رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

این وب سایت برای اهداف زیر تاسیس شده:
1. جمع آوری گزیده افکار و نظرات کسانی که در زمینه علوم انسانی اسلامی و تولید علم حرفی برای گفتن دارن. 2. بررسی افکار و نظرات اشخاص و جریاناتی که در روند کشور تاثیر دارند. 3. تحلیل ها و نقدهایی که در حیطه این افکار و آثار وجود داره. 4. آوردن یک سری نکات که در حیطه شناخت منطق فکری متفکران و علوم اسلامی کمک میکنن.

آخرین مطالب (به ترتیب)
پیوندهای روزانه
پیوندها
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب (به ترتیب)
آخرین نظرات
  • ۲۱ دی ۹۵، ۱۱:۵۱ - ..جهان ..
    احسنت
  • ۲۶ آذر ۹۵، ۲۰:۵۵ - محمدرضا فلاح
    :)
  • ۲۷ شهریور ۹۵، ۲۲:۰۸ - گروه فرهنگی صبح امید
    منتظریم
  • ۱۷ مرداد ۹۵، ۱۶:۰۳ - Fatemeh .79
    ممنون
  • ۳۰ تیر ۹۵، ۱۲:۳۱ - Fatemeh az 79
    :)
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل

آخرین مطالب / استفاده از مطالب این وب سایت با ذکر منبع بلا مانع است

۶۳ مطلب با موضوع «تولید علم اسلامی» ثبت شده است

اگر بخواهیم از حکمت اسلامی برای تأسیس علوم انسانی بومی استفاده کنیم، باید متوجه باشیم که مؤلفه های علوم انسانی مدرن چیست تا تحول را با توجه به آنها ایجاد کنیم.

سیدحمید طالب زاده استاد دانشگاه تهران در یادداشتی که در شماره ۱۸ فصلنامه صدرا منتشر شده به به چگونگی شکل گیری علوم انسانی مدرن به غرب اشاره کرده است. متن این یادداشت را در ادامه می خوانید؛

فلسفه تحلیلى (Analitic philosophy) به طور معمول در مقابل فلسفه هاى نظرپردازانه و هستى شناسانه (Speculative philosophy) قرار مى گیرد. فلسفه هاى نظرپردازانه که حکمت متعالیه هم در مجموعه آنها قرار دارد در صدد یافتن نوعى نظریه جامع درباره واقعیّت هستند که بتواند ذات اشیاء و اشخاص را براى ما مفهوم سازد درحالى که فلسفه تحلیلى برحسب نقل ویتگنشتاین قصد توضیح خود فکر و اندیشه را دارد. فیلسوف تحلیلى وقتى با جمله اى مواجه مى شود مسأله اصلى او یافتن صدق یا کذب آن نیست بلکه فهم معنا و یافتن ملزومات و لوازم معنایى آن است و این که چگونه مى توان درباره آن تحقیق کرد و یا آن را باطل کرد. تردیدى نیست که تحلیل به معناى یاد شده نه فقط امکان جمع با نظرپردازى را دارد بلکه در طول تاریخ همواره در آثار حکیمان نظرپردازى همچون ارسطو ابن سینا و ملاّصدرا وجود داشته است. پس باید گفت وجه تمایز یک فیلسوف تحلیلى از فیلسوف نظرپرداز در ..

(رصدفکر: بعد از رحلت علامه طباطبایی تفکرات دست اول فلسفه اسلامی به آیت الله جوادی آملی حفظه الله تعلق داره. یکی از تفکرات علامه طباطبایی که توسط شهید مطهری هم دنبال میشد مبحث خلقت شناسی در مبحث تولید علم هست. ای کاش آیت الله جوادی بیشتر در فروع  و تاثیرات این بحث صحبت میکردند. چیزی که میشه گفت این است که این بحث یک بحث بسیار جذاب و پویا هست که میتونه ابعاد جدیدی رو در نوع کاوشهای متفکرین اسلامی در علوم اسلامی بازه کنه.)

