رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

این وب سایت برای اهداف زیر تاسیس شده:
1. جمع آوری گزیده افکار و نظرات کسانی که در زمینه علوم انسانی اسلامی و تولید علم حرفی برای گفتن دارن. 2. بررسی افکار و نظرات اشخاص و جریاناتی که در روند کشور تاثیر دارند. 3. تحلیل ها و نقدهایی که در حیطه این افکار و آثار وجود داره. 4. آوردن یک سری نکات که در حیطه شناخت منطق فکری متفکران و علوم اسلامی کمک میکنن.

آخرین مطالب (به ترتیب)
پیوندهای روزانه
پیوندها
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب (به ترتیب)
آخرین نظرات
  • ۳۰ دی ۹۵، ۱۶:۵۰ - ..جهان ..
    افسوس
  • ۲۱ دی ۹۵، ۱۱:۵۱ - ..جهان ..
    احسنت
  • ۲۶ آذر ۹۵، ۲۰:۵۵ - محمدرضا فلاح
    :)
  • ۲۷ شهریور ۹۵، ۲۲:۰۸ - گروه فرهنگی صبح امید
    منتظریم
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل

آخرین مطالب / استفاده از مطالب این وب سایت با ذکر منبع بلا مانع است

۱۶ مطلب با موضوع «جریان شناسی» ثبت شده است

یکی از مهم‌ترین خصوصیات دنیای مدرن، عقلانیت آن است که بسیاری از محسنات یا نواقص آن بر محور آن تحلیل می‌شود. عقلانیت، لایه‌ها و ابعاد متعددی دارد و هر جامعه،‌ بسته به اینکه از کدام بعد و لایه آن بهره‌مند شود، فرهنگ و تمدنی خاص پیدا می‌کند.

آن بخش از عقلانیت که در دنیای مدرن بیش از همه فضیلت یافته، چیزی است که از آن به عنوان عقلانیت ابزاری یاد می شود. در این مقاله ابتدا معانی، محدوده ها، لایه ها و مراتب عقلانیت بیان و سپس نظری اجمالی به تاریخچه تکوین و گسترش عقلانیت ابزاری در دنیای مدرن می شود، همچنین کاستی های ذاتی آن شناسایی و راه پیشنهادی برای رفع آن کاستی ها ارایه می شود. برای عقل، معانی و اصطلاحات مختلفی وجود دارد که هر یک از آنها ناظر بر یکی از ابعاد، مراتب و لایه های عقل است و از جمله آنها عبارتند از:

فروپاشی نخبگان، خیزش اجتماع

هفته گذشته در سالن همایش‌های دبیرخانه انجمن‌های علمی حوزه علمیه نشستی با عنوان «تحلیل جامعه‌شناختی از آخرین وضعیت کشور با تاکید بر وقایع اخیر» برگزار شد. در این نشست دکتر ابراهیم فیاض، دکتر حمید پارسانیا، دکتر تقی آزاد ارمکی و دکتر عماد افروغ، از اساتید صاحب‌نظر در حوزه جامعه‌شناسی بحثی انتقادی درباره مسائل کشور و انقلاب ارائه دادند.
آلمان پس از جنگ جهانی دوم به مخروبه­‌ای تبدیل شده بود که از طرفی به دلیل شکست در جنگ، متعهد به پرداخت غرامت و بدهی­‌های سنگینی شده بود. خرابی­‌های جنگ چنان بود که گویا به این زودی­‌ها این کشور روی رفاه را نمی‌توانست ببیند. داستان‌ آن‌روز‌های آلمان، هم وحشتناک است و هم عبرت‌آموز. مادری، پسرش را برای خرید دو عدد نان فرستاده بود و پسر وسط راه متوقف شد و دقایقی فوتبال بازی کرد. او وقتی به نانوایی رسید، قیمت‌ نان بالاتر رفته بود و نتوانست حتی یک نان هم بخرد. اما علی­رغم همه‌ی این مشکلات، آلمانِ جنگ‌زده، هفتاد سال بعد، تبدیل به قدرت چهارم دنیا شد. سؤال این است چه عناصری در بازسازی آلمان جدید نقش کلیدی داشت؟
با مطالعه‌ی تجربیات توسعه‌ی آلمان، به خوبی می‌توان دریافت که تمرکز آلمان بر چند عامل ساختاری زیر، سبب افزایش تولید ملی این کشور شد:

(رصدفکر: یکی از مشکلات کنونی جامعه علمی ما از جمله حوزه و دانشگاه ضعف فکری، مدیریتی و فرهنگی مسئولان و بزرگان آنها نسبت به نیازهای جامعه و علم آموزان است. در این نوشته نویسنده سعی کرده بدون اینکه وارد مقام داوری و قضاوت شود به بعضی از این ابعاد در حوزه علمیه اشاره کند.)

