رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

این وب سایت برای اهداف زیر تاسیس شده:
1. جمع آوری گزیده افکار و نظرات کسانی که در زمینه علوم انسانی اسلامی و تولید علم حرفی برای گفتن دارن. 2. بررسی افکار و نظرات اشخاص و جریاناتی که در روند کشور تاثیر دارند. 3. تحلیل ها و نقدهایی که در حیطه این افکار و آثار وجود داره. 4. آوردن یک سری نکات که در حیطه شناخت منطق فکری متفکران و علوم اسلامی کمک میکنن.

آخرین مطالب (به ترتیب)
پیوندهای روزانه
پیوندها
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب (به ترتیب)
آخرین نظرات
  • ۳۰ دی ۹۵، ۱۶:۵۰ - ..جهان ..
    افسوس
  • ۲۱ دی ۹۵، ۱۱:۵۱ - ..جهان ..
    احسنت
  • ۲۶ آذر ۹۵، ۲۰:۵۵ - محمدرضا فلاح
    :)
  • ۲۷ شهریور ۹۵، ۲۲:۰۸ - گروه فرهنگی صبح امید
    منتظریم
  • ۱۷ مرداد ۹۵، ۱۶:۰۳ - Fatemeh .79
    ممنون
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل

آخرین مطالب / استفاده از مطالب این وب سایت با ذکر منبع بلا مانع است

۳۷ مطلب با موضوع «نظام،حکومت اسلامی،تمدن اسلامی» ثبت شده است

خیلی دوست داشتم به برجام و سبک برخورد دولت یازدهم با غرب به عنوان یه استراتژی و تاکتیک نگاه کنم یعنی با این دید نگاه کنم که مثلا ما که فعلا به انرژی هسته ای نیاز آنچنانی نداریم لذا غرب رو مشغول همین مذاکرات کنیم تا از طرفی قطعنامه علیه ما صادر نشه از طرف دیگه یک سری از تحریم ها سر چیزهایی که فعلا نیاز نداریم برداشته بشن.. در کنار اینکه در کنار حواس پرتی غربی ها به چیزهای دیگه بپردازیم و فرصتی باشه تا در مسائل مهم تر مثل اقتصاد و پیشرفت علمی قدرت خودمون رو بیشتر کنیم..

اما متاسفانه وقتی میبینیم دولت عملا اقتصاد رو ورشکسته تر کرده و اختلاس و فساد اقتصادی منتسب به مسئولین بیشتر شده.. رانت خواری ها بیشتر شده.. رشد علمی کاهش یافته.. دروغ و جوسازی ها بیشتر شده.. از سوی دولتمردان خودباوری به تمسخر گرفته میشه.. متوسط سنی وزرای دولت 63 ساله.. به جوان و هوش ایرانی بیشتر از گذشته بها داده نمیشه.. آمریکا مثل یه بت شده.. در روابط خارجی انگار تنها کشوری که وجود داره آمریکاست و توجه نمیشه که هر کشوری به هر صورت به اندازه خودش از لحاظ حقوقی و .. ارزش خاص خودش رو داره.. دهها مورد دیگه عمیقا درک میکنم که هیچ استراتژی وجود نداره بلکه ضعفهای متعدد دولت در جوانب گوناگون نمود فزاینده ای پیدا کرده و داره وضع مردم و آنیده ما رو بیش از پیش نابود میکنه.. 

روز اول که آقای روحانی رئیس‌جمهور شد به مجلس آمد، رفتم به او گفتم چون آخوند هستی من هم آخوند هستم، نکاتی را دلسوزانه می گویم. به آقای روحانی گفتم که احمدی‌نژاد یک ویژگی‌هایی داشت که شما ندارید، و چون بعد از او رئیس جمهور شده ای، اگر اینها را همچنان نداشته باشی، نداشتن آنها به روحانیت ضربه می‌زند. یکی از ویژگی ها مردم داری احمدی نژاد بود که روحانی این خصلت را ندارد. دیده‌اید بعضی‌ها خودکارباز هستند، بعضی‌ها ماشین باز، بعضی‌ها تمبرباز هستند یعنی عشق شان جمع کردن تمبر و خودکار است. به نظر من احمدی‌نژاد مردم باز بود. این رفتارها در برابر مردم، فیلمش نبود. اخلاقش این‌طور بود. یکی نامه داشت می‌ایستاد، دست مردم را می‌بوسید و...  این ویژگی را دارد. نسبت به مردم یک رابطه عاطفی دارد ولی آقای روحانی اینطور نیست. نگاهش به مردم از بالا به پایین است. ما به اینطور طلبه ها می گویم آخوند عصا قورت داده. آقای احمدی‌نژاد وقتی به مجلس می‌آمد حتی نماینده‌هایی که قبولش هم نداشتند دور و برش را می‌گرفتند ولی روحانی به مجلس می‌‌آید اصلاً این‌طور نیست.

به نظرم آقای هاشمی در این خصلت بهتر از روحانی است.

 یک بار در مجلس جلسه سه قوه بود، از تلویزیون هم پخش می‌شد. آقای شاهرودی علمایی حرف زد. اکثر توده نفهمیدند. آقای علی لاریجانی هم خیلی با اصطلاحات و فلسفی حرف زد که او هم که نگاه بالا به پایین دارد) خیلی‌ها نفهمیدند. آقای احمدی‌نژاد آمد مثل مردم کف خیابان حرف زد همه فهمیدند. دکتر فهمید، مهندس فهمید، کشاورز و کارگر هم فهمید.

