رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

این وب سایت برای اهداف زیر تاسیس شده:
1. جمع آوری گزیده افکار و نظرات کسانی که در زمینه علوم انسانی اسلامی و تولید علم حرفی برای گفتن دارن. 2. بررسی افکار و نظرات اشخاص و جریاناتی که در روند کشور تاثیر دارند. 3. تحلیل ها و نقدهایی که در حیطه این افکار و آثار وجود داره. 4. آوردن یک سری نکات که در حیطه شناخت منطق فکری متفکران و علوم اسلامی کمک میکنن.

آخرین مطالب (به ترتیب)
پیوندهای روزانه
پیوندها
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب (به ترتیب)
آخرین نظرات
  • ۳۰ دی ۹۵، ۱۶:۵۰ - ..جهان ..
    افسوس
  • ۲۱ دی ۹۵، ۱۱:۵۱ - ..جهان ..
    احسنت
  • ۲۶ آذر ۹۵، ۲۰:۵۵ - محمدرضا فلاح
    :)
  • ۲۷ شهریور ۹۵، ۲۲:۰۸ - گروه فرهنگی صبح امید
    منتظریم
  • ۱۷ مرداد ۹۵، ۱۶:۰۳ - Fatemeh .79
    ممنون
  • ۳۰ تیر ۹۵، ۱۲:۳۱ - Fatemeh az 79
    :)
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل

چرا بعد از این همه سال و ازهمه مهمتر با این  همه نخبه با انگیزه یا مستعد، نه تنها علوم انسانیمون اسلامی نشده بلکه حتی کار قابل توجهی هم صورت نگرفته است؟! نه فقط در علوم انسانی غربی بلکه حتی در علومی مثل فلسفه اسلامی که اصلا مال خود ما هست هم کاری که ثمره عملی بسیاری داشته باشه نداریم؟! یعنی از همه بدتر چرا ما هنوز در متن ابن سینا و صدرا متوقف شدیم و هیچ بروز سازی ای انجام نشده؟! تقریبا البته!

نمیگم ابن سینا و صدرا را کنار بگذاریم میگم اگه صدرا و ابن سینا الان زنده بودن آبدیت تر و بروز تر صحبت میکردند. نمیگم مبانی اونها مردود هست بلکه میگم مشکل زمان اونها با مشکل زمان ما فرق کرده!

کاری ندارم با کسانی که دستاشون رو در مقابل علوم انسانی غرب بالا بردن و از همون اول تسلیم شدن و کانّه اصلا تسلیم بدنیا اومدن اما سوال من اینه چرا کسانی که داعیه دار علوم انسانی اسلامی بودن یا هستن و همیشه گفتن و میگن که این علوم غربی مشکل داره و عمرشون را هم صرف علوم انسانی کردن کارهاشون بی اثر هست یا بی اثر شده؟

 

چرا یه عمر میگیم این روانشناسی غربی هست بعد مثلا میریم سر کلاس موسسه امام خمینی میشینیم بعد استاد میاد میگه: "نه اینها همش تو اسلام هم هست"! خب مگه موسسه امام برای این تاسیس نشده بود که علوم انسانی رو اسلامی کنه اینکه همون اول کار ظاهرا شبهه برایش حل شده! البته از یه طرف دیگه!

نمیخوام حرفشون رو تایید یا رد کنم اما.. ادعاهامون چی هست، بعد، خروجی هام چی از آب درمیآد؟! اگه در بیاد البته!؟

 

کی باید این بازی علوم انسانی تموم بشه؟! یعنی چطور باید این بازی تموم بشه؟ یعنی چی باید تغییر کنه تا مثل آدم این علوم انسانی، اسلامی بشه؟ یعنی وضعیت رو نمی بینید!؟

من نمیدونم.. شما بگید؟ نه، انصافا شما بگید!.. نه که نمیدونم، خب، منم تو اینجور چیزها خیلی فکر کردم، اما شما یه چیزی بگید..

نمیخوام درد دل کنم، فقط سوال دارم

خلاصه یکی جواب بده! و الا ..