(منبع: مباحثات؛ رضا تاران)

محمدتقی اکبرنژاد با شعار تحول‌ کتب درسی، عباس تبریزیان با ترویج طب اسلامی، صمصام‌الدین قوامی با طرح امامت و امارت، حسن میلانی در ضدیت با فلسفه و عرفان و… با رویکردهای انتقادی، هرکدام طیفی از طلبه‌های جوان حوزه علمیه قم را تحت تأثیر قرار داده‌ و اتوریته و اقتدار نهاد مرجعیت را با چالش‌هایی مواجه کرده‌اند. هرچند اختلاف نظر بین طلاب و مراجع تقلید در تاریخ حوزه علمیه کم و بیش دیده می‌شود، اما هیچ‌گاه این‌گونه آشکار، گسترده و بعضا ساختارشکنانه نبوده است. این تنش‌ها می‌تواند نشان‌دهنده وجود شکاف‌هایی در رابطه طلبه‌های جوان و علمای رده بالا در حوزه علمیه است که بسترهای فعالیت را آماده می‌کند. البته فعالیت گروه‌ها و اندیشه‌های مختلف در فضای عمومی حوزه علمیه امری طبیعی است که موجب بالندگی خواهد بود سخن در تنش‌های ایجاد شده و رویکردهایی است که اقتدار مرجعیت را تضعیف می‌کند.

🖋 تصور کنیم امام امت یک سال زود تر از این دنیا رخت می بستند و عمرشان کفاف تغییرات اساسی سال پایانی حیات شان را نمی داد و در این شرایط رهبر جدید (حضرت آیت الله خامنه ای) این تصمیمات را اتخاذ می کردند:
برخورد با منتظری، که شاگرد و حاصل عمر امام بود.
صدور فرمان اعدام چند هزار نفر از منافقین، که امام تا کنون آنان را تحمل کرده بود.
پایان جنگ و پذیرش قطعنامه، که امام هرگز راضی به آن نبود.
تغییرات قانون اساسی و خصوصا غیر شورایی کردن رهبری، که تحت نظر امام به تصویب رسیده بود.

🖋 سوال این است که کدام یک از ما تاب و توان این تغییرات را می داشتیم و آن را پای خیانت در امانت رهبر جدید نمی گذاشتیم؟
والله قسم هیچ یک؛ مگر اولوالابصاری معدود و انگشت شمار که شهادت می دهم من جزء آنان نمی بودم و نیستم.
حال تصور کنیم 30 سال پیش مقام معظم رهبری علیه هاشمی و موسوی موضع صریح می گرفتند و دست آنان را از امور کوتاه می کردند، کدام یک از ما که اکنون ماهیت آنان بر ما هویدا شده، این اقدامات برایمان قابل هضم می بود؟
شهادت می دهم که برای نگارنده سوء ظن آقا به موسوی در دوره‌ی نخست وزیری گره ذهنی ناگشوده ای بود تا اینکه در انتخابات 88 پرده ها کنار رفت و فهمیدم آنچه من در آینه نمی دیدم آقایمان در خشت خام می دید.