ویژگی دوم این بود که احمدی‌نژاد شخصاً ساده زیست بود آقای روحانی این‌طور نیست. چه دفتر کارش، چه زندگی شخصی‌‌اش و چه ماشینش و...  اینها همه از همین ویژگی نشأت می‌گیرد. اتفاقا همین روحیه اشرافی گری باعث شد تا فرهنگ حقوقها در این دولت تغییر کند. ایشان همان اول دولت حقوق 5 میلیونی وزرا را چندین برابر کرد و همین موج رفت در همه جا.

ویژگی سوم احمدی‌نژاد هم این بود که خودش و دولتش پرکار بود. یک عده نقد دارند می‌گویند این پرکاری فایده داشت یا نه؟ ولی پرکار بود و واقعاً مردم می‌دیدند که از کله سحر کار می‌کرد و یک جاهایی هم می‌برید. ولی آقای روحانی کاملاً برعکس است. این‌طور نیست که پیگیری و پرکاری داشته باشد، حتی در ماه فقط یک جلسه دولت را می‌رود، بقیه‌‌اش را جهانگیری اداره می‌کند. وزرا اکثراً نالان هستند و می‌گویند ما اصلاً آقای روحانی را نمی‌بینیم و نمی‌توانیم رودررو صحبت کنیم.


بخش اوّل: زمینه‏هاى بحث

 1. طرح سؤال: مشروعیّت و الزام سیاسى

 مشروعیّت (Legitimacy) حکومت‏ها، از مهمّ‏ترین مباحث فَلسفه سیاسى است1. سؤال اصلى این است که “چه حکومتى مشروع است؟”. بعد از اندک تأمّلى روشن مى‏شود که این سؤال نیاز به تنقیح دارد؛ خصوصاً لفظ “مشروعیّت” باید شفّاف‏تر شود و مقصود از آن روشن گردد.

 برخى ممکن است گمان کنند مقصود از “مشروعّیت” همان شرعى‏بودن است. گویى سؤال اصلى بحث این است که “چه حکومتى شرعى است؟” یا این که “کدام حکومت مورد تأیید شرع است؟” ولى بى‏تردید سؤال اصل بحث این نیست؛ گرچه ممکن است در یک جامعه دینى، مسأله شرعى‏بودن حکومت مطرح شود و حتّى با مسأله مشروعیّت هم مرتبط گردد.

 گمان دیگرى که رایج است این که “مشروعیّت” همان “قانونى” بودن است. به نظر اینان مسأله اصلى این است که “چه حکومتى طبق قانون است؟” یا این که قانون چه حکومتى را تجویز مى‏کند؟ این گمان هم بر خطا است، چون در سؤال از مشروعیّت، کلّ نظام قانونى هم مشمول سؤال است. قانون هم باید مشروعیّت خویش را از جایى بگیرد. چه کسى گفته است آن قوانین مشروع‏اند؟ مشروعیّت کلّ نظام قانونى از کجا است؟ بنابراین رجوع به قانون، هیچ چیزى را حلّ نمى‏کند بلکه نوعى مصادره به مطلوب است.

 مسأله مشروعیّت، در واقع مسأله حق است: چه حکومتى داراى حقّ حکم‏راندن است؟ این حقّ به وضوح با مسأله دیگرى پیوند مى‏خورد: “چرا باید شهروندان از حکومتى پیروى کنند”، “لزوم اطاعت از فرامین یک حکومت” و “حقّ اصدار فرمان از ناحیه حکومت” دو امر کاملاً به هم پیوسته‏اند و مسأله مشروعیّت، مسأله تحقّق این دو امر است2.

13931225000197_PhotoA
پیشرفت علمی، فلسفی و تمدنی در تاریخ اسلام با باورهای شیعی مسلمانان گره خورده است، زمانی که باورهای دینی تقویت شود تمدن‌سازی و قدرت نیز به همراهش ایجاد می‌شود.
 یک نمونه از تضعیف باورهای دینی که باعث انحطاط حکومت‌ها در تاریخ اسلام شد، زمانی بود که کشورهای اسلامی توسعه پیدا کرده بود و حکومتی نظیر آل بویه شکل گرفت و تمدن‌سازی زیادی هم شد، پس از آن سلجوقیان آن‌ها را کنار زده و خود به حکومت رسیدند، اما به جای دغدغه دین و مردم به فکر تقویت خود و حکومتشان بودند و از سوی دیگر نیز فاطمیون در مصر و شمال آفریقا با اینکه حکومت شیعه بودند، باز هم آن‌ها دغدغه حکومت یافتند، بنابراین به مرور حکومت‌های شیعی تضعیف شد.

نتیجه تصویری برای جوادی آملی

اسلام در خصوص تعامل مسلمانان با دیگران در سه حوزه دستورات و سفارشاتی دارد، نخست حوزه اسلام و مسلمین هستند که با آنها دارای اشتراکات متعدد دینی و فرهنگی هستیم، حوزه دوم حوزه موحدان عالم است که با آنها در اصل توحید و برخی دیگر از موارد دارای اشتراک هستیم و سوم حوزه انسانیت است که شامل همه افراد غیرمسلمان و غیر موحد است که با آنها در اصل انسانیت مشترکیم. 