"جهان، مخلوق خداست و تمام علوم به خلقت شناسی بر می گردد؛ یعنی موضوعاتِ مسایل، محمولاتِ آنها و ترتب محمول ها بر موضوع ها، همگی صنع خداست و هر رشته ای از علوم تجربی و ریاضی و تجریدی، پژوهش کار خدا را به عهده دارد. بنابراین، فرض ندارد که علم از آن جهت که علم است، سکولار باشد، هر چند ممکن است عالم از جهت دین باوری یا خلاف آن سکولار باشد.."

منبع: دائرة المعارف طهور

در این متن میخوانیم: چیستی و مراحل تطور نظریه عقل فعال/ براهین اثبات عقل فعال/ جایگاه وجود شناختی عقل فعال/ نظریه عقل فعال در بوته نقد و ارزیابی/ نتیجه گیری

مقدمه

نقشی که در فلسفه مشاء به عقل نسبت می دهند بسیار گسترده است، آنچنان که با هیچ موجود دیگری قابل قیاس نیست و می توان عقل فعال را مرکز و کدخدای عالم مادون قمر نامید. در این مقاله سؤال اصلی این است که عقل فعال در فلسفه مشاء چیست و نقش وجود شناختی و معرفت شناختی خود را چگونه ایفا می کند؟ در پاسخ به این سوال بر مفهوم عقل فعال به عنوان «موجود مجرد تام و مستقل از انسان» که عامل ایجاد کثرت در جهان مادیات و افاضه کننده صور علمی به انسان است، تکیه می شود. در این تحقیق در پنج قسمت به چیستی و مراحل تطور نظریه عقل فعال، برهانهای اثبات عقل فعال، نقش وجودی و نقش معرفتی عقل فعال و عقل فعال در بوته نقد و ارزیابی پرداخته می شود.

1- تقسیم ادراکات آدمى به دو بخش نظرى وعملى و به تبع آن، انقسام حکمت‏به نظرى وعملى، میراث تفکر یونانى است که در حوزه‏اندیشه اسلامى مورد قبول عام واقع شدومتفکران مسلمان با پذیرش تفکیک مذکور، حاصل تامل و تفکر خودرا در دو بخش‏حکمت نظرى و عملى به صورت مکتوب‏براى ما به یادگار گذاشتند. 

ادراکات عملى به آندسته از ادراکات گفته‏مى‏شود که به صورت مستقیم به عمل انسان‏مربوط مى‏شود مثلا اینکه باید به عدالت رفتارکرد، باید به وعده وفاء کرد و امورى از این‏دست که عهده دار بیان بایسته یا شایسته بودن‏انجام عملى و یا ترک آن است. 
درمقابل، ادراکات نظرى به آن دسته ازادارکات اطلاق مى‏شود که ارتباط مستقیم باعمل انسانى ندارند مثلاعلم‏به‏کروى بودن زمین‏یا زوج بودن عدد چهار و امورى از این دست. 
البته اغلب اتفاق مى‏افتد که یک ادراک‏نظرى مبنا و اساس یک ادراک عملى قرارمى‏گیرد، مثلا اذعان واعتراف به وجود خداوندمبناى حکم عملى به لزوم اطاعت اوست ولى‏این نوع از ارتباط با عمل، آنرا جزء ادراکات‏عملى قرار نمى‏دهد. 
حکمت عملى به سه شاخه تدبیر منزل‏وسیاست مدن وعلم اخلاق تقسیم مى‏شود. (1) 
بنابر این شناخت‏باید و نباید و حسن وقبح اعمال انسان، از مصادیق بارز ادراکات‏عملى به حساب مى‏آید. 

مبادی نظری علامه طباطبایی در اخلاق

منبع:راسخون 

چکیده
علامه طباطبایی از قلیل اندیشمندانی است که توجه ویژه ای به فلسفه‌ی اخلاق داشته و آراء بسیار بدیعی هم از خود داشته است. جهت فهم دقیق اندیشه‌ی اخلاقی علامه طباطبایی، باید از مبانی که علامه نظریه اخلاقی خویش را بر آنها متکی ساخته، اطلاع و درک صحیح داشته باشیم. این مبانی به صورت کلی عبارتند از نظریه اعتباریات و نظریه استخدام. در این پژوهش به بررسی نظریه اعتباریات و به تبع آن حسن و قبح ذاتی اخلاقی می پردازیم. نظریه استخدام که یک نظریه اجتماعی- روانشناختی است نیز مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

