رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

این وب سایت برای اهداف زیر تاسیس شده:
1. جمع آوری گزیده افکار و نظرات کسانی که در زمینه علوم انسانی اسلامی و تولید علم حرفی برای گفتن دارن. 2. بررسی افکار و نظرات اشخاص و جریاناتی که در روند کشور تاثیر دارند. 3. تحلیل ها و نقدهایی که در حیطه این افکار و آثار وجود داره. 4. آوردن یک سری نکات که در حیطه شناخت منطق فکری متفکران و علوم اسلامی کمک میکنن.

آخرین مطالب (به ترتیب)
پیوندهای روزانه
پیوندها
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب (به ترتیب)
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل

آخرین مطالب / استفاده از مطالب این وب سایت با ذکر منبع بلا مانع است

 
منبع: اطلاعات
موسیقی چین همواره سعی وافر داشته تا خرد و ذهن آدمی را برای رسیدن به آرامشی که میوه خرد حقیقی و نیروی برتر هستی است، یاری رساند. هرگز موسیقی چین به قصد تفنّن و لذت شکل نیافته و رشد نکرده است. موسیقی بر نظام ریاضی کاملاً دقیق ۷ و ۱۲ پرده‌ای حکما و ریاضیدانان تحقق یافت و تطبیق کامل هندسی با حکمت آسمانی یافت و به شکل مستمر، همخوانی هنر با حکمت چینیان سنجیده می‌شد تا مبادا تخطّی از اصول حکمت صورت گیرد یا موسیقی رنگ اِبتذال یابد.
ابونصر فارابی، فیلسوف موسیقیدان شهیر ایرانی و صاحب "الموسیقی الکبیر" نیز میان فطرت انسان و موسیقی پیوند قائل است و پیدایش موسیقی را معلول سرشت آدمی‌ می‌شناسد.
 
جایگاه موسیقی در فرهنگ معنوی و مذهبی نیز بسیار با اهمیت است. ادیان و مذاهب مختلف، تجلی‌گاه نمونه‌های متعالی از موسیقی هستند. آئین‌ها و مراسم گوناگون موجود در هر کیش و مذهب هر یک به نوعی با گونه‌ای از موسیقی همراهند.
اساساً موسیقی انسانهای نخستین به هر شکل و صورتی که بوده جنبه روحانی داشته و در قالب ستایش و نیایش خدایان و مناسک دینی بوده است.

منبع: مبصرون

دوباره پرشده از عطر گیسویت شبستانم

دوباره عطر گیسویت، چقدر امشب پریشانم

کنارت چای می نوشم به قدر یک غزل خواندن

به قدری که نفس تازه کنم خیلی نمی مانم

گفتگویی با استاد انوار، استاد فلسفه و موسیقی – حکمت موسیقی در تمدن ایرانی-اسلامی

 غلامرضا دادخواه

آکادمی مطالعات ایرانی لندن – LAIS

روزگاری موسیقی ما در دامن حکمت و معرفت آرمیده بود و تمدنی که در راه حفظ و اشاعۀ آن معذور بود فیلسوفانش در مدرسه، تئوری پرداز و عارفانش در کنج انزوای خانقاه، حافظ مقام های آن شدند. موسیقی دو چهره داشت؛ حکما در حلقۀ درس چهره ای فاخر و پرهیبت از او ساختند و عارفان در حلقۀ سماع سیمایی لطیف و سرشار از شور عاشقانه. امروز آنچه از آن خسروان برای ما به یادگار مانده شاه کارهایی است در زمینۀ نظر و عمل موسیقی که اولی بنیادهای آن را برای تبیین این صناعت، همچون علمی از علوم دقیقه تقویت نمود و دومی مقام های آن را همچون محصولی از تجربه ای هنری در طول حیات یک ملت منتقل و تکمیل کرد. امروز اگرچه در حوزۀ نظرورزی شاه کار نیافریده ایم اما دستاورد های جنبش معاصر موسیقی عملی در ایران در ردۀ شاه کارهای تاریخ مردم ایران باقی خواهد ماند.