شعار نه شرقی و نه غربی که شعار عمومی در نظام جمهوری اسلامی است شعاری مربوط به استقلال کشور است اما شعار علمی خواص در بخش‌های علمی و تحقیقی باید شعار «چه شرقی و چه غربی» باشد یعنی دین می‌گوید حرف علمی و منطقی را باید از هر کجا شنیدید بپذیرید. در بحث استقلال نه شرقی و نه غربی کاملا درست است اما وقتی انسان اهل فهم و استدلال شد می‌گوید چه شرقی و چه غربی و به این منظور باید راه صدور و ورود مسایل علمی کاملا باز باشد. 

غرب یک باغ وحش منظم است و گرنه غربی‌ها با این همه پیشرفت علمی اگر مریخ را هم فتح کنند در آنجا جنگ جهانی به راه خواهند انداخت.

نتیجه تصویری برای علیرضا پناهیان

شما امروز هم وقتی نام شریف امام صادق(ع) را می‌شنوید، مثل شیعیان زمان حضرت باید بگویید: «چرا ایشان قیام نکرد؟» در حالی‌که ظاهراً زمینۀ قیام برای امام صادق(ع) بسیار مهیا بود و اگر ایشان قیام می‌کرد موفق می‌شد. کمااینکه بنی‌العباس با نام اهل‌بیت(ع) قیام کردند و به قدرت رسیدند. اما چرا خودِ امام صادق(ع) این کار را نکرد؟

مسألۀ اجتماعی امام صادق(ع) که همۀ شیعیان به آن تصریح می‌کردند این بود که «چرا ایشان قیام نمی‌کند؟» و البته بنا بوده قیام رخ دهد و قصه تمام شود، اما بداء حاصل شده و خدا تصمیمش را تغییر داده است

واقعاً امام صادق(ع) از سیاسیون اطرافشان چه انتظاری دارند؟ انتظار حضرت از اطرافیان‌شان برای برقراری حاکمیت خیلی بالا است. ما ندیده‌ایم که چنین انتظارات بالایی از زبان دیگر ائمۀ هدی(ع) بیان شود. حتی امیرالمؤمنین(ع) با کمتر از این‌قبیل آدم‌ها، کار کرده است. اما وقتی به استاندارهای مورد نظر امام صادق(ع) نگاه می‌کنید، می‌بینید که سطح افرادی که امام صادق(ع) می‌خواهد، از یارانِ خوب امیرالمؤمنین(ع) هم بالاتر است. برای همین است که حاکمیت امیرالمؤمنین(ع) پایان می‌یابد و به امام حسن(ع) نمی‌رسد. حتی در بین یاران امیرالمؤمنین(ع) که بعدها به شهادت رسیدند، برخی بودند که به امام حسن(ع) گفتند: «یا مذل المؤمنین!» آیا چنین کسی می‌تواند «شیعۀ تنوری» باشد؟!

اگر فقط«رجال حضرت» باشیم ظهور رخ نمی‌دهد؛ زمانه هم باید زمانۀ حضرت باشد/ باید زمانه را تغییر دهیم!

"امام صادق چرا قیام نکرد"

مشروح صحبتها در ادامه مطلب

نویسنده: حسین نیا

این نوشته در معرفی جریانهای سیاسی ایران نیست بلکه حکایت 2 جریان سیاسی و انقلابی ای است که تبدیل به دو جریان نظریه پردازی برای تمدن آینده ایران انقلابی شدند.

در ایران انقلاب شد؛ آنکه در رو بود به زیر آمد و آنکه در زیر بود به رو آمد و فصل نو و حیات جدیدی در کالبد ایران شکل گرفت. جریان چهارمی که وارد فضای اسلامی سازی علوم و تمدن سازی اسلامی شد جریان سیاسی انقلاب اسلامی بود که البته دنباله رو معمار آن یعنی امام خمینی ره بودند اما خیلی زود دو شاخه اصلی در این جریان شکل گرفت که میرفت خیلی زود تعارفات را کنار گذاشته و رودر روی هم قرار گیرند.

..هر طرز فکری غایتی دارد و لاجرم برای رسیدن به اهداف خود و البته در صورتی که مجریان آن مصمم باشند تعارفات را کنار گذاشته و آرمانهای خود را میطلبد و آرمانهایی که منافی با آن باشد را بالاخره کنار خواهد گذاشت و طرح های خاص خود را دنبال خواهد کرد. این نکته تا جایی اهمیت دارد که ما شاهد این هستیم که جریان تفکر اصلاح طلبی در اوج فعالیتهای خود برای رسیدن به اهدافش، عملیات براندازی در سال 78 و سال 88 را براه انداخت؛ آن هم توسط افرادی که روزی جزء انقلابیون همین کشور بودند وعملا در جریان رسیدن به اهداف خود قدم به قدم روحیه و حیات آنها از هویت اسلامی به سمت اسلام تحت مدیریت و خواست استکبار جهانی یعنی اسلام آمریکایی تغییر هویت داد تا جایی که هر چه بیشتر میخواستند در جهت اهداف خود حرکت کنند لاجرم بیشتر باید از فرهنگ و آرمانهای اسلامی میکاستند تا آنجا که میبینیم بعد از چند دهه خود در دام برنامه های خود افتاده و آشکارا و پنهان خود به نیروها و امیدهای غرب برای ساقط کردن این نظام اسلامی تبدیل شدند.