کلید واژه ها

علامه طباطبایی، اخلاق، اعتباریات، استخدام

7. نظریّه رضایت عمومى

 پاره‏اى اشکالات نظریّه قرارداد اجتماعى، فیلسوفان را بر آن داشت تا شکل دقیق‏ترى از آن مطرح کنند و آن نظریّه رضایت عمومى (consent theory) است. کسى که به شکل صریح و روشنى از این نظریّه دفاع کرده است جان لاک (John Lock) فیلسوف تجربه‏گراى انگلیسى است. گرچه لاک در پاره‏اى از کلمات خویش سخن از قرارداد اجتماعى هم به میان مى‏آورد، منشأ مشروعیّت را حتّى در قراردادهاى اجتماعى رضایت مطوىّ در آن مى‏داند. مدّعاى این نظریّه این است که مشروعیّت حکومت‏ها و الزام شهروندان به اطاعت از آن‏ها، مبتنى بر رضایت آن‏ها نسبت به حکومت و قوانین و قراردادهایش است.

 این نظریّه از پاره‏اى مشکلات نظریّه قرارداد اجتماعى برى است؛ مثلاً مدّعى نیست که قرارداد و پیمانى صریح بین شهروندان بسته شده است تا اشکال شود که چنین پیمانى به لحاظ تاریخى خلاف واقع است. آن چه مدّعاى این نظریّه را تشکیل مى‏دهد رضایت شهروندان است و به راستى این نظریّه از این لحاظ، بسیار موجّه‏تر از نظریّه قبل است.

معرفت شناسی های مختلف، تعاریف متفاوتی از علم را به دنبال می آورد و هر تعریف از علم، پیامدها و لوازم فرهنگی، تاریخی، اجتماعی خاص را به همراه دارد و به همین دلیل فرهنگ و تمدن اسلام، با معنایی خاص از علم سازگاری دارد که از آن به عنوان علم دینی و اسلامی می توان یاد کرد.

دریافت
حجم: 341 کیلوبایت
توضیحات: علم دینی از منظر حکمت اسلامی- حجة الاسلام حمید پارسانیا

بحث بنده در سه بخش ارائه می شود
بخش اوّل به یکی از مسائل فلسفی جهان مدرن و تأثیرات آن بر حوزۀ علوم اجتماعی پرداخته می‌پردازد و آن مسأله سوژه و ابژه، معنا و تأثیرات آن بر رویکردهای علوم اجتماعی است.
بخش دوّم به مسأله سوژه و ابژه و به دنبال آن جوهر و عرض در جهان اسلام اشاره می‌کند.
بخش سوّم از چگونگی انتقال رویکردهای علوم اجتماعی مدرن و نحوۀ مواجهۀ آن با میراث فکری جهان اسلام یاد می-کند.


تفاوت فقه نظام ساز یا به تعبیر دیگر فقه کلان با فقه سنتی در این است در فقه نظام فرهنگی ما در سیر استنباط از گزاره‌های خرد می‌توانیم به یک استنتاج کلان برسیم ولی در حالت فقه مطلق فقط در مسائل خرد محدودشده بودیم.
از تفاوت‌های برجسته فقه کلان با فقه خرد در این است که فقه خرد محمول یک مسأله بسیط است مانند نماز واجب است و فرد آن را انجام دهد وجوب از گردن او ساقط است اما برخی اوقات محمول ما مرکب است مثلاً «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلّهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَالأَقْرَبِینَ آن یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقَیرًا فَاللّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلاَ تَتَّبِعُواْ الْهَوَى آن تَعْدِلُواْ وَإِن تَلْوُواْ أَوْ تُعْرِضُواْ فَإِنَّ اللّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا» در اینجا خطاب به جمع است. بنابراین با انجام یک فرد، خطاب شارع پایان نیافته است.
آیه الله اراکی خطابات شارع را به سه قسم فردی، جمعی و فرد درون جمع تقسیم می‌کند. و بنابراین فقه اجتماعی اینجا باز می‌شود. با این نگاه در قبال، فقط فرد یک انسان همیشه خطاب نیست گاه باید به‌صورت جمعی باید اقدام کرد تا امتثال صورت گیرد. بنابراین فقه نظام فرهنگی دنبال این تیپ مسائل است چراکه در فقه فردی امتثال فردی است ولی در فقه کلان امتثال جمعی است.
...در نگاه اسلامی، منزل باید «مسکن» باشد «بیت» باشد «دار» باشد. همه این‌ها مفاهیم بلندی پشت سر دارد. ولی با این نوع توسعه شهری که ما پیش‌گرفته‌ایم، دیگر خانه، فقط یک «خوابگاه» بیش نیست. و این شایسته نظام اسلامی که مبتنی بر داده‌های بلند و بالنده وحیانی است، نیست..