نظرات  (۱۲)

۱۶ اسفند ۹۳ ، ۲۱:۳۴ پریشان گویا
سلام
البته این سالهای اخیر کارهای خوبی انجام شده و نهضتی شکل گرفته در راستای تولید علم دینی و... مشکل این بود که اصلا قبلا این جو و روحیه نبوده و باور نبوده که میشه علم دینی هم داشت و حرکت هایی داره شروع میشه در جاهای مختلف موسسه امام پژوهشگاه حوزه دانشگاه و فرهنگ اندیشه و دانشگاه امام صادق و... .لی زمان بر است و زمان و اراده قشر دانشگاهی را می طلبد 
و من الله التوفیق
پاسخ:
سلام
خیلی متشکر..
امـــا!
نه..! این جواب سوالهای من نیست.. یه بار دیگه متن سوال رو باید بخونید..
البته نهضت شکل نگرفته بلکه تهضتکی شکل گرفته یا اینکه شاید گفتمانی شکل گرفته.. البته میتونه با مدیریت درست در آینده تبدیل به یک نهضت بشه.
به عبارت دیگه وقتی دولت کاملا به این مسئله بی تفاوت هست و اساتید حوزه و دانشگاه تا حدودی سردر گم هستند و نمیتونن مشکل اصلی و راهکار اصلی رو درست شناسایی کنند، و مرکز مدیریت نهادهای اصلی ای همچون حوزه و دانشگاه بی حرکت و خمود هستند مخصوصا مدیریت حوزه که باید بیشتر پاسخگو باشه کاملا بیگانه با این مسئله تمام همّ و غمّش تنها برگزاری سنتی یک سری درسهایی که البته لازم هم هستند شده اما بسیار بسیار ناکافی،.. با همه اینها این نهضتک حالا حالها به جایی نخواهد رسید..

لــــــــــذا..     یـــــــه بــــــــار دیــــــــگه ســــــوال رو "بـــــــــا دقـــــــــت" بــخــــونــیــــــــــد، ..
سلام علیکم
برادر عزیز شما هم با تحصیل در حوزه مزه وصف نشدنی این علم الهی رو چشیدید یعنی فهمیدید بایک معدن بی انتها و غنی طرف هستید ولی ابزار استخراج کم هست .من چند علت رو ذکر می کنم
1-مدیران اموزشی اقتضا زمان رو درک نکردند یا درک کردند اما دچار روز مرگی شدند(مثلا کتاب اموزشی مناسب برای فهماندن طلاب از قواعد فقه استفاده نمیشه)
2-طولانی کردن بیش از اندازه تحصیل وتکرار غیر ضروری
3-تقلید کورکورانه از بعضی قوانین دانشگاهی ورفتن به سمت مدرک گرایی
4-مانع ایجاد کردن برای تحصیلات روز در حوزه
5- فراهم نکردن بستر برای زبان اموزی عربی وغیر عربی وحتی فارسی
6-بلا تکلیفی طلاب برای هزینه زندگی وتحصیل بدون هیچ حمایتی وپشتوانه ای
خب به نظرشمابا اینهمه موانع میتونیم با رقبای فکری و عقیدتی رقابت کنیم.در ضمن با این حال انقدر دست پر هستیم که نظراتمان را به حریف تحمیل کنیم ومجاب کنیم اما ساده ترین امکانات ارتباطی با مراکز علمی دنیا روفراهم نمی کنند بعد میگن حوزه مسوول ترویج دین هست.در مملکت خودمان حوزه علمیه ها مجموعا به اندازه یک دانشگاه نمی شوند طلاب چقدر می توانند تحقیقات میدانی وسیستمی داشته باشند چقدر درمراکز اجتماعی از طلاب برای رصد وارایه راهکار استفاده می کنند؟
برادر عزیز سخن در این باره بسیار است.
والسلام

پاسخ:
با سلام بسیار بسیار وافر خدمت شما

نکته اول شما کاملا درست هست خیلی خیلی هم درست هست حقیقتا که با یک معدن بی انتها و غنی روبرو هستیم. اتفاقا من چند وقت پیش یه نکته از یکی از دانشمندان غربی خونده بودم که خیلی برام جالب بود با خودم میگفتم حقیقتا که این نکته درست و عقلانی هست. یه روز که کتاب غرر الحکم امیرالمومنین علیه السلام دستم بود همین جوری یه صفحه رو باز کردم ناگهان یه روایتی دقیقا به همون مضمون برخوردم. برام خیلی جالب و غافلگیر کننده بود. نه فقط این قضیه بلکه بارها و بارها برام پیش آومده که در روایات با افکار و نظرات و نگاه های خیلی بکر و تازه ای روبرو شدم. اینکه علامه طباطبایی در علوم انسانی به روش منحصر به فرد داره در عین تعبد بالای ایشون بدون شک یکی از دلائلش کار بسیار زیاد ایشون با روایات میتونه باشه میدونید که ایشون چند دور بحار الانوار و بعضی کتابهای روایی دیگر رو خونده بودن و حتی بحث هم کرده بودند..