(رصدفکر: چند وقت پیش داشتم خودنوشت استاد واسطی رو میخوندم. نمیدونم چقدر با تفکرات ایشون آشنا هستید. من خودم خیلی علاقه مندهستم که بیشتر با تفکرات ایشون آشنا بشم و میدونم که کارهای با ارزشی در حیطه های علوم انسانی مخصوصا در حیطه نظام سازی انجام دادن. ایشون در خودنوشت شون نوشته بودن که بسیار از "مقاله فقه و نظام سازی" آقای سید عباس نبوی متاثر شده بودند. این باعث شد تا امروز مقاله آقای سیدعباس نبوی در وب سایت رصد فکر بذارم. امیدوارم بتونم در آینده مقالات خوبی رو از خود آقای واسطی بذارم. توصیه میکنم  بعضی صحبت های آقای واسطی در سایت آپارات در رابطه با نظام سازی و تمدن سازی رو ببینید صحبت های ایشون بسیار مفید وجالب هست و همین طور دوستان میتونن به سایت ایشون که البته کل محتوای سایت تالیف خود آقای واسطی هست مراجعه کنید.)

(چند جمله گزیده: تأکید و تصریح امام راحل(ره)بر دخالت زمان و مکان در فقه، ماندگارترین اثر علمی آن رهبر عظیم الشأن است؛چرا که در ورای این رأی، دنیایی از مفاهیم و لوازم مستتر است، و همانگونه که گذر زمان محکم‏ترین سند اثبات آراء آن بزرگمرد بوده، تنها آینده است که وسعت و افق بنلد نگرشی را که در این رأی نهفته است، بر ملا خواهد نمود.
قشری از حوزویان-و چه بسا دانشگاهیان-با این رأی صریح و روشن امام راحل(ره)شفاها مخالفت ورزیدند؛اما شرایط را برای اظهار مخالفت مکتوب، مناسب ندیدند.

قائلین به تأثیر و دخالت حداقل، زمان و مکان را در محدود همان تغییر ویژگیهای موضوع که مورد می‏دانند و در همین حد متوقف می‏شوند و گاه نیز چنین استدلال می‏کنند که نظر امام راحل(ره)نیز توقف در همین مرز است.اما نظریه قبض و بسط دخالتی تام و همه جانبه را ادعا می‏کند، که بر اساس آن، زمان و مکان و به تعبیر دیگر علوم عصر، هم در تغییر موضوع و هم د ساختار مجموعی موضوعات و هم در ترتب موضوعات و بالاخره در فهم عناوین و احکام در فقه اثر می‏گذارد.
هر سیستم کارآمدی از چهار رکن 1-ساختار کلی، 2-روابط پیوسته و منسجم، 3-عقلانیت و 4-سرعت در جهت هدف، تشکیل می‏شود، و یک فضای رقابت‏آمیز بین سیستم‏های هم عرض، درجه بهره‏وری این ارکان چهارگانه نقشی تعیین کننده دارد و تجربه نشان می‏دهد که مقبولیت عمومی سیستم‏ها نیز، به همین چهار رکن وابسته است.
لوین تافلر در کتاب خود«تغییر ماهیت قدرت» قدرت برتر در صحنه جهانی آینده در قرن بیست و یکم را، قدرتی معرفی کرده که دارای توان سیستم‏سازی وسیع و جهانی، و بسیار سریع العمل باشد.

ینکه چگونه باید نظام‏های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و...را در جامعه اسلامی‏مان سامان داد، مهم‏ترین و اصلی‏ترین سؤال در پیش روی ماست. و این نیز خود، بزرگترین مصداق دخالت زمان و مکان در فقه است. بدون نظام‏سازی جدید، گمان نمی‏رود در اجراء و معرفی دین اسلام به جهان، توفیقی به دست آید...)

نتیجه تصویری برای حجت الاسلام میرباقری

(رصدفکر: خیلی وقت بود که میخواستیم درباره فلسفه مبتنی بر ولایت که آقای میرباقری چند سالی هست که مطرح میکنند و در بسیاری از سخنرانی هایی که برای طلاب دارن با تصریح و بدون تصریح به اون اشاره میکنند و البته شواهد بسیاری هم از روایات و ادعیه بر اثبات حرفهای خودشون میارن بمطلبی بذاریم که الان در منظر شما قرار میدیم. امیدوارم این مقاله براتون مفید باشه. یه جورایی آقای میرباقری اعتقاد دارن که فلسفه باید با این دیدگاه نوشته بشه و فلسفه موجود که ما با عنوان فلسفه اسلامی میشناسیم با این دید همخوان نیست.)

اصلی ترین محصول فکری اندیشمند گرانمایه مرحوم علامه سید منیرالدین حسینی الهاشمی(ره)، بنیانگذار دفتر فرهنگستان علوم اسلامی، دستیابی به فلسفه مهندسی توسعه اجتماعی یا فلسفه شدن یا همان «فلسفه نظام ولایت» است که بر اساس آن معقولیت مهندسی اسلامی جامعه، جهت «ارتباط روشمند دین» با «مهندسی اجتماعی» بیان می گردد. این امر به وسیله پایه ریزی روش عام و روشهای خاص بر پایه این فلسفه امکان پذیر می شود. «فلسفه شدن» فلسفه ای کاربردی است نه فلسفه ای صرفاً نظری چرا که به دنبال تعلیل و تحلیل موضوع خاصّی است که آن عبارتست از: «مهندسی اسلامی توسعه اجتماعی».