🖋 اکنون از گذشته به آینده می رویم، خدایی نکرده و بازهم خدایی نکرده فرض می کنیم یکی از سران خدوم کشور پایش بلغزد و رهبری عزیز علی رغم میل باطنی و بر اساس وظیفه‌ی اساسی خود یعنی حفظ انقلاب از دست نااهلان و استحاله شدگان، جلوی فرد مذبور بایستند، جلوی مردی بن بست شکن که خدمات بی نظیری در عرصه‌ی عمران و آبادانی کشور انجام داده و همه‌ی ما جان گرفتن ارزش های انقلاب را در مقطعی مدیون او هستیم؛ در این اوضاع، اوضاع ما چگونه خواهد بود؟

دکتر درخشان برگزیده دومین جایزه جهانی علوم انسانی اسلامی در اختتامیه سومین کنگره علوم انسانی اسلامی؛
  • باید به دنبال اقتصاد اسلامی ناب باشیم نه اقتصاد اسلامی آمریکایی
  • نیازی نیست فقه متحول شود، بلکه مشکل از اقتصاددانان است که اسلام‌شناس نیستند
"من از اول انقلاب به دنبال حل این تعارض بین فقه اقتصادی و علم اقتصاد بودم و پاسخ را در نظریه تعادل عمومی دیدم. این نظریه یعنی تعادل نظام اقتصادی با نظام سیاسی با محوریت ولایت فقیه و تعادل این دو با نظام اجتماعی و تعادل این سه با ارزشهای اسلامی".
رویکردهای بسیاری در مورد اقتصاد اسلامی وجود دارد که حاصل رشد اندیشه ها در این حوضه بوده است. ما می توانیم این رویکردها را به دو قسمت اصلی تقسیم کنیم.
13931225000197_PhotoA
پیشرفت علمی، فلسفی و تمدنی در تاریخ اسلام با باورهای شیعی مسلمانان گره خورده است، زمانی که باورهای دینی تقویت شود تمدن‌سازی و قدرت نیز به همراهش ایجاد می‌شود.
 یک نمونه از تضعیف باورهای دینی که باعث انحطاط حکومت‌ها در تاریخ اسلام شد، زمانی بود که کشورهای اسلامی توسعه پیدا کرده بود و حکومتی نظیر آل بویه شکل گرفت و تمدن‌سازی زیادی هم شد، پس از آن سلجوقیان آن‌ها را کنار زده و خود به حکومت رسیدند، اما به جای دغدغه دین و مردم به فکر تقویت خود و حکومتشان بودند و از سوی دیگر نیز فاطمیون در مصر و شمال آفریقا با اینکه حکومت شیعه بودند، باز هم آن‌ها دغدغه حکومت یافتند، بنابراین به مرور حکومت‌های شیعی تضعیف شد.

(منبع: طلیعه)

باید راه درستی برای مبارزه با غرب گرایی در پیش بگیریم به طور مثال در حوزه دانشگاهی و حتی علوم انسانی ضعف‌های زیادی داریم چرا که ما براساس ساختار غرب مشکلات را نمی‌توانیم رفع کنیم و حتی منافعمان هم در این مسیر تأمین نمی‌شود. در نهایت باید مرز بین دانایی و جهالت را دریابیم و خود را از سیطره غرب خارج کنیم و در ساختار رسانه‌ای نیز توجه بیشتری به سیطره فرهنگ غرب داشته باشیم.

روشنفکران غربگرا به اندازه‌ای بی سواد هستند که تنها ظاهر غرب را گرفته‌اند و از مطالعه نیز چند کتاب سطحی غرب را خوانده‌اند و به واقع دچار یک نوع جهل تاریخی شده‌اند و این بی سوادی را در موضوع مذاکرات هسته‌ای نیز نمایان کرده‌اند.

(رصدفکر: دوستانی که علاقه مندند با مشکلات علوم انسانی در کشور ما و راهکارهایی در این باره با نگاهی تخصصی تر و وسیع تر آشنا بشن حتما این مصاحبه رو بخونید این مصاحبه جزء معدود مصاحبه هایی هست که صحبت های فوق العاده ای در این رابطه شده است.)

..به عنوان مثال: در حوزه قطب‌های علمی، یک آسیب جدی در علوم انسانی وجود دارد. می‌دانید قطب علمی یک گروه علمی را می‌گویند که دارای هفت استاد تمام و دانشیار باشند که در آن رشته و گرایش خاص حرف اول را بزنند؛ ما شاید الان در کشور بیش از 15 الی 20 قطب علمی در علوم انسانی نداشته باشیم اما امریکا 4000 قطب علمی دارد که 2500 تا از آنها در زمینه علوم انسانی است...