بگذریم از این حرفها اما مسئله خودمون:

اما این نکته ای رو که در ذیل 6 مورد گفتید درست و دقیق بود حقیقتا اگر ما واقع بین باشیم با اینهمه موانع نمیتونیم با رقبای فکری و عقیدتی خودمون رقابت کنیم.
البته در اشکالی هم که من نوشته بودم جهت اشکالم به طلاب یا دانشجویان نبود بلکه به متولیان حوزه و دانشگاه ها و دولت و مراکز دست اندرکار یعنی در واقع سیستم های فکری و اجرایی و پشتیبانی کشور بود.

در مجموع شما در بخشی از اشکال  با من همراه بودید.
سلام
سعی کردم سوال تون رو با دقت بخونم و چیزهایی که به ذهنم میرسه رو خدمت تون عرض کنم.
- یه نکته اینه که همه کسانی که می خواند علوم انسانی رو اسلامی کنند، هیچی از خودشون که آموزه های اسلام باشه ندارن. به عبارت دیگه تمام تلاش شون اینه که علوم انسانی غربی رو اسلامی کنند و این به معنای بازی کردن در زمین حریفه. به همین خاطر هم به این نتیجه می رسن که اسلام و غرب یه چیز گفتند.
- نکته دومی که به ذهنم میرسه اینه که مواجهه دغدغه مندان اسلامی سازی علوم انسانی نباید بصورت تسلیم محض یا رد کردن کامل باشه. و شاید دلیل پیش نرفتن این اسلامی سازی هم همین باشه. یعنی حتی حرفهای قابل استفاده غرب رو هم فقط به این دلیل که غربی هستند کنار می گذارن. این در حالیه که در نکته اول عرض کردم: خودشون هیچی برای ارائه ندارند. 
- به ذهن بنده میرسه که برخی از گزاره های علوم انسانی غربی که در حوزه توصیف قوانین و قواعد حاکم بر انسان و ذهن او هستند، برای ما هم می تونه قابل استفاده باشه. ولی ما و غربی ها در نگاه به انسان و چگونگی استفاده از این آموزه ها اختلاف نظر داریم.
- از طرفی تنبلی و راحت طلبی انسان و ایرانی ها، مزید بر علت شده و بدون در نظر گرفتن دیدگاه ها و مکاتب فلسفی پشتوانه این آموزه ها و فقط به صرف کاربردی بودن شون البته بصورت ظاهری، اونها رو می پذیریم.
ببخشید پراکنده گویی کردم. هرچی میومد به ذهنم می نوشتم.
موفق باشید.   
پاسخ:
با سلام و تشکر

نکته اول شما اجمالا و یه جورایی درست هست ما یه جورایی مهندسی علم انسانیمون ناخاسته طبق سیستم غربی ها شده یعنی عناوین رو به هر حال یا نگاه به غرب داریم در میآریم و مطابق اونها میچینیم و حتی عناوین علوممان در خود علم را طبق چینش اونها درمیآریم که البته این خیلی بده. در این صورت اگر این علوم انسانی اسلامی هم بشن باز مهندسی و چینش و سیستم تنظیم علوم باز غربی هست.
البته اینکه اسلام و غرب به یک چیز برسند اشکالی نداره نکته اینجاست که وقتی میگن اسلام و غرب یه چیز رسیدن واقعا معلوم نیست که نظر اجتهادی اسلامی این باشه یعنی کار اجتهادی نشده بلکه تنها مثلا تطبیق با روایت شده اینجاست که مشکل به وجود میآد.
اگه بخوام دقیقتر بگم همون طور که در بحث اجتهاد و احکام بحث زمان و مکان هست در علوم انسانی هم دقیقا همون جور هست. یک قضیه در یک زمان و مکان و به عبارت دیگه در یک سیستم میتونه درست باشه و در یک زمان و مکان دیگه و به عبارت دیگه در یک سیستم دیگه میتونه غلط باشه. پس چیز مهمی که باید قبل از همه چیز در بیاریم بحث سیستم فطری انسانی است اینجاست که میتونه نقطه تفاوت اصلی ما با غربی ها باشه و اگر چه در خیلی از مسائل به گزاره های مشترکی برسیم.
الان نقطه قوت غربی ها نسبت به ما این هست که غرب پر است تحقیقات طاقت فرسا و شبانه روزی در علوم انسانی لذا بدون شک اونها در علوم انسانی به پیشرفتهایی رسیده اند لذا این ادعای غرب که میگن شما هر انسانی را به ما بدین هر جوری که بخواید ما میتونیم اونها رو تربیت کنیم گزافه گویی نیست جدای از اینکه ما هم اجمالا این حرف غربی ها رو قبول کرده ایم که مثلا اونها در روانشناسی و تربیت مخصوصا در روش ها پیشرفت های خوبی داشتن اگر چه در غایت تربیت و هستی شناسی با اونها اختلاف های زیادی داریم(و البته شاید بعضی از مکتب های غربی رو هم قبول نداشته باشیم اما اجمالا روش تجربه گرایی بعضی از مکتب ها درست هست)


