینکه ایشون رفت سر کار مجبور شد از برنامه های درسیش کم کنه لذا خودبخود کارش از سرعتش کم کرد و تا حدودی از کیفیت کارش کم شد.
حالا تقریبا بعد از حدود 6 سال الان ممحض در تحقیق در علوم تربیتی شده است کتابهای زیادی رو در این باب مطالعه کرده و در زمینه تبلیغ هم فعال هست. و همین طور از دانشگاه ارشد علوم تربیتی هم گرفت(در کنار درس حوزه)

تا اونجایی که یادم هست شیوه کارکردنش هم شدت و ضعف داشت مثلا در تابستان بیشتر کار میکرد و در طول سال کمتر..

ببینید این طبیعیه که کار کردن در کمیت و کیفیت درس خوندن تاثیر گذار خواهد بود لذا شخص باید هم اراده خوبی داشته باشه و هم نظم و هم برنامه خوبی باید داشته باشه.. یه جورایی هم باید خیلی زیرک باشه تا نقطه ضعفهاش رو جبران کنه.

اما یک مسئله وجود داره شما چند تا کار میتونید انجام بدید:
اول اینکه در مورد مسائل مادی با چند نفر از رفقا و نیز اساتیدی که در زمینه مشاوره تخصص دارن صحبت کنید(مثل آقای نوری عالم زاده یا مشاورین در مرکز مشاوره حوزه)
بدون شک بسیاری از دوستان شما که ازدواج کردن نکته های خوبی و تجربه های خوبی دارن
دوم اینکه اگر حرف نهاییتون این هست و نیاز به کار هست 6 ماه امتحان کنید یعنی برید سر کار و سعی کنید در کنارش درسهاتون رو هم یخونیم البته با رعایت اراده، نظم و برنامه.. به هر صورت بعد از 6 ماه خودتون متوجه میشید که میشه یا نمیشه. اگر راضی کننده بود ادامه بدید اگر نه تصمیم بهتری بگیرید.
سوم اینکه میتونید به تحقیق درباره مسائل مالی کنید مثلا اگه بتونید رشته روانشناسی در موسسه امام برید هم کمک هزینه ای پرداخت میشه و هم اینکه بعد از فارغ التحصیل شدن از درآمد خوبی برخوردار میشید.(و یا رشته هایی همچون روانشناسی که درآمد خوبی دارن) 
چهارم اینکه میتونید فعلا درس بخونید و بعد ازدواج یا هنگام نیاز سر کار برید. مثلا بعد از پایه 10 خوب هست یعنی تا پایه 10 تمام تلاش علمی خودتون رو انجام بدید بعد از پایه 10 سر کار برید

البته گذشته شما هم تا حدی میتونه نشون بده که چقدر موفق خواهید بود یعنی نگاه به برنامه های گذشته خودتون بندازید هر چقدر که در اجرای اون برنامه ها موفق بودید در این برنامه هم موفق خواهد بودید. 
خلاصه اینکه باید وضعیت خودتون رو خوب از حیث نقاط ضعف و قوتتون مسلط باشید و سعی در پیش بینی کنید و با مشاورین با تجربه مشورت کنید و اشکالاتتون رو با اونها حل کنید.
روی راه حل 2 و 4 تامل بیشتری داشته باشید.
(اشکالاتتون رو در مورد جواب من بنویسید)
سلام مجدد امیدوارم همیشه سالم و سر حال باشید و از هرگونه بیماری مصون باشید. میخواستم خواهش کنم دلایل ضرورت نظام سازی فقهی یا تحول در علوم انسانی را ارائه بفرمائید. من اگر ضرورت تحول در علوم انسانی یا نظام سازی فقهی را بفهمم و یقین کنم یا عکس مسأله رو یقین کنم تکلیفم تا حدود بسیار زیادی روشن خواهد بود. ممنونم بابت همه لطف هاتون.
پاسخ:
نظر خود شما چی هست؟ اگه امکان داره توضیح بدید
 مثلا فرض کنید الگوی اداره یک کشور لیبرالی و یا اومانیستی باشه به نظر شما نظام اسلامی اصلا در همچین تفکری میتونه باقی بمونه یا اینکه بمرور زمان نظام هم از اسلامیت خارج میشه و یه نظام لیبرالی یااومانیستی تبدیل میشه؟ بعد به نظر شما وقتی جامعه نظامش لیبرالی یا امانیستی شد فضا برای مومن بودن و مسلمان بودن از جهت مختلف فرهنگی و تربیتی و زندگی تنگ نمیشه؟ حالا اگه فراتر از نظام، حکومت اسلامی بشه به نظر شما فضا برای مومن نبودن و زندگی سعادتمند داشتن تنگ نمیشه نمیشه؟

اصلا به نظر شما اسلام چرا به دنبال حکومت هست؟ یعنی حکومت ها چه نقشی رو در زندگی انسان ها بازی میکنن؟

از یک نگاه دیگه فرض کنید ما دو چیز پدیده داریم؛ یکی ساختار و دوم اجزاء؛ فرض کنید اجزاء همه خوب باشن اما ساختار های متفاوت باشن مثلا یک ساختار کیفیت اجزاء رو خراب میکنه و یک ساختار کیفیت اجزاء رو بهتر میکنه؛ ساختارها همون حکومت ها هستن و اجزاء افراد در ذیل حکومت ها هستند. به نظر شما ساختارها باعث قربانی شدن یا تربیت افراد نمیشن؟؛ قربانی کردن و رشد دادن فراگیر و همه گیر؟ 

و اصلا به نظر شما انسان چرا چند سالی رو باید در کره خاکی زندگی کنه؟ به عبارت دیگه فلسفه خلقت چی هست؟ اگر خلقت انسان فلسفه ای داره آیا این فلسفه و غایت، برای حکومت هم تعیین تکلیف میکنه؟ 

نکات و پرسش های زیادی در اینجا میتونه مطرح بشه طرح کردن اینها و پاسخ های شما خیلی کمک میکنه. این مطلب رو میتونید از اساتید هم بپرسید..


شبهاتی که در ذهن من است:
1. جامعه اسلامی ایران با همین وضع موجود نیز میتواند عبودیت و تقوا داشته باشد بستر آن نیز به: 1. تبلیغ بیشتر و بهتر روحانیت 2. تقویت فرهنگ اسلامی به دست قوه مجریه ، بستگی دارد. در اینصورت چه ضرورتی برای تولید علوم انسانی اسلامی است؟ یعنی علت پرونده های قضائی ، اختلاسات و فساد اداری نبود تهذیب است و علت رکود اقتصادی عدم اجرای اقتصاد مقاومتی است خب اگر دولتی به وجه أحسن و أکمل اقتصاد مقاومتی را اجرا کند و تهذیب با راهکارهای مذکور عمیق شود دیگر تولید علوم انسانی اسلامی چه معنایی خواهد داشت؟
2. بر فرض ضرورت نظام سازی فقهی:
الف. ظاهراً رهبر انقلاب جمله ای دارند به این مضمون یا تعبیر که: این مسئله کار قرنها و نسلهاست. همین جمله عامل دلسردی من شد زیرا وجود روحیه انقلابی در مردم و حفظ هویت انقلاب بستگی به حس آثار انقلاب توسط مردم است حال اگر این مسئله کار قرنها و نسلها باشد به عنوان یک ظنّ عقلائی نابودی و خطر انحراف انقلاب در پیش است.
ب. از کجا معلوم امام زمان در تشکیل حکومت خود هنگام ظهور ، نظام سازی فقهاء را ادامه دهند؟ زیرا به هر صورت ما در نظام سازی فقهی چه بسا از اصول عملیه ، قواعد و احکام ثانویه استفاده کنیم اما امام که با علم لدنّی که در اختیار دارد و یا به هر دلیل ممکن است از این قواعد و اصول فقهاء استفاده نکند و با علم إلهی و لدنّی که دارد نظام دیگری رقم زند. پس اینهمه تلاش برای این مسئله چه فایده؟ اجازه دهیم خود حضرت تشریف بیاورند و این مسئله را محقق کنند.
پ. مگر در روایت نیست که «کما ملئت ظلماً و جوراً» تا عامل تشریف فرمایی حضرت شود ؛ در ظاهر احساس تناقض میکنم بین این مسئله و نظام سازی فقهی
شاید بعضی شبهات نزد شما سطحی و پیش پا افتاده باشد اما واقعا برای من شبهه است. ظاهراً مشغولیت فروانی دارید اما امیدوارم به فضل إلهی زمان و حوصله کافی برای پاسخ داشته باشید تا بتوانم آینده خوبی برای زندگی محقق کنم. (پیش فرض شبهات الف ، ب و پ ضرورت نظام سازی بود. ولی شبهه 1 اینطور نه.)
پاسخ:
سلام
ببخشید من چند بار پاسخ نوشتم اما هر بار طولانی میشد لذا جواب رو نمیذاشتم شاید در این جواب بعدا تغییراتی ایجاد کنم
ببینید چند نکته وجود داره :
اولا شما تا پایه 10 رو باید بسیار خوب بخونید و بحث علوم انسانی و .. باید یک کار جنبی باشه پس در تمام صورت ها تا پایان پایه 10 کارهای اصلی شما همین فقه و اصول و فلسفه است.

دوما وضعیت موجود جامعه ایران اسلامی نمیتواند با تقوا و عبودیت بماند بلکه در بهترین شرائط یک حالت پنجاه پنجاه خواهد بود و اقتدار دینی نخواهد داشت. تقویت فرهنگ اسلامی هم تنها یک مقدمه است اگر نظام سازی درست نشود پایه فرهنگ هم محکم نمیشود.