(رصدفکر: در کنار بحث فلسفه های مضاف، مدتی است که بحث جدیدی به نام فقه مضاف هم مطرح شده. البته جدای اینکه هنوز در فلسفه های مضاف کارهای بسیار زیادی باید بشه در فقه مضاف هم باید وقت زیاد و مستمری گذاشت. بدون شک بحث فقه مضاف بحث بسیار جذابی است اما هنوز در ابتدای راه است. سعی میکنم چند مقاله در این رابطه بذارم و امیدوارم استفاده کنید)

(منبع: خبرگزاری مهر) - در این یادداشت حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر سعدی به تبیین جایگاه «فقه مضاف به مثابۀ بستر تحقق فقه حکومتی و نظام‌ساز» می‌پردازد.

ایشان در این مقاله بیان می کند که فقه حکومتی، فقه بر شرایط بوده و فقهی است که حکومت و حاکمیت را موضوع خود قرار می‌دهد و از افعال حاکمیت بحث می‌کند. وی مقدمۀ تحقق فقه حکومتی را تدوین فقه مضافی می‌داند که مضافٌ الیه آن متناظر با نظام‌هایی است که در جامعه طراحی می‌شود.

اکنون اصل مقاله را با هم می خوانیم:

تولید یا بازتولید و یا بازسازی یک علم از علوم انسانی و یا هر علمی دیگر، یک فرایند صددرصد آگاهانه است. در غیر این صورت، عناوین مزبور، به نحو حقیقی قابل اطلاق بر آن‌ها نخواهد بود. به همین دلیل، نقش فلسفه‌ی مضاف در تولید علوم انسانی، عظیم و بی‌بدیل است.

نتیجه تصویری برای علامه طباطبایی

نویسنده: حسین نیا

..این چالش ها بگونه ای بوده است که عملا بعضی در این میان، فلسفه را بی ربط و بیگانه به علوم انسانی اجتماعی دانسته اند و بعضی دیگر گرچه  مرتبط دانسته اند اما بر این اعتقادند که به هر صورت فلسفه علمی بشری است و ما نیاز به فلسفه ای داریم که از دل سنت و روایات بیرون آید؛ کانه روح فلسفه موجود با آنچه که ما در روایات شاهد آن هستیم سازگار نیست و آنچه را که ما در روایات و ادعیه میچشیم سنخش با فلسفه اسلامی زاویه دارد. دسته سومی این فلسفه موجود را اسلامی میدانند اما برای ورود به علوم انسانی آن را نیازمند به بعضی سر فصل ها و نیز تولید علوم جدید دیگری دانسته اند. دسته دیگری سعی داشته اند با همین فلسفه موجود تولیداتی داشته باشند که البته بخاطر کمبود عِدّه و عُدّه و نیز سرگردانی فراگیر ناشی از مستحدثه بودن مسئله چگونگی ورود فلسفه به علوم انسانی باید سالها منتظر بود تا شاهد یک کار وسیع و خوب و پخته از آنها باشیم.

در این میان ما با دسته پنجمی روبرو هستیم که تقریبا شبیه دسته چهارم هستند اما با یک فرق اساسی..

نتیجه تصویری برای آیت الله جوادی آملی

(رصدفکر: قبلا گفته شد که بحث های علامه طباطبایی و تاحدودی شهید مطهری بر مبحث فطرت متمرکز هست. یکی دیگر از افرادی که در باب فطرت اثری ارائه کرده است آیت الله جوادی آملی حفظه الله می باشد اما یک تفاوت اساسی در کار آیت الله جوادی و علامه طباطبایی وجود دارد. فطرت در آثار علامه طباطبایی یک مبنا برای ورود فلسفه به علوم انسانی می باشد.)