– قدمای ما علم موسیقی را شاخه ای از ریاضیات(فلسفۀ وسطی) تلقی می کردند برای همین زحمت تئوری پردازی در این رشته از دانش نیز برعهدۀ فیلسوفان بود. بفرمایید تعیین این جایگاه در میان علوم فلسفی ز چه روی بوده است؟

منبع: ایرانی
( این سخنرانی تحت عنوان موسیقی در دنیای مذاهب که در دانشگاه هاروارد ارائه شده است  و در همان سال در نشریه مرکز مطالعات جهان ادیان  دانشگاه هاروارد منتشر شده است./ ترجمه آقای منوچهر دین پرست)
در مورد موسیقی و اسلام باید گفت که سه مرحله اسلامی را در این باره می توان تقسیم بندی کرد. البته باید تذکر دهم آوازه آنچه را که امروز خواهم گفت مدتهای مدیدی باقی خواهد ماند. آنچه که عصر امروز می خواهم به عنوان اولین بخش سخنرانی به تشریح آن بپردازم موسیقی مجاز در اسلام است که به این منظور مختصری به اصطلاحات عربی رایج و انواع موسیقی گذری خواهم داشت. سپس به موضوع اصلی که علائم و نشانه های معنویت در موسیقی است می پردازم. این بدان دلیل است که معنویت موسیقایی در تمدن اسلامی متفاوت است.

(رصدفکر: با توجه به اینکه چندی پیش روزنامه وال استریت ژورنال آقای روحانی رییس جمهور ایران رو یک پراگماتیسم میانه رو خطاب کرد کما اینکه آقای روحانی نیز به بیان های متفاوت مفاد پراگماتیسم بودن خود را تایید کرده است در اینجا سعی کردیم معنای سیاستمدار پراگماتیسم رو قرار بدیم. باید دقت داشت که پراگماتیسم معنایی است با رنگ مادی گرایانه و سکولار. )

پراگماتیسم به معنی فلسفه اصالت عمل است؛ ولی در سیاست بیشتر واقع گرایی و مصلحت گرایی معنی می­دهد و دولت­مردان و سیاست­مداران «پراگماتیست» به کسانی اطلاق می­شود که امکانات عملی و مصلحت روز را بر معتقدات خود مقدم می­شمارند و به عبارت دیگر برای پیش­رفت مقاصد خود یا ماندن بر مسند قدرت، انعطاف نشان می­دهند. در جریان ملی شدن نفت ایران و تلاش دکتر مصدق برای به کرسی نشاندن نظر خود که با مقاومت و مخالفت انگلیس و آمریکا به نتیجه نمی­رسید، بسیاری از نویسندگان و مفسران غربی ضمن تایید احساسات ناسیونالیستی و وطن پرستی مصدق، او را متهم می­کردند که در سیاست «پراگماتیست» نیست و به مصلحت و امکانات عملی رسیدن به مقاصد سیاسی خود نمی­اندیشد و باز در رابطه با مسائل جاری ایران، مطبوعات غربی آقای هاشمی رفسنجانی را یک سیاستمدار «پراگماتیست» معرفی می­کنند و در انتظار تغییراتی در جهت «مصلحت گرایی» در روابط خارجی ایران هستند.

 
 
منبع: طلوعی، محمود؛ فرهنگ جامع سیاسی، تهران، نشر علم، چاپ دوم، 1377

(در قضیه بازداشت دکتر حسن عباسی مشخص شد که بعضی میتوانند براحتی با یک بازی مطبوعاتی ارگانی را بر علیه یک شخص به خاطر یک اشتباهی که 6 سال پیش کرده است بشورانند)

بازداشت حسن عباسی به خاطر یک اظهارنظر ناروا در 6 سال پیش، این انتظار را ایجاد کرده که دستگاه قضایی مدیران متخلف در ماجرای فیش‌های نامشروع نجومی و حامیان آنها نظیر حسین فریدون را نیز احضار کند.