..می‎گوییم: آقای گیدنز، آقای پارسونز ما در قرآن مفهومی داریم به نام تقوا؛ به نظر شما چگونه این را در جامعه عینی و کاربردی کنیم؟ او می‌آید یک سری تحقیقات تجربی در جامعه انجام می‌دهد؛ یک سری معیار و شاخص می‌دهد که آنها را انجام می‏دهیم و جواب هم می‏گیریم. آیا دینی کردن علوم انسانی به این معناست؟ این یک سطحی از دینی کردن علوم انسانی است که حرف نادرستی هم نیست. مرحوم شهید صدر تقریباً به این معنا اقتصاد دینی را می‎پذیرفت و می‎گفت.

(موضوعات: علوم اجتماعی و رفتاری/وارد بودن اشکالات مدیریتی، ساختاری، روشی و علمی به علوم انسانی موجود/ اشکالات محتوایی، مهم ترین و جدی ترین نقص علوم انسانی موجود/ وجود چهار پارادیم تبیینی، تفسیری، انتقادی و پسامدرن در علوم انسانی/ عدم ورود پارادایم های تبیینی، تفسیری و انتقادی در بحث دینی سازی علوم انسانی/ تقریرهای مختلف از دینی شدن علوم)

نظریه چهارم؛ ولایت‌ فقیه‌:  در طی‌ دهه‌ چهل، نظریة‌ دیگری‌ برای‌ حل‌ مسائل‌ اجتماعی‌ ایران‌ و پی‌گیری‌ یک‌ جریان‌ اصلاحی‌ به‌ عرصة‌ عمل‌ اجتماعی‌ گام‌ گذارد. این‌ نظر بر خلاف‌ دو تئوری‌ پیشین، از آفاق‌ معرفت‌ معنوی‌ و اسلامی‌ جامعه‌ بهره‌ می‌برد، از آسمان‌ وحی‌ می‌نوشید و در بستر عقلانیتی‌ ریشه‌ دوانیده‌ بود که‌ هزاره‌ای‌ پرشکوه‌ را در همراهی‌ و همزیستی‌ با وحی‌ آزموده‌ بود. این‌ تئوری‌ به‌ لحاظ‌ تاریخی‌ در امتداد جنبش‌ عدالتخانه‌ قرار می‌گرفت.

(موضوعات: نظریه ولایت فقیه/ نظریه رهبری کاریزماتیک/ نظریه بسیج توده ای و جامعه مدنی/ رفورمیزم لیبرالی و نفی انقلاب/ نظریه پسامدرن)

(رصدفکر: قبلا یه مقاله رو در دو بخش درباره جریان های فکری سیاسی در ایران از حجة الاسلام پارسانیا گذاشته بودم که واقعا فوق العاده بودن. آقای پارسانیا اونقدر این مقاله ها رو جذاب نوشته بودند که انسان خیال میکنن علاقه و سرگرمی اول آقای پارسانیا کار بر روی همین مباحث هست امیدوارم که این مقاله براتون مفید باشه.)

این مقاله، در صدد توضیح‌ هفت‌ خط ‌»اصلاحات« و جریانهای‌ سیاسی‌ وابسته‌ به‌ آنها در ایران‌ و در شرائط‌ کنونی‌ کشور است: نظریه‌ حد‌اقلی‌ و تقیه‌آمیز علماء در قیام‌ مشروطه، نظریه‌ سکولار از نوع‌ آخوندزاده، نظریة‌ چپ، نظریة ‌»وبری«، نظریة‌ پوپری‌ و نظریة‌ فوکوئی‌ و عاقبت‌ نظریة‌ اصلاحات‌ در چارچوب‌ ولایت‌ فقیه.

(موضوعات

(رصدفکردکتر فنائی اشکوری تاکنون بیش از 50 کتاب و مقاله در نشریات داخلی و خارجی منتشر نموده و در کنفرانس های بین المللی مختلفی(از جمله در دانشگاه های آمریکا، کانادا، انگلستان، ایتالیا، اتریش، سوئد، یونان، اسلونی، لبنان، اندونزی و ...) در زمینه های فلسفه، عرفان و دین به ارائه مقاله و سخنرانی پرداخته است.وی همچنین در بسیاری از دانشگاه ها و مراکز علمی ایران سخنرانی کرده است و با رسانه های مختلف داخلی و خارجی (صدا و سیما و نشریات و خبرگزاری ها و سایت های مختلف) در مسائل گوناگون علمی، دینی ، اجتماعی و سیاسی گفت و گو داشته است. برای آشنایی بیشتر با ایشون میتونید به اینجا مراجعه کنید.

بدون شک یکی از کسانی که آثار خاص به خود در زمینه فلسفه مخصوصا تاریخ فلسفه دارند دکتر فنایی اشکوری هست. ایشون در زمینه تولید علوم انسانی و البته موضوعات روز دیگه هم نظرات خوب و مورد اعتنایی دارن. توصیه من اینه که در زمینه تولید علم خوندن مقاله زیر رو از دست ندید که بسیار مفید هست).

سوالاتی که دکتر فنایی در این گفتگو پاسخ میدهند: 

نسبت ما با علوم انسانی غربی چیست؟ چه نکات اشتراک و اختلافی وجود دارد؟/شما از عبارت »بازسازی علوم انسانی« در کوتاه‌مدت، به جای تولید علوم انسانی جدید استفاده می‌کنید. مراد از این عبارت چیست؟/ما می‌توانیم با علوم انسانی موجود چهار نوع برخورد داشته باشیم/ رویکردها و جریان‌های مختلف نسبت به تولید علوم انسانی در کشور کدام‌اند؟/برخی معتقدند تمدن جدید غرب برای ساخت خود از علوم موجود در عالم اسلام بهره گرفته است و این گونه نیست که همه‌ی علوم جدید غرب، محصول تمدنی غرب باشد. این گزاره تا چه اندازه صحیح است؟/ برخی می‌گویند چون فلسفه‌ی اسلامی (به طور خاص حکمت صدرایی)، بیش از آنکه معطوف به فیزیک باشد، به متافیزیک توجه دارد، عملاً نمی‌توان به وسیله‌ی آن، دست به جامعه‌سازی و به تبع آن، نظام‌سازی و تمدن‌سازی زد. این فرض تا چه اندازه صحیح است؟/ برای تولید علوم انسانی مبتنی بر پشتوانه‌های هویتی و تمدنی، حوزه باید پیشرو باشد یا دانشگاه؟/ رویکرد مؤسسه‌ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) نسبت به تولید علوم انسانی چگونه است؟/ آیا مؤسسه‌ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) به عنوان حد واسطی بین دو نهاد حوزه و دانشگاه عمل می‌کند؟

(رصدفکر: دوستان دقت داشته باشن که در منتقدین به فلسفه چند نظر و جریان وجود داره بعضی میگن باید این فلسفه چون در علوم انسانی ناکارآمد هست باید کلا کنار گذاشته بشه بعضی دیگه میگن درسته که در علوم انسانی ناکارآمد هست اما  اگه بعضی مباحثش پیگیری بشن درعلوم انسانی هم کارآمدخواهد بود بعضی هم که فلسفه ملاصدرا و کلا فلسفه رو قبول ندارن و میگن خانه از پای بست ویران است -البته چند نظر دیگه هم هست که فعلا نیازی به مطرح کردن اونهانیست-

در این جا ما نظر یکی از منتقدین که جناب استاد میرباقری هست رو آوردیم و سعی میکنیم نظر باقی منتقدین رو هم بیاریم؛ البته منتقدینی که عرفا از طرفداران فلسفه هستند)

(رصدفکر: دوستان دقت داشته باشن که در منتقدین به فلسفه چند نظر و جریان وجود داره بعضی میگن باید این فلسفه چون در علوم انسانی ناکارآمد هست باید کلا کنار گذاشته بشه بعضی دیگه میگن درسته که در علوم انسانی ناکارآمد هست اما  اگه بعضی مباحثش پیگیری بشن درعلوم انسانی هم کارآمدخواهد بود بعضی هم که فلسفه ملاصدرا و کلا فلسفه رو قبول ندارن و میگن خانه از پای بست ویران است -البته چند نظر دیگه هم هست که فعلا نیازی به مطرح کردن اونهانیست-

در این جا ما نظر یکی از منتقدین که جناب استاد میرباقری هست رو آوردیم و سعی میکنیم نظر باقی منتقدین رو هم بیاریم؛ البته منتقدینی که عرفا از طرفداران فلسفه هستند)

..فلسفه اسلامی برای حضور در گزاره های علوم فرودستی و پشتیبانی تئوریک از علومی مانند علوم انسانی، نیازمند بهره گیری از لوازمی است که حکمت صدرایی از آن لوازم به دلیل منطق و روش حاکم برآن، برخوردار نیست..

 در مورد اینکه چرا با وجود تأکید قرآن بر تعقل و عقلانیت شاهد گرایشات ضد عقلی در جهان اسلام هستیم، یک عامل برای گریز از عقل افراط و تندروی بعضی از جریانات عقل گرا است. ما در جهان اسلام مانند تاریخ مسیحیت جریانهایی داریم که اینها یک مشرب را پسندیده و توجهشان به آن جلب شده و از بقیه مشربهای معرفت غفلت کردند.

..در جمع بندی نهائی بطور کلی باید گفت در تاریخ اسلام سه نوع رویکرد نسبت به عقل وجود داشته است: عقلگرائی افراطی، عقل گریزی افراطی و عقل گرائی اعتدالی..

نویسنده: حسین نیا

شاید برای بسیاری تعجب آور باشد اما جریان سومی که در نظریه پردازی در زمینه نظام اجتماعی و تمدن سازی اسلامی بصورت جدی حرفی برای گفتن دارد جریان عرفان اسلامی است.

عرفان اسلامی یک نگاه عمیق تر به انسان و هستی است که در دامن اسلام و تعلیمات ائمه رشد کرده و با تلاش های طاقت فرسای عرفا به درخت تنومند و پرباری تبدیل شده است. عرفان اسلامی بدنبال جامعه ای توحیدی است جامعه ای که از بندهای نامرئی طاغوت های انسی و جنی پیراسته و خود را نه آنکه با فضیلت ها آراسته باشد بلکه تجلی فضیلت ها باشد. عرفان اسلامی بنیانها و پایه های جامعه را با فقه میسازد اما جامعه را در قوانین فقهی و حقوقی نگه نمیدارد بلکه ریشه های جامعه را در لایه های توحیدی دین اسلام رشد داده و با تعلیمات خود جامعه را به سمت فضیلتهای والای الهی به حرکت در میآورد.

عارف تنها انسانی سرشار از معلومات نغز یا نکات بدیع یا دارنده شهودات عمیق نیست بلکه قبل از همه اینها، انسانی است که نهال وجودخود را با عشق به حقیقت هستی تربیت کرده و با واقعیت در آمیخته و در نهایت، روح صیقل یافته اش سرشار از احساسات والای توحیدی و فضیلت های انسانی شده است؛ از این رو چطور این گونه نباشد که حداقل دسته ای از عرفای بزرگ را ببینیم که حقیقت جامعه ساز فقه جعفری را درک کرده اند و قله های سعادت انسان را در زندگی توحیدی دیده و به اقتضای طبیعت نوع دوستی بلکه به اقتضای فقه جعفری و عمق نگاه انسان شناسی متعالی خود تصمیمی بر سوق جامعه به سمت جامعه ای اسلامی با گرایش به معنویتی برتر که آنهم البته طبق تعلیمات ائمه بوده است نداشته باشند.

موضوعات: عرفان و هستی/ عرفان و جامعه/ عرفان و تمدن سازی/ عرفان مدون/ رابطه عرفان و شرع/ عرفان، جامعه، حکومت/ انقلاب اسلامی و عرفان امام خمینی ره

نویسنده: حسین نیا

..جریان دوم نظریه پردازی که وارد این حیطه شده اند جریان فلاسفه اسلامی است. فیلسوف کسی که تنها به دنبال حقیقت است و انگیزه ای جز رسیدن به واقع و واقعیت ندارد. از سوی دیگر فیلسوفان اسلامی وحی را حکایت گر واقعیت میدانسته اند از این رو لاجرم همیشه مانوس با مفاهیم و گزاره های وحیانی بوده اند لذا به خاطر این همنشینی و انس و به اقتضای تکیه بر عقل و غور در آن، شاهد یک تفکر نظام ساز در فلاسفه بوده ایم و از همین روست که اولین کتابهای اخلاقی نظام مند را کسانی نوشته اند که تفکر فلسفی داشته اند.