اما در مورد نکته دوم شما:
نکته دوم شما  هم درست هست اما باید دقت داشت که بعضی هم راه وسط رو میگن. بعضی مثل مقام معظم رهبری به نظر میرسه که به عنوان یک راه حداقلی و تاحدودی قابل قبول این روش رو توصیه میکنند. این نکته که بعضی میگن که اگر قضیه ای با روح شریعت مخالف نبود و با احکام ما بصورت صریح مخالف نبود اشکالی نداره اشاره به همین راه وسط هست.

البته دلیل پیش نرفتن اسلامی سازی علوم به نظر این نیست. مطمئن باشید که اگر کسی واقعا اینکاره باشه و دستش توی کار باشه بعد ازمدتی متوجه این نکته شما میشه. بدون شک مشکل از جای دیگه ای هست.. یه جورایی آب از سرچشمه گل آلودست.

نکته سوم شما هم اجمالا درست هست. میگم اجمالا به خاطر این هست که ببینید علامه طباطبایی چند جای المیزان و دیگر آثارش این بحث رو مطرح کرده که تکوین فعل خداست فعل خدا هم کلام خداست حال اگر تکوین یک اقتضایی داشت این عملا به خدا نسبت داده میشه یعنی اراده خداست. حال ما میبینیم که غرب در امور تکوینی ای که در مورد انسان انجام داده اجمالا(روی این قید بعدا میتونیم بحث کنیم) به تحقیقات خوبی رسیده است ما نمیتونیم بگیم که این تحقیقات غلط هستند نقطه اختلاف ما اینجا پیدا شد که ما میخوایم طبق این تحقیقات بصورت ریز برای انسان برنامه زندگی بدیم. بدون شک خیلی جاها مشترک میشیم و خیلی جاها اختلاف پیدا میکنیم. اینجا یه سوال پیش می آد که چه ملاک فرا دینی ای میتونه به ما کمک کنه تا برنامه رو درست بنویسیم ملاکی که عقلا هم درست باشه .. در اینجا علامه یه جواب فوق العاده داده که البته شهید مطهری هم  این جواب رو قبول داره.. متاسفانه تنها کسی که این طرح علامه رو دنبال میکرد شهید مطهری بود که متاسفانه شهید شد و دیگه این مبانی علامه رو کسی دنبال نکرد بگذریم.(اینجا بحث های فوق العاده جذابی مطرح هست) 

اینکه بحث تنها در نگاه به انسان و چگونگی است نکته درستی هست اما اگر دقت شود این بحث برای خود ماها هم حل نشده یعنی وقتی پای کار به علوم انسانی بصورت ریز میرسه میبینیم اصلا علما و دانشمندان و مراکز و محققین هنوز وارد این فضاها نشده اند که بتونن مشکلی رو بر طرف کنن(شاید تنها کسی که این بحثها رو اجمالا حل کرده به نظر علامه طباطبایی هست).