اخیراً  یک فایل صوتی از حسن عباسی مربوط به 6 سال پیش در فضای مجازی منتشر شد. پس از این ماجرا، عباسی به خاطر اظهارات ناروای خود از ارتشیان غیور عذرخواهی و دلجویی کرد. با این وجود وی دیروز پس از دو جلسه احضار و تحقیق توسط دادسرای نظامی، و به خاطر عدم تودیع وثیق، بازداشت شد.
آن سخنان سخنان نکوهیده‌ای بوده و به همین دلیل نیز عباسی در مقابل قانون اعلام تمکین نموده و در عین حال برای جبران اظهارات خود اقدام کرده است. اما آنچه افکار عمومی توقع دارند اجرای با صلابت قانون در همه حوزه‌ها و به ویژه در قبال ویژه‌خواران و مدیران اشرافی متخلفی است که رهبر معظم انقلاب در ماجرای فیش‌های حقوقی خواستار مجازاتشان شدند؛ چه مدیرانی که برکنار شدند، چه آنها که هنوز مؤاخذه نشده‌اند و چه کسانی نظیر حسین فریدون که با اعمال نفوذ و فشار، موجب انتصاب اجباری کسانی چون مدیر متخلف بانک رفاه (با حقوق 234 میلیونی) شده‌اند.
قاضی سراج رئیس محترم سازمان بازرسی کل کشور چندی پیش اعلام کرد حسین فریدون را از پرونده تخلفات سنگین علی-ص در بانک ملی آگاه کردیم اما فریدون به اعمال نفوذ خود ادامه داد و او را به ریاست بانک رفاه رساند. اکنون سؤال این است که آیا مطالبه رهبر معظم انقلاب درباره «مجازات» عوامل این حرام‌خواری و فساد مدیریت اشرافی بدمست، عملی شده است؟ آیا جرم عباسی سنگین‌تر است یا فریدون؟ انتظار می‌رود قوه محترم قوه قضائیه با ورود قاطع به ماجرای غارت بیت‌المال در موضوع فیش‌های حقوقی، می‌تواند اطمینان بیشتری به مردم درباره کوتاه نیامدن از حقوق عمومی به ویژه در مقابل افراد متنفذ بدهد.
(دکتر حسن عباسی روز یکشنبه از بازداشت آزاد شد)

(متاسفانه دولت یازدهم نشان داد که هیچ ارزشی برای ارزش ها،حقوق و احساسات مردم و صحبت های دلسوزانه رهبر انقلاب قائل نیست و نه تنها صحبت های حکمیانه رهبر انقلاب و خواسته های مردم را با دروغ و ریاکاری و دغلبازی پاسخ میدهد بلکه به جای برخورد قاطع با فساد اقتصادی الان خود جزیی از سیستم فساد در کشور شده است.)

علیرضا قزوه شعر جدید خود را در اینستاگرام به شرح زیر منتشر کرد:

"دکتر نوبخت در مراسم تودیع صفدر حسینی فرمایش کردند که ایشان از ذخایر نظام هستند

من که فکر می کنم 
این ذخیره هم ذخیره ای است از ذخیره های ارزی نظام !
لقمه می خورند 
لقمه ی حرام
راستی
این ذخیره را چرا
با نشان فتح بدرقه نمی کنند؟
راستی ذخیره های انقلاب کیستند؟
این جماعتی که روی تخت اوفتاده اند و درد می کشند،
بچه های جنگ ،
با حقوق اندک تقاعد یک و دویست؟
یا کسی که فیش چند ماهه اش به میلیارد می رسد؟
راستی چقدر فاصله ست بین میلیون و میلیارد!
بچه هایشان تمام
کشته ی جت اسکی اند و بیلیارد
هان سخنگوی نظام؟
این ذخیره - مجرم بزرگ روزگار- را بزرگ کن
ولی بدان
پیش ما چقدر کوچک اند این بزرگ ها
ماله می کشی و فکر می کنی 
پاک می شود گناه گرگ ها ؟!
این ذخیره را برای روزهای سخت بعد از این خود نگاه دار
در زمانه ای که داد شاعران به هیچ جا نمی رسد 
ای هوار ای هوار!
ای تفو به این زمانه 
ای تفو به روزگار!"

#علیرضا_قزوه

گفت: دیروز در همایش سالگرد تاسیس شرکت گاز گفته شد که برجام برای ما عزت آورده است!

گفتم: ولی دولتمردان محترم برجام را «آفتاب تابان»، «فتح‌الفتوح»، گشایش اقتصادی، ایجاد اشتغال، سرمایه‌گذاری خارجی در ایران، خروج از رکود، لغو تحریم‌ها و... معرفی می‌کردند، حالا که هیچکدام از آنها تحقق نیافته، می‌گویند برجام عزت آورده است.
گفت: مصادره 2 میلیارد دلار دارایی ایران، باقی ماندن تحریم‌ها، وضع تحریم‌های جدید، خودداری غرب از دادن ویزا به نماینده معرفی شده رئیس‌جمهور برای سازمان ملل، درشت‌گویی‌های پی در پی مقامات آمریکایی علیه ایران، کاهش شدید قیمت نفت، اهانت‌های دولت‌ فکسنی آل‌سعود که بدون اجازه آمریکا آب نمی‌خورد علیه کشورمان، برچیدن بخش اعظم سانتریفیوژها، بتن‌ریزی در نیروگاه اراک و... عزت است؟! کدام عزت؟!
گفتم: چه عرض کنم؟!  شاید منظورشان برادر عزیزمان آقای عزت‌الله ضرغامی است!  ولی وجود شریف ایشان قبل از برجام هم بوده است و انشاءالله تا صد و بیست سال دیگر هم سایه‌شان مستدام خواهد بود.
علی اکبر صالحی چند روز پیش در یک برنامه تلویزیونی با اشاره به برنامه محرمانه هسته ای کشورمان گفته است: «ما موافق نیستیم که برنامه بلندمدت ما این طور در معرض عموم قرار بگیرد... خود ملت ایران هم اگر خوب دقت کنند می‌پذیرند که این گونه برنامه‌های مهم و استراتژیک بهتر است همین طور محرمانه بماند اما اگر خودشان بخواهند یک روزی این برنامه را مکتوب و علنی کنند آن وقت ملت بزرگ ایران متوجه خواهند شد که عزیزان مذاکره کنندمان چه قدم‌های بلندی را برداشتند»
 
از متن بالا اینگونه معلوم میشود دشمن از علنی کردن برنامه محرمانه هسته ای ،بعنوان حربه ای علیه مذاکره کنندگان استفاده می کند!واکنش اقای صالحی در این خصوص واکنشی کاملا منفعلانه در برابر یک تهدید است .
 
اما چه چیزی برای چه کسی محرمانه است!؟آنها بعنوان دشمن ما که کاملا متن و مفاد را دارند و اگر نداشتند که نمی توانستند منتشر کنند و موجب نگرانی صالحی و دیگران شوند!مردم آمریکا و اروپا هم که در به در محتوای برنامه 15 ساله ما نیستند که حالا نگران مطلع شدن آنها باشیم!می ماند یک نامحرم و آن مردم ایرانند!
مگردر این برنامه چه چیزی نوشته شده که علنی شدن آن به صلاح حضرات نیست!؟

نویسنده: یعقوب نعمتی وروجنی

 
مبحث عدالت اجتماعی و جامعه مبتنی بر آن، یکی از مباحث اساسی دانش‌های مختلف از جمله علوم سیاسی، جامعه شناسی و فلسفه بوده است. برخلاف بسیاری از مباحث مطرح در فلسفه اخلاق، مسئله عدالت اجتماعی بیشتر در قلمرو فلسفه اجتماعی مطرح می‌شود و باید از فلسفه اجتماعی معیارها و ملاک‌های لازم را به دست آوریم، تا بتوانیم با تمسک به آن، عدالت را در جامعه بنا کنیم. عدالت اجتماعی معمولاً با مفاهیمی چون اعتدال، برابری حقوق افراد و همچنین برابری فرصت‌ها و امکانات همراه است.
هر کدام از مکاتب و دیدگاه‌های سیاسی رایج در دنیا، تعبیر و تفسیر خاص از مفهوم عدالت اجتماعی دارد. مارکس و دیگر سوسیالیست‌های سده هجدهم و نوزدهم میلادی معتقد بودند که بنیادهای اجتماعی باید به گونه‌ای باشد که همه افراد بتوانند از آنها بهره و استفاده برابر و یکسان داشته باشند.
دیدگاه دیگری نیز وجود دارد که مفهوم «استحقاق» (‏Merit‏) را به کار می‌برد. یعنی هر کس مطابق با حق خودش، می‌تواند از امکانات و مزایای جامعه استفاده نماید. یک دیدگاه به مسئله «برابری فرصت‌ها» (‏Equal opportunities‏) می‌پردازد، و اعتقاد دارد که تمامی افراد در جامعه باید از فرصت‌ها و امکانات یکسان برای حیات و رشد استعدادهای خود بهره مند باشند. دیدگاه دیگری نیز هست که «برابری حقوق افراد» (‏Equal‏ ‏rights‏) را به عنوان مبنای عدالت اجتماعی معرفی می‌کند. هر کدام از مکاتب و دیدگاه ها، مشکلات و انتقادات مخصوص به خود را دارند که با مطالعه رویکردهای نظریه پردازان آنها مشخص می‌شود. ‏
شاید بارزترین شخصی که در زمینه «حقوق برابر» کار می‌کند رونالد دورکین (‏Ronald dworkin‏) است. درباره نظریه «فرصت‌های برابر» می‌توان جان راولز (‏John rawls‏) را نام برد. نظریه «استحقاق» دیوید میلر (‏David miller‏) را به ذهن می‌آورد و درباره «برابر بودن شرایط زندگی افراد» که باز توزیع ثروت را می‌طلبد، در بسیاری از قلمروها، صحبت از نظریات سوسیالیستی و بویژه مارکسیستی است..

روز اول که آقای روحانی رئیس‌جمهور شد به مجلس آمد، رفتم به او گفتم چون آخوند هستی من هم آخوند هستم، نکاتی را دلسوزانه می گویم. به آقای روحانی گفتم که احمدی‌نژاد یک ویژگی‌هایی داشت که شما ندارید، و چون بعد از او رئیس جمهور شده ای، اگر اینها را همچنان نداشته باشی، نداشتن آنها به روحانیت ضربه می‌زند. یکی از ویژگی ها مردم داری احمدی نژاد بود که روحانی این خصلت را ندارد. دیده‌اید بعضی‌ها خودکارباز هستند، بعضی‌ها ماشین باز، بعضی‌ها تمبرباز هستند یعنی عشق شان جمع کردن تمبر و خودکار است. به نظر من احمدی‌نژاد مردم باز بود. این رفتارها در برابر مردم، فیلمش نبود. اخلاقش این‌طور بود. یکی نامه داشت می‌ایستاد، دست مردم را می‌بوسید و...  این ویژگی را دارد. نسبت به مردم یک رابطه عاطفی دارد ولی آقای روحانی اینطور نیست. نگاهش به مردم از بالا به پایین است. ما به اینطور طلبه ها می گویم آخوند عصا قورت داده. آقای احمدی‌نژاد وقتی به مجلس می‌آمد حتی نماینده‌هایی که قبولش هم نداشتند دور و برش را می‌گرفتند ولی روحانی به مجلس می‌‌آید اصلاً این‌طور نیست.

به نظرم آقای هاشمی در این خصلت بهتر از روحانی است.

 یک بار در مجلس جلسه سه قوه بود، از تلویزیون هم پخش می‌شد. آقای شاهرودی علمایی حرف زد. اکثر توده نفهمیدند. آقای علی لاریجانی هم خیلی با اصطلاحات و فلسفی حرف زد که او هم که نگاه بالا به پایین دارد) خیلی‌ها نفهمیدند. آقای احمدی‌نژاد آمد مثل مردم کف خیابان حرف زد همه فهمیدند. دکتر فهمید، مهندس فهمید، کشاورز و کارگر هم فهمید.

ویژگی دوم این بود که احمدی‌نژاد شخصاً ساده زیست بود آقای روحانی این‌طور نیست. چه دفتر کارش، چه زندگی شخصی‌‌اش و چه ماشینش و...  اینها همه از همین ویژگی نشأت می‌گیرد. اتفاقا همین روحیه اشرافی گری باعث شد تا فرهنگ حقوقها در این دولت تغییر کند. ایشان همان اول دولت حقوق 5 میلیونی وزرا را چندین برابر کرد و همین موج رفت در همه جا.

ویژگی سوم احمدی‌نژاد هم این بود که خودش و دولتش پرکار بود. یک عده نقد دارند می‌گویند این پرکاری فایده داشت یا نه؟ ولی پرکار بود و واقعاً مردم می‌دیدند که از کله سحر کار می‌کرد و یک جاهایی هم می‌برید. ولی آقای روحانی کاملاً برعکس است. این‌طور نیست که پیگیری و پرکاری داشته باشد، حتی در ماه فقط یک جلسه دولت را می‌رود، بقیه‌‌اش را جهانگیری اداره می‌کند. وزرا اکثراً نالان هستند و می‌گویند ما اصلاً آقای روحانی را نمی‌بینیم و نمی‌توانیم رودررو صحبت کنیم.

(رصدفکر: یکی از معدود متفکران درجه اول اسلامی که به بررسی افکار عرفانی هند و چین پرداخته است علامه طباطبایی ره است. علامه ره اعتقاد داشته است که باید افکار سرزمین های دیگر همچون هند و چین به زبان فارسی ترجمه شود و از کنجکاوی ها و افکار آنها باید با خبر شویم و نباید خود را در افکار و اندیشه های خود محسور کنیم. از نظر ایشان عرفان هندی و چینی هر دو به دنبال به تصویر کشیدن یک عرفان عمیق و خالص بوده اند اگر چه در بعضی موارد در تحقق این هدف کامیاب و گاهی هم ناکام مانده است. ایشان عرفان چینی را در مجموع عمیق تر از عرفان هندی میدانسته اند.)

بیانات با نزاکت اسلام وقتى که با بیانات دیگران و به ویژه با عرفان هندى مقایسه شود، این امتیاز را دارد که حقایق عرفانى در لفافه بیانات عمومى که سایر طبقات نیز هر کدام مناسب درک ویژه خود از آن بهره‏مندند ایراد شده و از هرگونه پرده‏درى تحرز به عمل آمده است، ولى بیانات دیگران این امتیاز را ندارد و به همین سبب اسلام از نتایج زیان‏بخشى که تعلیمات دریده دیگران به بارآورده، مصون و محفوظ مانده است؛ مثلًا اگر به عرفان هندى مراجعه کرده، اوپانیشادهاى کتاب مقدس‏ ودا (بخش معارف الهى کتاب‏ ودا) را از نظر بگذرانیم و آغاز و انجام مطالب را به همدیگر برگردانیم و هر سخنى را با اشباه و نظایر آن سنجیده، تفسیر کنیم، خواهیم دید که جز یک توحید دقیق و بسیار عمیق مقصدى ندارد، ولى در عین حال سخنان استوار و پایدار خود را به اندازه‏اى دریده و بى‏پرده بیان مى‏کند که هر مراجعه کننده‏اى که از مطالب عرفانى اطلاع کامل ندارد، سخنان نغز و استوار آن را جز یک رشته افکار خرافى نخواهد اندیشید و لااقل از بیاناتى که توحید حق را با کمال دقت وصف مى‏کند، جز حلول و اتحاد و افکار بت‏پرستى نخواهد فهمید.

رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیرشان با اساتید دانشگاه با یادآوری جمله‌‌‌ تاریخی که در دهه هفتاد بیان کرده بودند، به واکنش دولتمردان آن دوران و ریاکاری امروز آنها اشاره کردند.

منبع: رسولان؛ برترین مرجع دانلود آثار آیت الله العظمی محمد صادقی تهرانی
چندی پیش در وب سایت رسولان خاطره ای رو از آیت الله صادقی تهرانی در باره نظر آیت الله خویی ره در مورد علامه طباطبایی ره گذاشته بودن.

این خاطره برای من خیلی جالب بود چون درباره ابعاد فقهی اصولی علامه طباطبایی ره کمتر شده که صحبتی به میون بیاد. البته من دورادور همیشه میشنیدم که بعضی از شاگردان علامه طباطبایی ره اعتقاد داشتن که علامه در فقه و اصول اعلم بود.. اما از این حیث که دقیقا شخصی رو بشناسم این دومین کسی که هست ادعایی شبیه این رو(نه دقیقا این ادعا رو) مطرح میکنن. نفر اول یکی از مجتهدینی بودن که خودشون درس خارج علامه طباطبایی ره رو شرکت کرده بودن  و حتی تقریرات درس خارج فقه علامه طباطبایی ره رو هم نوشته بودن و قائل بودن که فقه علامه به مراتب جلوتر از علمای دیگه بوده.

 

دریافت
حجم: 480 کیلوبایت

من به تمام دعوت‌های اخلاقی‌ای که نه برای فداکاری برای خداست مشکوک هستم. آنها سپری است برای اینکه جهاد را از کار بیندازد.

(رصدفکر: علیرضا پناهیان یکی از خطیبهای خوش فکر و خوش استعدادی هستند که مدتهاست متاثر از مبانی فکری علامه طباطبایی ره مباحثی را با عنوان تنها راه مطرح میکنند که مباحث بسیار جذاب و مفیدی است. در اینجا گفتاری از ایشون رو آوردیم که تقریبا از همون نوع طرز فکر ناشی میشه که بحث بسیار جالبی هم هست.)
بعضی‌ها در محضر پروردگار عالم به خودارضایی معنوی می‌پردازند. اتفاقاً این علائمی هم دارد ها! خودارضایی معنوی علائمی دارد. یکی از علائمش این است که طبق آداب انجام نمی‌دهد. یکی از علائمش این است که طبق عادت انجام می‌دهد. یکی از علائمش این است که کار واجب‌تر برایش پیش بیاید عبادتش را قطع نمی‌کند. یکی ‌از علائمش این است که به برادران عابدش کمتر احترام می‌گذارد تا به عبادت خودش.
 
یک عابدی در بنی‌اسرائیل داشت نماز می‌خواند، بچه‌ها مقابل او مرغی را داشتند پَر می‌کَندند با شکنجه می‌کُشتند، زنده‌زنده، آن مرغ هم جیغ و داد می‌کرد، خب درد می‌کشید، آقا مرغ را می‌خواهی بخوری ذبحش کن. می‌خواست برود کمک کند نرفت. این روایت است که برای شما می‌گویم. بعد نمازش را ادامه داد حالا مرغی است دیگر. زمین دهن باز کرد او را در عذاب فرو برد. در روایت هست تا الآن که من با شما سخن می‌گویم امام می‌فرماید که او در قعر عذاب در حال فرو رفتن است.
 
وایستاده برای من نماز می‌خواند! جان یک جانداری است اگرچه حیوان، نابجا داشت شکنجه می‌شد، نمازت را ول نکردی بروی او را نجاتش بدهی؟! بازی در آوردی برای من!
 
حالا ببینید نمازخوان‌هایی که فریاد مظلوم، دل‌شان را تکان نمی‌دهد. شما دیگر به اوج عرفان که برسید قله‌هایی می‌بینید مثل حضرت آیت الله العظمی بهجت. آقازادۀشان می‌فرمودند که یک انفجار در بغداد که رخ می‌داد،...

(رصدفکر: بعد از رحلت علامه طباطبایی تفکرات دست اول فلسفه اسلامی به آیت الله جوادی آملی حفظه الله تعلق داره. یکی از تفکرات علامه طباطبایی که توسط شهید مطهری هم دنبال میشد مبحث خلقت شناسی در مبحث تولید علم هست. ای کاش آیت الله جوادی بیشتر در فروع  و تاثیرات این بحث صحبت میکردند. چیزی که میشه گفت این است که این بحث یک بحث بسیار جذاب و پویا هست که میتونه ابعاد جدیدی رو در نوع کاوشهای متفکرین اسلامی در علوم اسلامی بازه کنه.)

"جهان، مخلوق خداست و تمام علوم به خلقت شناسی بر می گردد؛ یعنی موضوعاتِ مسایل، محمولاتِ آنها و ترتب محمول ها بر موضوع ها، همگی صنع خداست و هر رشته ای از علوم تجربی و ریاضی و تجریدی، پژوهش کار خدا را به عهده دارد. بنابراین، فرض ندارد که علم از آن جهت که علم است، سکولار باشد، هر چند ممکن است عالم از جهت دین باوری یا خلاف آن سکولار باشد.."

منبع: گفتم گفتی گفت

گفت: وزیر اقتصاد گفته است حقوق‌های چند ده میلیونی مدیران، میراث دولت قبل است!

گفتم: یعنی طی 3 سال گذشته که دولت یازدهم سرکار آمده است، همه ماهه حقوق 80 میلیونی برخی از مدیران این دولت را دولت قبلی پرداخت کرده است؟!
گفت: ظاهرا آن‌قدر برای ماست مالی کردن حقوق میلیونی مدیران عجله داشته‌اند که فراموش کرده‌اند این مدیران 3 سال است که دارند در دولت یازدهم حقوق 80 میلیون تومانی دریافت می‌کنند.
گفتم: اگر پرداخت حقوق 80 میلیونی بد است - که بد است - چرا دولت یازدهم جلوی آن را نگرفته و اگر خوب است - که خوب نیست - چرا بهانه می‌آورند و آن را به گردن دولت قبلی می‌اندازند؟!
گفت: چه عرض کنم؟! چی شده که همین دولت، ساخت مسکن مهر را که کار دولت قبلی و به نفع مردم بود متوقف کرده ولی پرداخت حقوق 80 میلیونی را که فقط به نفع مدیران خود این دولت است ادامه داده است؟!  یعنی همه این مسائل را فراموش کرده‌اند؟!
گفتم: تا حالا فکر می‌کردیم که قطار دچار سخت‌ترین نوع آلزایمر است چون پشت سر هم می‌گوید «هُو‌هو» و بلافاصله خودش می‌پرسد «چی؟چی؟»!