ببینید الان غرب با یک نظام سازی ای که کرده تونسته تا حدودی نسبی تمام امکانات خود رو برای اهداف خودش بسیج کنه. مثلا یکی از اهداف غرب استحاله نرم جمهوری اسلامی است لذا میبینید تا خونه های ماهم و در شخصی ترین ابعاد زندگی ما هم نفوذ کرده ذهن های ما رو جهت دهی میکنه روی فرهنگ ما تاثیر زیادی میذاره..
شما الان در حمله غرب به جهان اسلام ضرورتا با اشخاصی که که بیان با شما صحبت کنن و شما رو منحرف کنن روبرو نیست بلکه با یک نظام مهاجم روبرو هستید که در اون هر چیزی میتونه یه ابزار برای اهدافش باشه مثلا فیلمی که شما نگاه میکنید، معماری خونه هاتون، معیار های ارزش گذاری، اقناع شما در سبک زندگی، یا نگاهتون به زندگی.. همه اینها چیزهایی هستند که غرب بصورت هماهنگ داره در ذهن ما فرو میکنه و با یک نظام تمدنی و یک نظام سازی ای قوی ای که در خودش داره این کارا رو میکنه

دقت داشته باشید که الان تمدن غرب با یک نظام سازی به جنگ ما اومده است یعنی یک بدنه نرم افزاری برای اداره خود و از  بین بردن تمدن های رقیب. این نزم افزار مثل یک مدیر یا مغز متفکره که جای تکنولوژی و مردم و فرهنگ ها و فکرها و خیلی چیزهای دیگه رو مشخص کرده است.

دقت داشته باشید اگر نبوغ رهبری در اداره کشور نبود ما سالهای پیش تسلیم غرب شده بودیم و احتمالا تا الان درگیر جنگها یا خسارت های بسیاری شده بودیم. به عبارت دیگر الان فقط رهبری دراین کشور میدونه که داره چکار میکنه و الا بقیه به خاطر ضعف های بسیاری تاب مقاومت در برابر غرب را نمیداشتند.. شما ببینید در قضیه برجام اگر رهبری نبودند حاضر بودند محرمانه همه چیز رو مطابق خواست آمریکا تنظیم کنن..

سوما با وجود هجمه های همه جانبه غرب، روحانیت و دولت در مسئله فرهنگ همیشه دچار یه خود درگیری خواهند بود و همین طور باید از اصول خود پایین بیان مثل اتفاقی که در مسیحیت افتاد.. مخصوصا اینکه دولتها هم تا کنون بسیار ضعیف و تنبل و یا بی اعتقاد وارد این فضا میشدن
ببینید وقتی که مردم از حیث اقتصادی و روانی وضع مناسبی نداشته باشن هر چه قدر که روحانیت یا دولت بخواد کار فرهنگی کنه(که باز هم به دلائل زیادی نمیتونن) باز نمیتونن موفق باشن چون کسی که فقر به سراغش اومد اون هم در یه زمانه ی پول پرستی مثل زمان ما دیگه آرامش نخواهد داشت الان خیلی ها که آلوده به هر کاری میشن خیلی هاشون حقیقتا آدم های بدی نیستن مشکلات مالی اونها رو به این خلافها کشونده حالا شما هر چقدر هم که براشون از اسلام بگی این نون و آب براشون نمیشه 

چهارم قطعا تمدن سازی زمان میبره لذا باید دنبال میان بر ها بود که رهبر انقلاب هم به این مسئله تاکید داشتن.
دقت داشته باشین الان اگر کسی فقه و اصول رو با نگاه نظام سازی و تمدن سازی نخونه خودش رو گول زده چون یکی از یکی از ازکان فقه و اصول مسئله زمان و مکان است و کسی که این دو رو رعایت نکنه فقه و اصولش بسیار کم ارزش یا اصلا بی ارزش است. لحاظ مسئله زمان و مکان امروزه یعنی نظام سازی و تمدن سازی. البته این نظام سازی برای طلاب بصورت اجمالی میشه و برای مسئولین یا دانشجویان بصورت تفصیلی میشه یعنی طلاب باید نظام کلی رو مشخص کنن و در اختیار دانشجویان و .. قرار بدن
البته گاهی چون بقیه از مسئولیت تفصیل دادن این نظام کلی کوتاهی میکنن تفصیل اون هم گاهی گردن طلاب میافته.

پنجم مسئله انحراف در انقلاب هم از زمان امام خمینی ره مطرح بوده و تا نظام سازی رخ نده این خطر کاملا وجود داره. چیزی که متفکران میگن این هست که آقای هاشمی کشور رو با تفکر لیبرالی نظام سازی کرده باید این نظام سازی تغییر کنه آقای هاشمی و بسیاری دیگه بصورت یک جریان منسجم بدنبال از بین بردن ماهیت انقلاب اسلامی هستند اینچیزی هست که رهبری هم بارها به اون تصریح کردن لذا مسئله نظام سازی الان دیگه خیلی جدی شده.. در قضیه برجام دیدید که قریب به اتفاق مسئولین مخالف رهبری بودن اگر چه آخرش هم حرف رهبری درست در اومد. 

ششم این مسیر فقه و اصول و فلسفه و عرفان مسیری هست که معصومین ما رو به اون سمت هدایت کرده اند. مسئله نظام سازی هم لازمه حکومت داری است قطعا در زمان امام زمان عج خواهد بود

هفتم ما مامور به وظیفه هستیم باید تا جایی که کار درست رو تشخیص میدهیم کار درست رو انجام بدیم.

هشتم مسئله نظام سازی یک مسئله عقلی هست که تنافی ای با روایتی که خوندید نداره جدا اینکه اون روایت به گونه های زیادی ترجمه و تفسیر شده که میتونید در اینترنت سرچ کنید
شما فرض کنید زمین رو جور و ظلم گرفته و شما با نظام سازی زمینه رو برای ظهور امام زمان عج آماده میکنید یکی از چیزهایی که باعث میشه همه مردم طالب ظهور امام زمان عج بشه پیدا شدن یک نظام دینی است که هم به مردم آگاهی میبخشه و هم به مردم معرفی میکنه نظام درست رو 
این نظام سازی میتونه مردم رو مشتاق تر به حکومت حضرت مهدی عج کنه از قدیم گفتن مشت نمونه خروار هست یه نظام سازی میتونه با یک برنامه کل جهان رو طالب حضرت مهدی عج کنه..

دقت داشته باشید الان وضعیت کشور به گونه ای هست که هر کس باید خودش رو به این هدف پروش بده که کار گذار و حرکت دهنده چرخ اون بشه یعنی مثلا شما الان در حوزه باید به این هدف درس یخوانه که با فقه و فلسفه و عرفان سیستم اداره یک کشور یا یک جهان رو یادبگیرید و بعد از چند سال یا چند ده سال خودتون وارد چرخه اداره بشید و کارهایی رو انجام بدید اگه بخوام منتظر این بشیم که یکی بیاید احتمال اینکه هیچ کس نیاد خیلی هس پس خودمون باید دست به کار بشیم. اینکه رهبری میگن ارزشش رو داره که یک مرجع کل مرجعیتش رو رها کنه مدیریت حوزه علمیه رو بر عهده بگیره میتونه اشاره به همین باشه.


سلام تحقیقاتی مربوط به ارزش علوم انسانی و علل تحول آن از بعضی بزرگان خوش فکر انجام دادم. و الحمد لله به این واقعیت و حقیقت رسیدم که یقیناً باید نظام سازی فقهی کرد. و گرنه چه بسا نظام اسلامی نابود بشه. حالا به تعبیر یکی از بزرگان در این زمینه باید منطق جامع تولید علم داشت که خب یکی از مصادیق این منطق ،‌اجتهاد با نگرش نظام سازی فقهی هست. (همانطور که خودتون اشاره فرمودید.) حال میخواستم از شما بخوام که اگر یک سیر تحصیلی جامع و مانع جهت اجتهاد با نگاه نظام سازی فقهی میتونید ارائه بدید از من حقیر دریغ نفرمایید. (منظورم از سیر ذکر عناوین کلی علم ، همراه با کتب مربوطه هست.) البته چون این خواسته من ممکنه قدری دشوار باشه اصلاً عجله ای در پاسخ نیست ولی در هر حال منتظرم. همیشه موفق باشید.
پاسخ:
سلام ببخشید به نظرم با اساتید صحبت کنید بهتر هست 
من نظر خاصی ندارم.
اگر از اساتید برنامه ای گرفتید برای ماهم بفرستید خوشحال میشیم و استفاده میکنیم.
اگر نکته ای هم در ذهنم بود میگم/
سلام دوست من
وب خوبی دارید.
به وبلاگ منم سر بزنید و دنبالم کنین.
تشکر
۰۳ شهریور ۹۵ ، ۱۷:۳۲ روابط عمومی موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام
سلام
لطفا مطالب آقای عبدالحمید واسطی را در سایت موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام به نشانی isin بررسی بفرمایید و در قسمت مربوط به ایشان که باز کرده اید اضافه بفرمایید.
(کل محتوای سایت تالیف ایشان است)
پاسخ:
سلام 
اضافه شد

ضمن عرض سلام و وقت بخیر

خدمت شما

اگر مقدور بود وبلاگ ما را دنبال نمایید . با تشکر

کرمان من  

http://kermanman.blog.ir/

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی