رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

این وب سایت برای اهداف زیر تاسیس شده:
1. جمع آوری گزیده افکار و نظرات کسانی که در زمینه علوم انسانی اسلامی و تولید علم حرفی برای گفتن دارن. 2. بررسی افکار و نظرات اشخاص و جریاناتی که در روند کشور تاثیر دارند. 3. تحلیل ها و نقدهایی که در حیطه این افکار و آثار وجود داره. 4. آوردن یک سری نکات که در حیطه شناخت منطق فکری متفکران و علوم اسلامی کمک میکنن.

آخرین مطالب (به ترتیب)
پیوندهای روزانه
پیوندها
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب (به ترتیب)
آخرین نظرات
  • ۳۰ دی ۹۵، ۱۶:۵۰ - ..جهان ..
    افسوس
  • ۲۱ دی ۹۵، ۱۱:۵۱ - ..جهان ..
    احسنت
  • ۲۶ آذر ۹۵، ۲۰:۵۵ - محمدرضا فلاح
    :)
  • ۲۷ شهریور ۹۵، ۲۲:۰۸ - گروه فرهنگی صبح امید
    منتظریم
  • ۱۷ مرداد ۹۵، ۱۶:۰۳ - Fatemeh .79
    ممنون
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل

آخرین مطالب / استفاده از مطالب این وب سایت با ذکر منبع بلا مانع است

۱۷ مطلب با موضوع «اخلاق» ثبت شده است

اگر بخواهیم از حکمت اسلامی برای تأسیس علوم انسانی بومی استفاده کنیم، باید متوجه باشیم که مؤلفه های علوم انسانی مدرن چیست تا تحول را با توجه به آنها ایجاد کنیم.

سیدحمید طالب زاده استاد دانشگاه تهران در یادداشتی که در شماره ۱۸ فصلنامه صدرا منتشر شده به به چگونگی شکل گیری علوم انسانی مدرن به غرب اشاره کرده است. متن این یادداشت را در ادامه می خوانید؛

 

  همان طور که می دانید یکی از فلسفه های مضاف در قرون حاضر که فیلسوفان غربی بر آن بحث های مستوفایی داشته اند فلسفه اخلاق است که متکلمان و فیلسوفان اسلامی نیز در بحث حسن و قبح از این فلسفه سخن گفته اند اما مرز دقیق موضوع و مسائل اخلاق در کتب های غربی بهتر نشان داده شده است و حتی می توان گفت که غرب غیراخلاقی آثاری فراوان در این زمینه ها به وجود آورده اند و در این میدان از ما بسیار جلوترند و عموم کتاب های اخلاقی، ترجمه آثار آن فیلسوفان غربی است. البته ما به دفاع همه جانبه از آرای فیلسوفان اخلاق غرب معتقد نیستیم و بحث ما هم در باب علل عقب ماندگی ما در این زمینه نیست بلکه این مصاحبه ما در مورد مطالعات و بررسی های فلسفی مربوط به اخلاق است به این ترتیب که چه تقسیماتی از لحاظ نظری و فلسفی برای اخلاق وجود دارد؟

محسن جوادی 3
اشاره: دکتر محسن جوادی عضو هیأت علمی دانشگاه قم و متخصص در زمینه فلسفه اخلاق است. از ایشان تاکنون بیش از سی مقاله فارسی و انگلیسی در حوزه‌های مختلف فلسفه اخلاق منتشر شده است. جوادی دکترای فلسفه و حکمت اسلامی را از دانشگاه تربیت مدرس اخذ کرده است . علاوه بر اخلاق ارسطویی که موضوع پایان‌نامه دکتری اوست، موضوعات مقالاتی که منتشر کرده است، در سایر زمینه‌های فلسفه اخلاق همچون شاخه‌های اخلاق کاربردی، دیدگاه‌های فراخلاقی و اخلاق اسلامی  است. در این مصاحبه مکتوب تلاش کردیم پرسش‌هایی مطرح شود برای کشف دورنمایی از وضعیت کنونی فلسفه اخلاق در ایران و جهان. قرار بود تا این پرسش‌ها زمینه مصاحبه‌ای نسبتا مفصل را فراهم کنند اما از آنجا که قرارهای مکرر ما در گرماگرم سفرهای استاد قرار گرفته بود، در نهایت قرار بر این شد تا همین متن را منتشر کنیم و در زمانی مناسب‌تر برای مصاحبه وعده کنیم.

1- تقسیم ادراکات آدمى به دو بخش نظرى وعملى و به تبع آن، انقسام حکمت‏به نظرى وعملى، میراث تفکر یونانى است که در حوزه‏اندیشه اسلامى مورد قبول عام واقع شدومتفکران مسلمان با پذیرش تفکیک مذکور، حاصل تامل و تفکر خودرا در دو بخش‏حکمت نظرى و عملى به صورت مکتوب‏براى ما به یادگار گذاشتند. 

ادراکات عملى به آندسته از ادراکات گفته‏مى‏شود که به صورت مستقیم به عمل انسان‏مربوط مى‏شود مثلا اینکه باید به عدالت رفتارکرد، باید به وعده وفاء کرد و امورى از این‏دست که عهده دار بیان بایسته یا شایسته بودن‏انجام عملى و یا ترک آن است. 
درمقابل، ادراکات نظرى به آن دسته ازادارکات اطلاق مى‏شود که ارتباط مستقیم باعمل انسانى ندارند مثلاعلم‏به‏کروى بودن زمین‏یا زوج بودن عدد چهار و امورى از این دست. 
البته اغلب اتفاق مى‏افتد که یک ادراک‏نظرى مبنا و اساس یک ادراک عملى قرارمى‏گیرد، مثلا اذعان واعتراف به وجود خداوندمبناى حکم عملى به لزوم اطاعت اوست ولى‏این نوع از ارتباط با عمل، آنرا جزء ادراکات‏عملى قرار نمى‏دهد. 
حکمت عملى به سه شاخه تدبیر منزل‏وسیاست مدن وعلم اخلاق تقسیم مى‏شود. (1) 
بنابر این شناخت‏باید و نباید و حسن وقبح اعمال انسان، از مصادیق بارز ادراکات‏عملى به حساب مى‏آید. 

مبادی نظری علامه طباطبایی در اخلاق

منبع:راسخون 

چکیده
علامه طباطبایی از قلیل اندیشمندانی است که توجه ویژه ای به فلسفه‌ی اخلاق داشته و آراء بسیار بدیعی هم از خود داشته است. جهت فهم دقیق اندیشه‌ی اخلاقی علامه طباطبایی، باید از مبانی که علامه نظریه اخلاقی خویش را بر آنها متکی ساخته، اطلاع و درک صحیح داشته باشیم. این مبانی به صورت کلی عبارتند از نظریه اعتباریات و نظریه استخدام. در این پژوهش به بررسی نظریه اعتباریات و به تبع آن حسن و قبح ذاتی اخلاقی می پردازیم. نظریه استخدام که یک نظریه اجتماعی- روانشناختی است نیز مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

کلید واژه ها

علامه طباطبایی، اخلاق، اعتباریات، استخدام

نتیجه تصویری برای جوادی آملی

اسلام در خصوص تعامل مسلمانان با دیگران در سه حوزه دستورات و سفارشاتی دارد، نخست حوزه اسلام و مسلمین هستند که با آنها دارای اشتراکات متعدد دینی و فرهنگی هستیم، حوزه دوم حوزه موحدان عالم است که با آنها در اصل توحید و برخی دیگر از موارد دارای اشتراک هستیم و سوم حوزه انسانیت است که شامل همه افراد غیرمسلمان و غیر موحد است که با آنها در اصل انسانیت مشترکیم. 

شعار نه شرقی و نه غربی که شعار عمومی در نظام جمهوری اسلامی است شعاری مربوط به استقلال کشور است اما شعار علمی خواص در بخش‌های علمی و تحقیقی باید شعار «چه شرقی و چه غربی» باشد یعنی دین می‌گوید حرف علمی و منطقی را باید از هر کجا شنیدید بپذیرید. در بحث استقلال نه شرقی و نه غربی کاملا درست است اما وقتی انسان اهل فهم و استدلال شد می‌گوید چه شرقی و چه غربی و به این منظور باید راه صدور و ورود مسایل علمی کاملا باز باشد. 

غرب یک باغ وحش منظم است و گرنه غربی‌ها با این همه پیشرفت علمی اگر مریخ را هم فتح کنند در آنجا جنگ جهانی به راه خواهند انداخت.

نتیجه تصویری برای علیرضا پناهیان

شما امروز هم وقتی نام شریف امام صادق(ع) را می‌شنوید، مثل شیعیان زمان حضرت باید بگویید: «چرا ایشان قیام نکرد؟» در حالی‌که ظاهراً زمینۀ قیام برای امام صادق(ع) بسیار مهیا بود و اگر ایشان قیام می‌کرد موفق می‌شد. کمااینکه بنی‌العباس با نام اهل‌بیت(ع) قیام کردند و به قدرت رسیدند. اما چرا خودِ امام صادق(ع) این کار را نکرد؟

مسألۀ اجتماعی امام صادق(ع) که همۀ شیعیان به آن تصریح می‌کردند این بود که «چرا ایشان قیام نمی‌کند؟» و البته بنا بوده قیام رخ دهد و قصه تمام شود، اما بداء حاصل شده و خدا تصمیمش را تغییر داده است

واقعاً امام صادق(ع) از سیاسیون اطرافشان چه انتظاری دارند؟ انتظار حضرت از اطرافیان‌شان برای برقراری حاکمیت خیلی بالا است. ما ندیده‌ایم که چنین انتظارات بالایی از زبان دیگر ائمۀ هدی(ع) بیان شود. حتی امیرالمؤمنین(ع) با کمتر از این‌قبیل آدم‌ها، کار کرده است. اما وقتی به استاندارهای مورد نظر امام صادق(ع) نگاه می‌کنید، می‌بینید که سطح افرادی که امام صادق(ع) می‌خواهد، از یارانِ خوب امیرالمؤمنین(ع) هم بالاتر است. برای همین است که حاکمیت امیرالمؤمنین(ع) پایان می‌یابد و به امام حسن(ع) نمی‌رسد. حتی در بین یاران امیرالمؤمنین(ع) که بعدها به شهادت رسیدند، برخی بودند که به امام حسن(ع) گفتند: «یا مذل المؤمنین!» آیا چنین کسی می‌تواند «شیعۀ تنوری» باشد؟!

اگر فقط«رجال حضرت» باشیم ظهور رخ نمی‌دهد؛ زمانه هم باید زمانۀ حضرت باشد/ باید زمانه را تغییر دهیم!

"امام صادق چرا قیام نکرد"

مشروح صحبتها در ادامه مطلب

( منبع: اسلام کوئست نت )

در تاریخ اندیشه انسانی موضوع هدف و معنی زندگی در دو نهایت کلی مورد بررسی قرار گرفته است: در یک قطب اعتقاد به اصل مطلق وجود و سرنوشت مقدر حاکم است و در قطب دیگر انکار هر نوع معنی و مقصود برای زندگی و بیان اینکه زندگی انسانی یک پدیده کاملاً بی محتوا و بدون معنی است.

در اینجا تلاش خواهد شد بصورت اجمالی از دیدگاه های مختلف به مسئله پرداخته شود و در پایان یک نتیجه گیری کلی بعمل آید ـ اگر چه، با توجه به ویژگی پرسش، ممکن است این نتیجه گیری بجای حل معما بر پیچیدگی آن بیفزاید.