(رصدفکر: وقتی ذهنی دغدغه ای داشت و البته در این میان، فکرهایی هم وجود داشته باشد لاجرم آن دغدغه به جان آن فکرها افتاده و آنها  را در مسیر خود رشد میدهد. استاد میرباقری نمونه این چنین شخصیت هایی است که دغدغه های ایشان فکرهای ایشان را به حرکت انداخته و حاصل آن، افکار و تراوش هایی شده است. نگاه های خاص ایشان به فلسفه اسلامی و یا حرفهای جدیدی که در بحث طرح ریزی "فلسفه شدن" مطرح میکنند یا بررسی های ایشان بر روی ادعیه و طرح افکار خود مبتنی بر نظریه ولایت الهی  همه و همه نشانه های این کنش و واکنش ها در ایشان میباشد. در اینجا ما بدون هیچ نقد و تحلیلی یکی دیگر از بررسی های ایشان را در منظر شما قرار میدهیم. شاید در فرصتی به نقد اساسی و بیان نقاط قوت و ضعف افکار ایشان بپردازیم.)

متن زیر سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین میرباقری؛ رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم است که در موسسه آینده روشن (مهدویت) به تاریخ 7 بهمن ماه 93، در باب فرهنگ و تمدن اسلامی گفتگو کرده اند. ایشان در این جلسه که به صورت پرسش و پاسخ برگزار شده است با مطرح کردن نظر مرحوم علامه طباطبایی درباره فرهنگ و تبیین آن، تمدن و فرهنگ را بر محور پرستش به دو نوع اسلامی و غیر اسلامی تقسیم کردند و به بیان تفاوت آن ها پرداختند و در ادامه به سؤالات درباره ویژگی های فرهنگ و تمدن اسلامی در عصر ظهور پاسخ دادند.

(موضوعات:ماهیت فرهنگ در کلام علامه طباطبایی/ تعریف تمدن و اقسام آن/ فرق فرهنگ و تمدن اسلامی و غیر اسلامی/ تمدن عصر ظهور/ نقش اراده های انسانی در تمدن سازی/ نقش عقل در تمدن/ مسئله حسن و قبح و پایگاه اخلاق/ دو جریان تمدن حق و باطل و نسبت آنها با عصر ظهور/ بررسی سطح تغییرات تمدن و فرهنگ و قوانین حقیقی/ بررسی شبهه نسبیت در فرهنگ و سیره های عقلایی)

نتیجه تصویری برای هر چه کنی به خود کنی 

سلام بر دوستان

این روزا بساط دید و بازدید و مهمونی تقریبا برای همه خانواده ها پهن هست توی این دید و بازدیدها خیلی حرفا زده میشه؛ از مسائل خانوادگی و شوخی و خنده گرفته تا مسائل جدی و روز کشور.. خلاصه دیشب مهمون داشتیم این بحث فسادهای اقتصادی و بخور و ببر بعضی ها مطرح شد.. تو اینجور بحثها هم اگر دقت کنید چون مردم دوست دارن بیشترین جوّ و تاثیر رو ایجاد کنن خلاصه هر راست و دروغی و هر شنیده ای رو میگن.. تا اینکه بحث رسید به آقای حائری شیرازی و اینکه ایشون این همه زمین و باغ و غیره و غیره که داره رو حتما با چپاول بیت المال بدست آورده.. البته بحث آقای حائری شیرازی رو من تقریبا شاید حدود 12 یا 13 سالی بود که میشنیدم و البته از همون موقع هم افراد مورد اطمینانی از جاههای مختلفی میگفتن که ایشون دستشون پاک هست و تنها برای رفاه بعضی سازمانها کارهای اقتصادی ای رو انجام میدن و چیزی برای خود ایشون نیست و الی آخر.. خلاصه کاری ندارم که ایشون چقدردر کارشون موفق بودن و ..

البته تو مهمونی من گفتم که قبول دارم که فساد هست خیلی زیاد هم هست خیلی هاش رو هم ما هنوز خبر نداریم اما آقای حائری کارش درسته و اهل فساد اقتصادی و اینجور وصله ها نیست و دلیلهام رو هم آوردم.. خلاصه ی خلاصه سرتون  رو درد نیارم تا اینکه بحث رسید به اینجا که این چه مملکتی هست که قیمت 3 قلم جنس مثل مرغ و پرتقال و.. رو نمیتونه کنترل کنه و به هر بهانه ای..

بحث به اینجا که رسید..

رصدفکر: نمیدونم چقدر با فضای اسلامی سازی علوم و کلا جنبش نرم افزاری و تولید علم آشنا هستید اما کسایی که وارد این فضا میشن معمولا یه دغدغه تمدن سازی اونها رو به هر ترتیب بالاخره به این فضا میکشونه. غالب این افراد وقتی وارد فضای تولید علم و اسلامی سازی علوم میشن از یک نکته غفلت میکنن لذا تحلیل هاشون معمولا همش ناظر به علم و علما و متفکران علوم انسانی است اما دقت ندارن که حرکت یک ملت به سمت تمدن سازی ارکان مهم دیگه ای هم میتونه داشته باشه.. پس اگه بخواییم در نگاهمون یک رفلش انجام بدیم و دوباره هدفمون و کارهایی که باید برای تمدن سازی انجام بدیم رو یه بررسی دقیقتر انجام بدیم میبینیم کارهای مهم دیگری هم باید صورت بگیره تا سریعتر به اونجا برسیم..

یکی از ارکان دیگه میتونه حرکت جهادی و دغدغه قوه مجریه در حد خودش باشه.. دوستان همه میدونید که دولت آقای احمدی نژاد با تمام نقص های فکری و برنامه ای و تخصصی که داشت اما یک نکته مهم داشت در دولت ایشون بصورت کلی دغدغه اسلام خواهی وجود داشت و میخواست واقعا دولتش برای مردم و اسلام هر دو کار کنه لذا ما شاهد چند چیز بودیم اولیش این بود که مردم و اسلام جزء اولویت ها شدن. همین باعث ورود ظرفیت بسیار وسیعی در حرکت به سمت تمدن اسلامی شد..-البته کار ایشون در همین مورد نقطه ضعفها و قوت هایی داشت که ما فعلا کاری نداریم-

اینجا یه نکته طلایی وجود داره اونم این هست که قوه اجرایی، هم به وسیله مدیران و مغزهای متفکر و ظرفیتهای بسیار بسیار این ملت که در اختیار داره یکی از بیشترین مسئولیت ها رو در پیمودن مسیر سعادت این ملت و تمدن سازی داره. شما در همین اقتصاد مقاومتی دقت داشته باشید رهبری اصول و کلیات اقتصاد مقاومتی رو اعلام کردن و کاملا هم توقع بود که دولت انجام بده اما چون دولت اعتقادی به این مسئله نداشت و اعتقادش به نظام جهانی به اضافه رفاه طلبی در مدیرانش و نیز بخاطر ادامه های سیستم فکری دولت آقای هاشمی کاملا از این مسئله کنار کشید و ظرفیت عظیم قوه مجریه با بیشترین توان و پتانسیل در انواع نیروها بر کنار جوی نشسته و و البته چیزی بیشتر از گذر عمر این ملت رو تماشا میکنه. -بگذریم از وزرای سالمند آقای روحانی..-

به این نکته دقت داشته باشید که یک دولت همین که راه براش مشخص باشه و کلیات بهش اعلام بشه تقریبا خودش با پتانسیل هایی که داره میتونه مسیرش رو بره و تمام نیازهاش رو خودش میتونه برطرف کنه.. به عبارت دیگه برای کسی که متخصص کاره فقط کافی که بهش کلیات گفته بشه اون توانایی و پتانسیل این کار رو داره تا جزئیات رو طبق کلیات تولید کنه و چه بسا چون در وسط میدان هست و درگیر کار هم هست بهتر از هر کسی بتونه اینکار رو انجام بده..

خلاصه حرفم این هست که دوستان! دقت داشته باشین این مسئله تولید علم و اسلامی سازی حجابی برای ندیدن دیگر ارکان برای رسیدن به تمدن سازی نشه..

و نیز خلاصه به خاطر همه این چیزها و احتمالا چیزهایی دیگه ای من امروز یه متن از استاد رحیم پورازغدی گذاشتم که شاید ربطی به اسلامی سازی بصورت مستقیم ربطی نداشته باشه اما کاملا به هدفی که ما دنبال میکنیم ربط داره..

البته این چیزی که اینجا گفتم یکی از ارکان دیگه بود ارکان های دیگری هم در اینجا هستند که ما معمولا به اونها توجه نداریم. به نظر شما اون ارکان دیگه چه چیزهایی میتونن باشن؟!.. شما بگید..

نتیجه تصویری برای پورازغدی

(لینک دانلود صوت + لینک دانلود کتابهای استاد رحیم پورازغدی در ادامه مطلب)

با توجه به اینکه نقدهای یکی دوسال پیش دکتر رحیم پور ازغدی به دولت و خط فکری روحانی و هاشمی رفسنجانی بصورت پر رنگ تری در خط فکری و برنامه های اجرایی دولت آقای روحانی مشهود و روشن تر شده لذا دوباره اون صحبت ها رو در اینجا میذارم.

(رصدفکر: استاد رحیم پور ازغدی متفکر و دانشمندی که او هم در حیطه علوم انسانی فعالیت هایی خاص به خود داشته است. قبلا چند فایل صوتی از ایشون درباره ظرفیت شناسی فلسفه ملاصدرا در علوم انسانی و نیز یه فایل صوتی درباره روانشناسی غرب برای شما از ایشون گذاشتیم. یکی از خصوصیتهای رحیم پور ازغدی مطالعه زیاد ایشون در شاخه های علوم انسانی است لذا وقتی که حرف میزنن تنها استناد به یک گفته یا مقاله نمیکنن بلکه سخنرانی های ایشون حاکی از مطالعه های به اندازه هست.

از چیزهای جالب برای من از ایشون این بود که وقتی یکی دو سال پیش بسیاری به عنوان مدافع یا مخالف فلسفه اسلامی صحبت هایی رو کردند که زیاد طرز بیان یا محتوای بیانشون جالب نبود اما حسن رحیم پور ازغدی بسیار با نزاکت و متانت و البته بصورت علمی و تا حدودی بطبیقی به بررسی رابطه فلسفه اسلامی با علوم انسانی پرداخت. این نوع برخورد ایشون برای من خیلی جالب و جذاب بود.. 

رحیم پور ازغدی از معدود افرادی هست که آثارش چند بعدیست و عملا همه یا اکثر جبهه هایی که یک متفکر اسلامی باید در اونها درگیر باشه رو زیر نظر داره لذا کار در حوزه علوم انسانی، ایشون رو از حیطه واقعیتهای جامعه و دستگاههای اجرایی و سیاسی ایران و جهان، در گذشته و امروز دور نمیکنه. در همین راستا ما متن و صوت یکی از سخنرانی های بسیار عالی ایشون در مورد وضعیت کنون مدیریت کشور و جهان رو در این وبسایت گذاشتیم که بسیار عالی و جذاب هست. امیدوارم که خوشتون بیاد..)

(رصدفکر: در عرصه تولید الگوی پیشرفت اسلامی و تولید علم، سازمانی هایی مشغول به فعالیت هستند که بنا بر گفته ها ظاهرا حدود 10 سازمان روی این مسئله کار میکنند.
حجة الاسلام علی کشوری نماینده یکی از این سازمان هاست که در این زمینه فعال هستند. شاید برای اولین بار که با فکر ایشون درباره تولید علوم انسانی آشنا شدم احساس کردم که اشکالات مبنایی و اساسی ای به طرح ایشون وارد هست که قابلیت وارد شدن در سطح کلان علوم انسانی رو نداشته باشه اما بعد از مدتی که حرف های ایشون رو مرور کردم متوجه شدم که اشتباه کردم و علی رغم اینکه شاید یک سری اشکالاتی بتوان به این طرح وارد کرد اما نقاط قوت بسیار پر رنگی داره که اگر اجرایی بشه و با ایمان این طرح دنبال بشه بدون شک تاثیر مثبت قابل توجهی خواهد داشت. برای آشنایی به طرح و تفکرات ایشون متنی رو از ایشون گذاشتیم که انصافا نکات قابل توجه و بسیار کاربردی ای داره.

البته ناگفته نمونه آقای علی کشوری هم یکی از مخالفان فلسفه اسلامی است و قائل به ناکارآمدی فلسفه در حیطه علوم اجتماعی است. دوستان دقت داشته باشین که بحث هدایت نظامات ذهنی که ایشون مطرح کردن رو در بخشی از تفکرات رهبر معظم انقلاب اسلامی هم به خوبی میتوان پیدا کرد. به نظر ما باید این نظریه ایشون رو مورد اعتنا قرار داد و کاستی های اون رو برطرف کرد.

البته در آینده شاید به بعضی نقاط قوت و همچنین ضعف این نظریه اشاره ای کردیم. در ضمن دوستانی که میخوان نقشه راه تولید الگوی پیشرفتی رو که سازمان مربوط به ایشون تولید کرده اند رو دانلود کنید اینجا کلیک کنند.)

"ملت ایران باید خود را قوی کند؛ این حرف من است... اگر یک ملتی به خود نیاید، خود را قوی نکند دیگران به او زور میگویند.. بعضی ملتها هستند که تا قوی شدن، فاصله ی زیادی دارند؛ امیدی وجود ندارد که بخواهند در خود آن نیرویی را که بتوانند مقابله کنند با زورگویان و گردن کلفت های عالم، ایجاد کنند؛ اما ملت ما این جور نیست؛ ما اولاً استعداد قوی شدن، زیاد داریم؛ امکانات و ظرفیتها هم زیاد داریم؛ ملت ما به سمت اقتدار ملّی هم راه افتاده است و راه زیادی پیموده است".

سید علی خامنه ای

دیدن پوستر با کیفیت بالاتر در ادامه مطلب 

(رصدفکر: بدون شک علامه طباطبائی از حیث علمی از عمیق ترین افراد در مسائل مربوط به حکومت هستند و در درگیر کردن مباحث فلسفی در مباحث اجتماعی جزء معدود افرادی هستند که ابتکارات و موفقیت های خوبی داشته اند. در اینجا بخشی از تحلیلهای ایشان درباره دموکراسی را برای شما قرار دادم. علامه در این نوشتار دموکراسی مطلق را رد کرده و به اصطلاح امروزی مردم سالاری دینی را به نوعی اثبات میکنند..)

 جامعه اسلامى در داشتن دو قسم مقررات ثابته و متغیره خود به جامعه‏هاى دموکراسى خالى از شباهت نیست. در جامعه‏هاى دموکراسى نیز دو قسم مقررات وجود دارد: یکى از آنها در حکم ثابت است و آن مواد قانون اساسى است که تغییر آنها حتى از صلاحیت مجلس شورى و سنا نیز بیرون است و تنها خود ملت مستقیماً با آراى عمومى یا به وجود آوردن مجلس مبعوثان مى‏تواند ماده یا موادى را از قانون اساسى لغو و ابطال نماید. و قسم دیگر، قوانین جزئى و مقرراتى است که در مجلسین شورا و سنا و در مراکز مختلفه اجرا و وضع مى‏شود و به منزله تفسیر موقت مواد قانون اساسى است. این قسم عموماً قابل تغییر است.

در عین حال نباید اشتباه نموده، تصور کرد که روش اسلام با نشان آزادیى که دارد یک روش دموکراسى یا کمونیستى است..


نظریه چهارم؛ ولایت‌ فقیه‌:  در طی‌ دهه‌ چهل، نظریة‌ دیگری‌ برای‌ حل‌ مسائل‌ اجتماعی‌ ایران‌ و پی‌گیری‌ یک‌ جریان‌ اصلاحی‌ به‌ عرصة‌ عمل‌ اجتماعی‌ گام‌ گذارد. این‌ نظر بر خلاف‌ دو تئوری‌ پیشین، از آفاق‌ معرفت‌ معنوی‌ و اسلامی‌ جامعه‌ بهره‌ می‌برد، از آسمان‌ وحی‌ می‌نوشید و در بستر عقلانیتی‌ ریشه‌ دوانیده‌ بود که‌ هزاره‌ای‌ پرشکوه‌ را در همراهی‌ و همزیستی‌ با وحی‌ آزموده‌ بود. این‌ تئوری‌ به‌ لحاظ‌ تاریخی‌ در امتداد جنبش‌ عدالتخانه‌ قرار می‌گرفت.

(موضوعات: نظریه ولایت فقیه/ نظریه رهبری کاریزماتیک/ نظریه بسیج توده ای و جامعه مدنی/ رفورمیزم لیبرالی و نفی انقلاب/ نظریه پسامدرن)

(رصدفکر: قبلا یه مقاله رو در دو بخش درباره جریان های فکری سیاسی در ایران از حجة الاسلام پارسانیا گذاشته بودم که واقعا فوق العاده بودن. آقای پارسانیا اونقدر این مقاله ها رو جذاب نوشته بودند که انسان خیال میکنن علاقه و سرگرمی اول آقای پارسانیا کار بر روی همین مباحث هست امیدوارم که این مقاله براتون مفید باشه.)

این مقاله، در صدد توضیح‌ هفت‌ خط ‌»اصلاحات« و جریانهای‌ سیاسی‌ وابسته‌ به‌ آنها در ایران‌ و در شرائط‌ کنونی‌ کشور است: نظریه‌ حد‌اقلی‌ و تقیه‌آمیز علماء در قیام‌ مشروطه، نظریه‌ سکولار از نوع‌ آخوندزاده، نظریة‌ چپ، نظریة ‌»وبری«، نظریة‌ پوپری‌ و نظریة‌ فوکوئی‌ و عاقبت‌ نظریة‌ اصلاحات‌ در چارچوب‌ ولایت‌ فقیه.

(موضوعات

(رصدفکر: دوستان دقت داشته باشن که دکتر فیاض انسان بسیار دلسوز و انقلابی ای هستند. ما در اینجا تنها یک سری از تفکرات خاص ایشون رو گذاشتیم که البته شاید به مذاق بعضی خوش نیاد اما باید دقت داشته باشید که ایشون انسان دغدغه مند، متفکر و ولایی ای هستند.. لذا لطفا خالی الذهن صحبت های ایشون رو بخونید و بصورت علمی با این صحبت ها برخورد کنید. و همین طور کما اینکه قبلا گفتیم دقت داشته باشید که از چالش های اساسی که الان مطرحه اینه که فلسفه اسلامی آیا قدرت تولید علم در علوم اجتماعی و نظام سازی داره یا نه؟ و اگر داره پس چرا تا الان نشده؟ در اینجا افراد چند دسته شدن.. لذا بعضی اشکالات آقای فیاض در این "حیطه خاص" واقعا برای بسیاری جای تامل داره. ما در آینده به این سوال میپردازیم./ اگر نظری در تایید یا ردّ داشتید، حتما مطرح کنید دیگران هم ببینند)

دکتر ابراهیم فیاض: مشکل فلسفه ی صدرا را امروز اتفاقا در تشخیص آیت الله جوادی آملی می توان دید که یک نگاه کاملا محافظه کارانه نسبت به علم دارند و حتی علم جدید را کاملا قبول کردند به قدری که حتی غربی ها آن را قبول ندارند، و معتقدند این علوم، علوم الهی هستند و نقصان غربی ها در این است که این علوم تقلیلی هستند و به مبدا توجهی نداشته اند. و به نظر من این نوع تفکر هیچ گونه نقادی نسبت به علم ندارند و در نتیجه دچار رکود خواهیم شد. و این وضعی که دچار آن هستیم وضعیت بسیار وحشتناکی است و در نهایت تفکر صدرایی در حوزه ی اجتماعی ما را به دور می رساند که دور نیز مساوی با رکود است.

"آقای جوادی آملی دچار رکود است. رابطه مرید و مرادی در ایران به استبداد ختم می‌شود. اگر ساختار جمهوری اسلامی با همین جریان ها که در حال حاضر همه ی فرهنگستان و همه چیز در اختیارشان(شاگردان فردید و نصر) است جلو برود، همانند دوره ی صفویه با کله بر زمین خواهد خورد"

موضوعات: بزرگترین خطر برای هر انقلابی بازگشت به عقب است/ اخباریگری و ملاصدرا دو بال یک جریان انحطاطی در ایران است که هر دو به عرفان تقلیل می یابد/ صفویه بازتولید تئوریک بعد از مغولان و تیموریان بود/ ولایت فقیه از درون فلسفه ی اعتباری شیخ انصاری شکل گرفته است/ مشکل فلسفه ی صدرا را امروز اتفاقاً در تشخیص آیت الله جوادی آملی می توان دید/ مبنای انقلاب اسلامی، حکمت ابراهیمی بود/ حکمت همان فقه ماست، همان فقهی که امام آن را فقه باز می داند

لطفا در صورتی که بیماری قلبی دارید این کلیپ را مشاهده نکنید..

دیدن کلیپ + بخش های از متن این کلیپ در ادامه مطلب..