(منبع: مجله خبری تحلیلی علوم انسانی طلیعه)

برهان فطرت بخشی از واقعیت انسان را که حقیقت ذات اضافه دارای دوطرف اضافه است مورد استفاده قرار می دهد و از تحقق یکی از دو طرف به تحقق طرف دیگر استدلال می کند بین دو امر متضایف ضرورت برقرار است.

 

نظریه فطرت از ابعاد گوناگونش به لحاظ تعلق به حوزه انسان‌شناسی تأثیرات مهمی بر حوزه‌های وسیعی از علوم انسانی می‌گذارد. این نظریه از دید استاد مطهری ام‌المسائل معارف اسلامی است و نقش اساسی در حل بسیاری معضلات معرفتی دارد. نتیجه تعلق این نظریه به حوزه انسان‌شناسی تأثیر مستقیم آن بر بسیاری از دانش‌هایی است که وجهه همت خود را شناخت بعدی از وجود انسانی قرار داده‌اند.

نویسنده: حسین نیا

ما -و البته هر مجموعه ای که بصورت بنیادی در رابطه با علوم انسانی فعال هستند- در صورتی میتونیم در علوم انسانی موفق بشیم و در واقع قدم های راسخ و قاطعی برداریم که در یک سیستم وسیع به چند دسته علوم بپردازیم:

اول درسهایی هستند که حکم مواد اولیه رو دارن یعنی قرآن و روایات، فقه، اصول و فلسفه و علومی که مقدمه فهم اینها هستند.-و البته عرفان هم هست که فعلا ذکر نکردم اما در نگاه نهایی باید عرفان رو هم جزء همین علوم اصلی دونست البته منظورم صرف عرفان عملی و نظری نیست بلکه عرفان در وادی عمل و عرفان در وادی نظر هست که مجموعه تراث با عظمت و با ارزشی است-

دوم علومی که حد واسط بین علوم اول و علوم مورد نیاز جامعه هستند مثل فلسفه های مضاف هستند مثل فلسفه فقه،فلسفه اصول، فلسفه فلسفه ، فلسفه روانشناسی، فلسفه جامعه،..

و البته بروز کردن علوم و همچنین آگاهی به زمان و مکان و در مرحله بعدتر آشنایی با جبهه های علمی و فرهنگی دنیا و یا نقاط ضعف و قوت اونها هم میتونه در این قسم قرار بگیره.

مسئله اسلام شناس بودن نیز بیشتر در این دسته معنا پیدا میکنه.

این دسته دوم بسیار مهم است بزرگانی همچون شهید صدر، شهید مطهری، علامه طباطبایی، امام خمینی و در نهایت مقام معظم رهبری نقطه قوت فکریشون در این قسمت بسیار به چشم میخوره.. این دسته از علوم ،در حکم منطقِ فکری هم میتونن مطرح بشن چون مسیر رو برای فکر کردن برای ما بسیار کوتاه تر، دقیقتر، و سریعتر میکنن. یه جورایی این علوم منطق صوری تفکر در علوم خاص خودشون هستن.

دسته سوم خود علوم مورد نیاز جامعه هستند که باید در اونها هم مطالعه داشته باشیم هم باید از تراث گذشته آگاهی داشته باشیم و هم باید از حرفهای روز دنیا و متفکران معاصر اطلاع داشته باشیم..

(منبع: بنیاد علمی و فرهنگی حیات )

گر بخواهیم دیدگاه منطقی از علم دینی داشته باشیم، باید ملاک خود را از چیستی علم و چیستی دین معلوم کنیم. قبلاً گفته شد که مراد از علم، علم تجربی است؛ یعنی گزاره های آن زاییده ی استقراء و تجربه است و این گزاره ها تکرارپذیرند و قدرت پیش بینی دارند، اما این چند مؤلفه، برای تبیین علم دینی کافی نبود. لذا قبل از ورود به بحث، به چند سؤال پاسخ دادیم:

(رصدفکر: چند وقت پیش داشتم خودنوشت استاد واسطی رو میخوندم. نمیدونم چقدر با تفکرات ایشون آشنا هستید. من خودم خیلی علاقه مندهستم که بیشتر با تفکرات ایشون آشنا بشم و میدونم که کارهای با ارزشی در حیطه های علوم انسانی مخصوصا در حیطه نظام سازی انجام دادن. ایشون در خودنوشت شون نوشته بودن که بسیار از "مقاله فقه و نظام سازی" آقای سید عباس نبوی متاثر شده بودند. این باعث شد تا امروز مقاله آقای سیدعباس نبوی در وب سایت رصد فکر بذارم. امیدوارم بتونم در آینده مقالات خوبی رو از خود آقای واسطی بذارم. توصیه میکنم  بعضی صحبت های آقای واسطی در سایت آپارات در رابطه با نظام سازی و تمدن سازی رو ببینید صحبت های ایشون بسیار مفید وجالب هست و همین طور دوستان میتونن به سایت ایشون که البته کل محتوای سایت تالیف خود آقای واسطی هست مراجعه کنید.)

(چند جمله گزیده: تأکید و تصریح امام راحل(ره)بر دخالت زمان و مکان در فقه، ماندگارترین اثر علمی آن رهبر عظیم الشأن است؛چرا که در ورای این رأی، دنیایی از مفاهیم و لوازم مستتر است، و همانگونه که گذر زمان محکم‏ترین سند اثبات آراء آن بزرگمرد بوده، تنها آینده است که وسعت و افق بنلد نگرشی را که در این رأی نهفته است، بر ملا خواهد نمود.
قشری از حوزویان-و چه بسا دانشگاهیان-با این رأی صریح و روشن امام راحل(ره)شفاها مخالفت ورزیدند؛اما شرایط را برای اظهار مخالفت مکتوب، مناسب ندیدند.

قائلین به تأثیر و دخالت حداقل، زمان و مکان را در محدود همان تغییر ویژگیهای موضوع که مورد می‏دانند و در همین حد متوقف می‏شوند و گاه نیز چنین استدلال می‏کنند که نظر امام راحل(ره)نیز توقف در همین مرز است.اما نظریه قبض و بسط دخالتی تام و همه جانبه را ادعا می‏کند، که بر اساس آن، زمان و مکان و به تعبیر دیگر علوم عصر، هم در تغییر موضوع و هم د ساختار مجموعی موضوعات و هم در ترتب موضوعات و بالاخره در فهم عناوین و احکام در فقه اثر می‏گذارد.
هر سیستم کارآمدی از چهار رکن 1-ساختار کلی، 2-روابط پیوسته و منسجم، 3-عقلانیت و 4-سرعت در جهت هدف، تشکیل می‏شود، و یک فضای رقابت‏آمیز بین سیستم‏های هم عرض، درجه بهره‏وری این ارکان چهارگانه نقشی تعیین کننده دارد و تجربه نشان می‏دهد که مقبولیت عمومی سیستم‏ها نیز، به همین چهار رکن وابسته است.
لوین تافلر در کتاب خود«تغییر ماهیت قدرت» قدرت برتر در صحنه جهانی آینده در قرن بیست و یکم را، قدرتی معرفی کرده که دارای توان سیستم‏سازی وسیع و جهانی، و بسیار سریع العمل باشد.

ینکه چگونه باید نظام‏های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و...را در جامعه اسلامی‏مان سامان داد، مهم‏ترین و اصلی‏ترین سؤال در پیش روی ماست. و این نیز خود، بزرگترین مصداق دخالت زمان و مکان در فقه است. بدون نظام‏سازی جدید، گمان نمی‏رود در اجراء و معرفی دین اسلام به جهان، توفیقی به دست آید...)

(رصدفکر: مسعود درخشان متولد سال ۱۳۲۸ در تهران است که در سال ۱۳۴۶ وارد دانشکدهٔ اقتصاد دانشگاه تهران شد. وی پس از اخذ مدرک کارشناسی اقتصاد از دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۰ به عنوان فارغ‌التحصیل ممتاز رشتهٔ اقتصاد دانشگاه‌های کشور انتخاب شد و برای تکمیل معلومات دانشگاهی به لندن اعزام شد و کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه آکسفورد و دکترای اقتصاد را از دانشگاه لندن (LSE) اخذ نمود. در سال ۱۳۵۷ به ایران مراجعت کرد و به تدریس در دانشکدهٔ اقتصاد دانشگاه تهران پرداخت.