«معنای زندگی» یکی از مهم­ترین موضوعات فلسفی، روان­شناختی و دینی انسان در دوران جدید و عصر صنعتی شدن جوامع و پیشرفت همه­جانبه علم و فن­آوری است. «مسائل اصلی که ذیل عنوان مذکور جای می­گیرند، مشتمل بر پرسش­هایی­اند مربوط به اینکه آیا زندگی هدف دارد یا نه؟ آیا زندگی ارزش­مند است یا نه؟ و آیا مردم مستقل از شرایط و علایق خاص خود، دلیلی برای زندگی دارند یا نه؟»[1]

(رصدفکر: واژه فطرت یکی از واژه هایی است که در عین کثرت استعمال در فرهنگ اسلامی بسیار پرابهام بوده است و تقریبا به ندرت افرادی توانسته اند و لو به صورت نسبی از عهده آن برآیند. در بین متفکرین معاصر به نظر میرسد بعد از علامه طباطبایی، تنها کسی که به این واژه به صورت هدفمندی بسیار حساس شده و توانسته بصورت کاملا آگاهانه ای از آن در حیطه های علمی ثمره های علمی بگیرد شهید مطهری است. این مسئله وقتی اهمیت خاص خود را پیدا میکند که شاید تنها عنصری که حل آن، مسئله علوم انسانی اسلامی ما را از بسیاری از ابهامات خارج کند حل همین مسئله فطرت است و به عبارت دیگر سرنوشت علوم انسانی اسلامی وابسته به مسئله فطرت است. فقط صدحیف که شهید مطهری در بین ما باقی نماند تا تحقیقات خود را در این زمینه به اتمام برساند.. تقریبا بعضی توجهات علامه طباطبایی و شهید مطهری به مسئله فطرت بی نظیر است.. )

البته این مسأله [فطرت] شاخه‏هاى زیادى در جاهاى مختلف پیدا مى‏کند؛ از جمله در بحث تعلیم و تربیت که بحث بسیار وسیعى است. اگر انسان داراى یک سلسله فطریّات باشد قطعاً تربیت او باید با در نظر گرفتن همان فطریّات صورت گیرد و اصل لغت «تربیت» هم اگر به کار برده مى‏شود- چه آگاهانه و چه غیر آگاهانه- بر همین اساس است، چون «تربیت» یعنى رشد دادن و پرورش دادن، و این مبنى بر قبول کردن یک سلسله استعدادها- و به تعبیر امروز یک سلسله ویژگیها- در انسان است.

..در این میان طریقه سومى هست که مخصوص به قرآن کریم است و در هیچ یک از کتب آسمانى که تا کنون به ما رسیده یافت نمیشود و نیز از هیچ یک از تعالیم انبیاء گذشته سلام اللَّه علیهم اجمعین نقل نشده و نیز در هیچ یک از مکاتب فلاسفه و حکماى الهى دیده نشده و آن عبارت از این است که انسانها را از نظر اوصاف و طرز تفکر..

موضوعات: تنها راه تهذیب اخلاق/ 3 طریقه و مسلک اخلاقی: مسلک اخلاقی یونانی، مسلک اخلاقی پیامبران، مسلک اخلاقی قرآن و اسلام/ فرق میان این مسالک اخلاقی/ فرق مسلک اخلاقی قرآن با مسلک انبیاء گذشته/ تاثیر قضا و قدر در اخلاق

(رصدفکر: بدون شک علامه طباطبائی از حیث علمی از عمیق ترین افراد در مسائل مربوط به حکومت هستند و در درگیر کردن مباحث فلسفی در مباحث اجتماعی جزء معدود افرادی هستند که ابتکارات و موفقیت های خوبی داشته اند. در اینجا بخشی از تحلیلهای ایشان درباره دموکراسی را برای شما قرار دادم. علامه در این نوشتار دموکراسی مطلق را رد کرده و به اصطلاح امروزی مردم سالاری دینی را به نوعی اثبات میکنند..)

 جامعه اسلامى در داشتن دو قسم مقررات ثابته و متغیره خود به جامعه‏هاى دموکراسى خالى از شباهت نیست. در جامعه‏هاى دموکراسى نیز دو قسم مقررات وجود دارد: یکى از آنها در حکم ثابت است و آن مواد قانون اساسى است که تغییر آنها حتى از صلاحیت مجلس شورى و سنا نیز بیرون است و تنها خود ملت مستقیماً با آراى عمومى یا به وجود آوردن مجلس مبعوثان مى‏تواند ماده یا موادى را از قانون اساسى لغو و ابطال نماید. و قسم دیگر، قوانین جزئى و مقرراتى است که در مجلسین شورا و سنا و در مراکز مختلفه اجرا و وضع مى‏شود و به منزله تفسیر موقت مواد قانون اساسى است. این قسم عموماً قابل تغییر است.

در عین حال نباید اشتباه نموده، تصور کرد که روش اسلام با نشان آزادیى که دارد یک روش دموکراسى یا کمونیستى است..


عرفان اسلامی بعدی از تعالیم اسلامی است و نمی تواند ناسازگار با سایر ابعاد باشد. ابعاد هستی شناختی و ارزشی زندگی اجتماعی در الهیات و اخلاق اسلامی بیان شده است و ابعاد حقوقی آن در فقه تبیین گردیده است. عرفان که بعد باطنی تعالیم دینی است، به همه رفتارهای فردی و جمعی آدمی رنگ معنوی می دهد و همه را در جهت قرب به خدا قرار می دهد. بنا بر این، عرفان اسلامی اصیل، مبارزه با ظلم و ستم و استبداد و استعمار از یکسو و کوشش برای استقرار حق و تحقق ارزش های متعالی همچون عدالت، انصاف، احسان و رحمت از سوی دیگر را تأیید و تشویق می کند. 

هر دیدگاهی که عرفان اسلامی را از ابعاد اجتماعی آن جدا کند بر خطاست. عارف قرار است به بعدی که دیگران توجه ندارند توجه کند؛ نه اینکه از ابعاد موجود غفلت کند..

این هفته برای اینکه با تفکرات دکتر ابراهیم فیاض هم کمی آشنا بشید چند مطلب از دکتر فیاض میذارم.

دوستان توجه داشته باشن که تنها در صورتی نقدهای جدی ایشون به همراه نقد صحبت های ایشون رو روی وب میذاریم که دوستان میل داشته باشند و در نظرات اعلام کنن.

موضوعات: سبک زندگی اسلامی مبتنی بر فطرت است/ اخلاق در تمدنِ پیشرفت محور، محو می شود/ دانش زندگی محور، ضد فلسفه است.

..حجت الاسلام و المسلمین یزدان پناه کل بحث را در چهار مقام تبیین کرد: مقام اول:‌ به عنوان مقدمه است و آن اینکه از رویکردهای اخلاقی متعددی را در سنت اسلامی می‌توان در تاریخ مشاهده کرد که برخی ناظر به مباحث اخلاق فلسفی است نظیر کتاب طهارة‌ الاعراق که به عنوان نشان دهنده رویکرد اخلاقی فلسفی است و یا طب روحانی رازی که می‌توان در آن رویکردهای اخلاق روان شناختی ناظر به تأثیرات دنیوی را مشاهده کرد. دسته‌ای از متون دینی را در برخی آثار اسلامی نظیر اصول کافی ج ۲ می‌توان دید که روایات با مضامین اخلاق در آن وجود دارد. احیاء العلوم غزالی و قوت القلوب از جمله آثاری که برخی از متون دینی را با رویکرد اخلاق عرفانی تحلیل کرده است...

...مقام چهارم: پیشنهاد یک مدل در بحث اخلاق عرفان. مسئله سعادت انسان از پایه‌ها و مبانی بسیار مهم اثرگذار در تحلیل مقولات اخلاقی است. سعادتی که عرفا برای انسان مطرح می‌کنند وصول الی الله است و مباحث کلامی را می‌توان بر حسب این مدل به سه مرحله تقسیم کرد: ۱٫ اخلاق قبل از وصول ۲٫ اخلاق حین وصول ۳٫ اخلاق بعد از وصول. در قبل از وصول بر حسب این غایت مسئله ریاضت غلیظ است که فلسفه ریاضت تلطیف سرّ است که موجب می‌شود عشق بیاید و عشق زمینه برای وصول است.

«معنای زندگی»؛ یادداشتی از منوچهر دین پرست در پاسداشت از اندیشه های مصطفی ملکیان

آنچه به دنبال می آید  نقد و بررسی دیدگاه ایشان درباره اخلاق جهانی است که  تحت عنوان «اخلاق جهانی در نهج البلاغه» در حسینیه ارشاد ایراد کردند.