امــــــا..
به نظر من پاسخ شما با اینکه نکته های مهم و خوبی داشت اما هنوز به بعضی از حیطه های  مهم دیگه هم باید توجه کنه ..
با سلام
اول از روانشناسی موسسه شروع کنم که بنده با مدیر گروه و برخی از اعضای هیئت علمی اونجا صحبت کردم.....به تمام معنا در زمینه اسلامی کردن این شاخه از علوم انسانی تعطیل تعطیل هستند .....نهایت کاری که این بزرگوارها انجام میدن این هست که دستاوردها و فنون . تخصص های این رشته رو در جامعه ای که مردمش مسلمان و شیعه هستند دنبال و رصد میکنند .
اما در مورد سوال شما به نظر من مشکل در این هست که نمیتوان در دستاوردهای یک تمدن غرق بود ولی بخواهیم با دستان بی رمقمان از آب دریا، کشتی بسازیم.....اگر 200 سال پیش به راحتی میتوانستیم گاوآهن و چاقو و چرخ چاه را بدون نظریه پردازی پیچیده ای بسازیم می توانستیم در همان حال از فلسفه های وجودی بدون کوچکترین توجه به عالم خارج صحبت کنیم ولی امروز که توجه به روش های علمی و نظریه پردازی ها سبب شده تا ابزارهای الکترونیکی و فضاپیماها و جراحی ها و سلاح های جنگی بوجود آیند به وضوح میتوانیم تاثیر علم جدید را در دنیای واقعی ببینیم....این عدم تجانس میان فلسفه وجودی ارسطویی و دنیای جدید که تکنیکال است و خود داری روحی حاکم بر روابط عالم واقع است با تغییر در عناوین و اضافه کردن پسوند اسلامی و حذف و یا اضافه چند سر فصل حاصل نمیشود....به نظر من سوال درست در این هست که بپرسیم که آیا انتظاری که ما از این فلسفه خشک داریم درست است یا اینکه اصولا نباید انتظار داشت با آب کشتی ساخت.....اگر با نگاه خالی از تعصب به این فلسفه وجودی در قالب و هیئت های مختلفی که ظاهر شد بنگریم میبینیم که در هیچ عصری تمدنی را وامدار خود نکرده، اصولا این فلسفه از عالم خارج دور است و تاثیر اجرایی ندارد
پاسخ:
با سلام فراوان
شما چند نکته رو در پاسختون بهش اشاره کردید که بعضی انصافا قابل تامل هستند..
نکته ای که خیلی به چشم من میاد این هست که هیچ جوشش و انگیزه ای برای تحول در علوم انسانی از اساتید دیده نمیشه یعنی این گفتمان بصورت دغدغه و فعال در کلاسها و بانیان این کلاسها وجود نداره به عبارت دیگه اگه فلسفه هم پتانسیل تحول علوم انسانی داشت اونقدر مسئولین و اساتید علوم اسلامی بی انگیزه و بی جوشش هستند که امیدی به تحول نیست..

به نظر من حتی اگر تنها مشکلات در حوزه علوم انسانی بصورت سوال در سر کلاس ها گفته بشه شاهد یک حرکت و جوشش به سمت تحول در علوم انسانی خواهیم بود چون بارها دیدم که در سر کلاسهای حوزه و دانشگاه همیشه دانشجویان و طلبه های پر هیجان و فعالی هستند که سرشان برای کارهای پر هیجان و جذاب و معما گونه علمی درد میکنه یا حداقل کنجکاو و علاقه به این حوزه میشن ..

حتی اساتیدی هم که یک زمانی پرچمدار تحول در علوم انسانی بودن و برای خودشون طرح هایی هم داشتن الان خیلی راحت درگیر کارهای اداری و غیرمرتبط شده اند و هر جا میرن تنها لاشه ای از این بحث رو این طرف و آن طرف میگن..

اما مثلا ما وقتی به شهید مطهری میکنیم میبینیم ایشون یک تنه به خاطر علاقه ای که به بحث تحول در علوم انسانی داشتن با اون همه مشغله کاری ای که در دانشگاه داشتن اما باز نسبت معاصرین هنوز فنی تر صحبت کرده فقط حیف که زمانیکه وقت ثمر دادن ایشون بود و اوج پختگیشون بود شهید شدن..

خلاصه در این نکته میخواستم بگم که قبل از اون که ما بخوایم علوم رو متحول کنیم باید روحیه های خودمون و انگیزه ها و دغدغه هامون رو متحول کنیم..
وبگاه پر باری داری اگه دوست داشتی می توانیم در یک سنگر باشیم
با تشکر محمدی
پاسخ:
متشکر
۱۳ فروردين ۹۴ ، ۱۵:۳۸ متین سلیمانی
سلام
وبلاگ زیبایی دارید!
۱۳ فروردين ۹۴ ، ۱۹:۰۲ بچه های کوله بار
سلام. سایت بسیار با محتوایی دارید . موفق باشید .
پاسخ:
سلام. متشکر.
۱۳ فروردين ۹۴ ، ۲۱:۴۸ فرامرز میرشکار
باسلام
چندسئوال:
1-منظوراز غربی درعلوم انسانی چیست؟
2-منظوراز علوم انسانی اسلامی چیست؟
3-مبانی دستیابی غرب به علوم انسانی چیست؟
4-مبانی دستیابی اسلام به علوم انسانی چیست؟
5- تاچه جایی می توان دستاوردهای علوم انسانی درغرب را موردقبول اسلام دانست؟