درخشان دکترای اقتصاد مالی را در سال ۱۹۹۷ از مدرسه مطالعات مشرق‌زمین و آفریقا با موضوع «سیاست‌های پولی و اعتباری در ایران» دریافت کرد.

بعد از تعطیلی دانشگاه‌ها در سال ۱۳۵۹ برای تکمیل و تجدیدنظر رسالهٔ دکتری خود مجدداً برای ۲ سال به انگلستان رفت و علاوه بر تحقیقات در زمینهٔ کاربرد مدل‌های اقتصادسنجی، یک مدل کلان اقتصادی نیز برای اقتصاد ایران ساخت. در آستانهٔ بازگشائی دانشگاه‌ها، مجدداً به ایران بازگشت و به‌همراه خانواده در قم اقامت نمود و در زمینهٔ اقتصاد اسلامی کار کرد. در سال ۱۳۶۳ برای تأسیس دانشکدهٔ اقتصاد و معارف اسلامی، به دانشگاه امام صادق رفت و تا مهرماه ۱۳۷۱، در دانشگاه‌های تهران، تربیت مدرس، و امام صادق تدریس کرد.

او از سال ۱۳۷۰ به عنوان اقتصاددان ارشد دفتر مطالعات انرژی در لندن (I.B.E.S) و عضو هیأت علمی دانشگاه لندن مشغول به کار است. کتاب «اقتصادسنجی» او، در دورهٔ پانزدهم کتاب سال جمهوری اسلامی ایران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان کتاب سال برگزیده شد. وی را پایه‌گذار رشتهٔ معارف اسلامی و اقتصاد در دانشگاه امام صادق می‌دانند و چون عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی نیز می‌باشد، حضور زیادی هم در این دانشگاه داشته است. درخشان از نظریه‌پردازان اقتصاد اسلامی است.

امیدوارم از این مصاحبه کمال استفاده رو داشته باشید. متن این مصاحبه در کتاب همایش تحول در علوم انسانی، انتشارات فجر ولایت در سال ۱۳۹۰ صفحات ۲۵۹ تا ۲۸۰ به چاپ رسیده است.)

نتیجه تصویری برای حجت الاسلام میرباقری

(رصدفکر: خیلی وقت بود که میخواستیم درباره فلسفه مبتنی بر ولایت که آقای میرباقری چند سالی هست که مطرح میکنند و در بسیاری از سخنرانی هایی که برای طلاب دارن با تصریح و بدون تصریح به اون اشاره میکنند و البته شواهد بسیاری هم از روایات و ادعیه بر اثبات حرفهای خودشون میارن بمطلبی بذاریم که الان در منظر شما قرار میدیم. امیدوارم این مقاله براتون مفید باشه. یه جورایی آقای میرباقری اعتقاد دارن که فلسفه باید با این دیدگاه نوشته بشه و فلسفه موجود که ما با عنوان فلسفه اسلامی میشناسیم با این دید همخوان نیست.)

اصلی ترین محصول فکری اندیشمند گرانمایه مرحوم علامه سید منیرالدین حسینی الهاشمی(ره)، بنیانگذار دفتر فرهنگستان علوم اسلامی، دستیابی به فلسفه مهندسی توسعه اجتماعی یا فلسفه شدن یا همان «فلسفه نظام ولایت» است که بر اساس آن معقولیت مهندسی اسلامی جامعه، جهت «ارتباط روشمند دین» با «مهندسی اجتماعی» بیان می گردد. این امر به وسیله پایه ریزی روش عام و روشهای خاص بر پایه این فلسفه امکان پذیر می شود. «فلسفه شدن» فلسفه ای کاربردی است نه فلسفه ای صرفاً نظری چرا که به دنبال تعلیل و تحلیل موضوع خاصّی است که آن عبارتست از: «مهندسی اسلامی توسعه اجتماعی».

نتیجه تصویری برای علامه مصباح

متن پیش‌رو دیدگاه‌های حضرت آیت‌الله مصباح یزدی ـ‌مد ظله‌ـ درباره "علم دینی و اسلامی‌سازی علوم انسانی‌" است که از آثار معظم‌له استخراج و در قالب پرسش و پاسخ تنظیم گردیده و پیش از این با تغییراتی در شماره 86 ماهنامه معارف منتشر شده است.