رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

این وب سایت برای اهداف زیر تاسیس شده:
1. جمع آوری گزیده افکار و نظرات کسانی که در زمینه علوم انسانی اسلامی و تولید علم حرفی برای گفتن دارن. 2. بررسی افکار و نظرات اشخاص و جریاناتی که در روند کشور تاثیر دارند. 3. تحلیل ها و نقدهایی که در حیطه این افکار و آثار وجود داره. 4. آوردن یک سری نکات که در حیطه شناخت منطق فکری متفکران و علوم اسلامی کمک میکنن.

آخرین مطالب (به ترتیب)
پیوندهای روزانه
پیوندها
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب (به ترتیب)
آخرین نظرات
  • ۳۰ دی ۹۵، ۱۶:۵۰ - ..جهان ..
    افسوس
  • ۲۱ دی ۹۵، ۱۱:۵۱ - ..جهان ..
    احسنت
  • ۲۶ آذر ۹۵، ۲۰:۵۵ - محمدرضا فلاح
    :)
  • ۲۷ شهریور ۹۵، ۲۲:۰۸ - گروه فرهنگی صبح امید
    منتظریم
  • ۱۷ مرداد ۹۵، ۱۶:۰۳ - Fatemeh .79
    ممنون
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل

آخرین مطالب / استفاده از مطالب این وب سایت با ذکر منبع بلا مانع است

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رصد» ثبت شده است

نویسنده: حسین نیا

ما -و البته هر مجموعه ای که بصورت بنیادی در رابطه با علوم انسانی فعال هستند- در صورتی میتونیم در علوم انسانی موفق بشیم و در واقع قدم های راسخ و قاطعی برداریم که در یک سیستم وسیع به چند دسته علوم بپردازیم:

اول درسهایی هستند که حکم مواد اولیه رو دارن یعنی قرآن و روایات، فقه، اصول و فلسفه و علومی که مقدمه فهم اینها هستند.-و البته عرفان هم هست که فعلا ذکر نکردم اما در نگاه نهایی باید عرفان رو هم جزء همین علوم اصلی دونست البته منظورم صرف عرفان عملی و نظری نیست بلکه عرفان در وادی عمل و عرفان در وادی نظر هست که مجموعه تراث با عظمت و با ارزشی است-

دوم علومی که حد واسط بین علوم اول و علوم مورد نیاز جامعه هستند مثل فلسفه های مضاف هستند مثل فلسفه فقه،فلسفه اصول، فلسفه فلسفه ، فلسفه روانشناسی، فلسفه جامعه،..

و البته بروز کردن علوم و همچنین آگاهی به زمان و مکان و در مرحله بعدتر آشنایی با جبهه های علمی و فرهنگی دنیا و یا نقاط ضعف و قوت اونها هم میتونه در این قسم قرار بگیره.

مسئله اسلام شناس بودن نیز بیشتر در این دسته معنا پیدا میکنه.

این دسته دوم بسیار مهم است بزرگانی همچون شهید صدر، شهید مطهری، علامه طباطبایی، امام خمینی و در نهایت مقام معظم رهبری نقطه قوت فکریشون در این قسمت بسیار به چشم میخوره.. این دسته از علوم ،در حکم منطقِ فکری هم میتونن مطرح بشن چون مسیر رو برای فکر کردن برای ما بسیار کوتاه تر، دقیقتر، و سریعتر میکنن. یه جورایی این علوم منطق صوری تفکر در علوم خاص خودشون هستن.

دسته سوم خود علوم مورد نیاز جامعه هستند که باید در اونها هم مطالعه داشته باشیم هم باید از تراث گذشته آگاهی داشته باشیم و هم باید از حرفهای روز دنیا و متفکران معاصر اطلاع داشته باشیم..

منبع:سیاست استراتژیک( http://sp-ha.blog.ir/ )

طرح SSR به معنی «رفرم اجزاء و قطعات قطاع امنیتِ»‌ کشورِ هدف است.

پروژه‌  SSR “Security Sector Reform”   طرحی برای در هم شکستن مقاومت یک جامعه محسوب می‌شود. هیچ کشوری منابع پنج‌گانه قدرت ارگانیکی(فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، دفاعی‌- نظامی) هم‌سطح و هم‌ترازی ندارد؛ از این‌رو در یک حوزه قدرتمندتر و در حوزه‌ای دیگر ضعیف‌تر است.

سازوکار پروژه SSR به این گونه است که منابع پنج‌گانه قدرت کشورِ هدف، ارزیابی شده، سپس مشخص می‌شود که هر کدام از این منابع قدرت در چه سطحی هستند و بلندترین و پایین‌ترین سطح قدرت در کدام حوزه است؛ آنگاه با سازوکارهای خاص خود، قوی‌ترین منبع قدرت را آن‌قدر تحت فشار قرار می‌دهند و فرسوده می‌کنند تا به سطح چهارم برسد، سپس در مرحله بعد این دو سطح را با هم تحت فشار قرار می‌دهند تا به سطح سوم برسد و به همین ترتیب این روند تا آنجا طی می‌شود که همه سطوح قدرت به پایین‌ترین سطح برسند.

(رصدفکر: واژه فطرت یکی از واژه هایی است که در عین کثرت استعمال در فرهنگ اسلامی بسیار پرابهام بوده است و تقریبا به ندرت افرادی توانسته اند و لو به صورت نسبی از عهده آن برآیند. در بین متفکرین معاصر به نظر میرسد بعد از علامه طباطبایی، تنها کسی که به این واژه به صورت هدفمندی بسیار حساس شده و توانسته بصورت کاملا آگاهانه ای از آن در حیطه های علمی ثمره های علمی بگیرد شهید مطهری است. این مسئله وقتی اهمیت خاص خود را پیدا میکند که شاید تنها عنصری که حل آن، مسئله علوم انسانی اسلامی ما را از بسیاری از ابهامات خارج کند حل همین مسئله فطرت است و به عبارت دیگر سرنوشت علوم انسانی اسلامی وابسته به مسئله فطرت است. فقط صدحیف که شهید مطهری در بین ما باقی نماند تا تحقیقات خود را در این زمینه به اتمام برساند.. تقریبا بعضی توجهات علامه طباطبایی و شهید مطهری به مسئله فطرت بی نظیر است.. )

البته این مسأله [فطرت] شاخه‏هاى زیادى در جاهاى مختلف پیدا مى‏کند؛ از جمله در بحث تعلیم و تربیت که بحث بسیار وسیعى است. اگر انسان داراى یک سلسله فطریّات باشد قطعاً تربیت او باید با در نظر گرفتن همان فطریّات صورت گیرد و اصل لغت «تربیت» هم اگر به کار برده مى‏شود- چه آگاهانه و چه غیر آگاهانه- بر همین اساس است، چون «تربیت» یعنى رشد دادن و پرورش دادن، و این مبنى بر قبول کردن یک سلسله استعدادها- و به تعبیر امروز یک سلسله ویژگیها- در انسان است.