پاسخ:
1- منظور از علوم غربی عمدتا علوم اجتماعی ای هستند که طبق جهان بینی و مبانی غرب شکل گرفته هستند

2- منظور از علوم انسانی اسلامی عمدتا علوم اجتماعی هستند که طبق جهان بینی و متخذ از کتاب و سنت و فلسفه اسلامی شکل میگیرند

3- مبانی غرب در دستیابی به علوم انسانی بسیار متنوع است و در کشور های متفاوت فرق میکند اما در آمریکا بیشتر نگاه کارکردگرایی و سودگرایی و امانیسم و لیبرالیسم علوم اجتماعی و تمدنشون رو شکل داده..

4- اصل مبنای اسلامی بر این هست که انسان قطعا باید به سمت کمال خود حرکت کنه اما اولا باید دقت داشته باشه که کمال انسان تنها به بعد مادی او نیست بلکه بعد معنوی ای هم داره که اون هم باید بصورت هماهنگ رشد کند و یه گونه ای باید اعتدال در بین مادیات و معنویات وجود داشته باشد ثانیا باید عدالت در جامعه وجود داشته باشد و هر کسی هم به حقش برسه و هم اگر حقش ضایع شد بتونه حق خودش را با ساختار و فرهنگ درست جامعه بتونه بگیره و از این دست مبانی..

5- در مورد سوال پنجم قبلا مطالبی رو قرار دادیم اونهایی که این مسئله براشون حل شده دو دسته اند یک دسته که میگویند در صورتی که با دستوراتی صریح اسلامی مخالفت نداشته باشه یعنی در حیطه امور غیر حرام باشه قول دومی هست که میشه اون را تاحدودی به علامه طباطبایی نسبت داد به خاطر مفصل بودن فعلا چشم پوشی میکنیم.
سلام عزیز
اول اینکه تشکر میکنم که به وب بنده تشریف آوردید
دوم اینکه
سوالتان را که خواندم خطبه حضرت امیر به یادم افتاد
قال امیرالمومنین علیه السلام:
ان اخوف ما اخاف علیکم اثنان
اتباع الهوی و طول الامل
و اما اتباع الهوی فیصد عن الحق
و اما طول الامل فینسی الآخرة
...
عامل بدبختی و عقب افتادگی و تمام وزر و وبال همه ما در نظر بنده در این خطبه خلاصه شده البته با توجه به تفسیر خطبه.

موفق باشید
پاسخ:
سلام
متشکر از نظر شما
بنوعی با حرف شما موافقم اما بیشتر دوست داشتم با یک نگاه سیستمی به کشور و نخبگان این سوال رو پاسخ بدید بطوری که بصورت مصداقی،روشن تر اشکال ها رو پیدا و بیان کنید.
با سلام
اسلامی شدن علوم یک کار اساسی است و به این زودی محقّق نمی‌شود. بدنه‌ی نخبگان باید به خودآگاهی برسند، باید فضا برای این کار فراهم شود و ...
پاسخ:
با سلام دوچندان
مسئله فقط خودآگاهی نخبگان نیست البته به نظر میرسه که خود آگاهی نخبگانی هم حاصل شده.. به نظر میرسه مشکل از جای دیگه هست
اجمالا این حرف شما تالی فاسدهایی خواهد  داشت.. 

البته شاید منظور شما چیز دیگری بوده باشه لذا در این صورت نکته تون رو بازتر کنید..
سلام بزرگوار
صبور باشید فقط همین
بعضی ها 1400 سال صبر کردند . وقتی وضعیت موجود رو نگاه می  کنند خیلی امیدوار هستند
در هر صورت وبلاگ خوبی دارید
شما خودتون برای این قضیه چه کردید
هر چند که کارهای بسیار خوبی انجام شده
۲۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۱۰ گروه فرهنگی صبح امید
هشتمین همایش معلم جاوید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی