رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

این وب سایت برای اهداف زیر تاسیس شده:
1. جمع آوری گزیده افکار و نظرات کسانی که در زمینه علوم انسانی اسلامی و تولید علم حرفی برای گفتن دارن. 2. بررسی افکار و نظرات اشخاص و جریاناتی که در روند کشور تاثیر دارند. 3. تحلیل ها و نقدهایی که در حیطه این افکار و آثار وجود داره. 4. آوردن یک سری نکات که در حیطه شناخت منطق فکری متفکران و علوم اسلامی کمک میکنن.

آخرین مطالب (به ترتیب)
پیوندهای روزانه
پیوندها
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب (به ترتیب)
آخرین نظرات
  • ۲۱ دی ۹۵، ۱۱:۵۱ - ..جهان ..
    احسنت
  • ۲۶ آذر ۹۵، ۲۰:۵۵ - محمدرضا فلاح
    :)
  • ۲۷ شهریور ۹۵، ۲۲:۰۸ - گروه فرهنگی صبح امید
    منتظریم
  • ۱۷ مرداد ۹۵، ۱۶:۰۳ - Fatemeh .79
    ممنون
  • ۳۰ تیر ۹۵، ۱۲:۳۱ - Fatemeh az 79
    :)
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل

۱

منبع: ایرانی
( این سخنرانی تحت عنوان موسیقی در دنیای مذاهب که در دانشگاه هاروارد ارائه شده است  و در همان سال در نشریه مرکز مطالعات جهان ادیان  دانشگاه هاروارد منتشر شده است./ ترجمه آقای منوچهر دین پرست)
در مورد موسیقی و اسلام باید گفت که سه مرحله اسلامی را در این باره می توان تقسیم بندی کرد. البته باید تذکر دهم آوازه آنچه را که امروز خواهم گفت مدتهای مدیدی باقی خواهد ماند. آنچه که عصر امروز می خواهم به عنوان اولین بخش سخنرانی به تشریح آن بپردازم موسیقی مجاز در اسلام است که به این منظور مختصری به اصطلاحات عربی رایج و انواع موسیقی گذری خواهم داشت. سپس به موضوع اصلی که علائم و نشانه های معنویت در موسیقی است می پردازم. این بدان دلیل است که معنویت موسیقایی در تمدن اسلامی متفاوت است. اجازه دهید که این قسمت را با شعری از بزرگترین شاعر معنوی اسلامی، جلال الدین مولوی، که در پس حجاب معنویت، مذهب، شعر و موسیقی قرار دارد آغاز کنم. او در شعری معروف و در حالتی نیازمندانه چنین می گوید:  
خشک چوبی، خشک تاری، خشک پوست
 از کجا می آید این آواز دوست
 پاسخ به این سئوال نشان می دهد که نشانه های موسیقی در تمدن اسلامی، حالتی عمیق از صدای دوست تلقی می شده و این حقیقتی است که با وسیله ای بی جان، معجزه عمیق وجود را سامان می دهد که با کنار هم گذاشتن نتها و صداها درک عمیقی از احساس و تلطیف روح به دست می آید. البته در این هنگام موسیقی کارکرد بیرونی نیز دارد. موسیقی بر روح و روان مردان و زنان تاثیر بیرونی داشته و باعث همگرایی بشر در جامعه می شود. بنابراین از ابتدای تاریخ اسلام مسائل مربوط به موسیقی و حرام و حلال بودن آن بسیار مورد توجه بوده که در حقیقت پاسخ مثبت به آن بیش از پاسخ منفی به آن است. در طول تاریخ اسلام افراد بسیاری معتقد بودند که هیچ تقابل منطقی با موسیقی نمی توان داشت. همچنین علما نیز در طی قرون بر سر حلال و حرام بودن آن به نظرات مختلفی روی آوردند. اما بر اساس شرع آیا موسیقی پذیرفته شده است یا خیر، یا حتی روشهای متعددی در پاسخ به آن وجود دارد؟
 یکی از دلایل این توهم و عدم آشکارگی در کاربرد کلمه موسیقی فی نفسه می باشد. وقتی که از اسلام و موسیقی سخن می گوئیم آیا نباید در ابتدا مفهوم بسیار غامض آن را برای درک و فهم بیشتر توضیح دهیم؟ اما منظور ما از موسیقی چیست؟ کلمه موسیقی در ترجمه های یونانی به عربی موزیکا و در فارسی به موسیقی ترجمه شده است و تقریباً از لحاظ مفهوم معادل همان لغت انگلیسی می باشد. سومین سمفونی براهما، موسیقی نامیده شده است. اما چیزهایی که گوش آنها از موسیقی می شنود، بر اساس تعریف فرانسوی ها و انگلیسی ها موسیقی نامیده شده است. در حالی که در عربی آنها را موزیکا بر نمی شمرند و بنابراین ایجاد مشکل در تعریف موسیقی از اینجا آغاز می شود.
 پس مقصود ما از این لغت چیست؟ به عنوان مثال اگر کسی به صوت قرآن گوش دهد ولو اینکه عربی نداند و یا برای اولین بار قرآن را می شنود آیا موسیقی گوش داده است؟ اما این امر در عربی هرگز موزیکا نامیده نمی شود. در عربی آن را قرائت می نامند. بنابراین کلمه موسیقی در زبان عربی و یا سایر زبانهای کشورهای اسلامی معنای محدودتری نسبت به انگلیسی، فرانسه، آلمانی و زبانهای اروپایی پیدا می کند. اصطلاحات و عباراتی در دنیای اسلام وجود دارد که مفهوم موسیقی دارند اما موسیقی نامیده نمی شوند. بحث علما نیز دقیقاً بر سه اجزای موسیقی می باشد. به عنوان مثال از این اصطلاحات که مفهوم موسیقی داشته باشند بی آنکه موسیقی نامیده شوند می توان به آواهای مقدس اشاره کرد. علمای وهابی که بسیار متعصب نیز می باشند، در عربستان سعودی اذان را با صوت می گویند. در واقع، همواره این صوت در مکه و مدینه وجود دارد و هیچ بحثی راجب آن وجود ندارد. عدم آشکارگی کاربرد اصطلاح موسیقی یکی از بزرگترین مسائل گمراه کننده ای است که طی قرون متمادی ادامه داشته و نیازمند یک شفاف سازی در زمان حال می باشد.
 اجازه دهید نگاهی به موسیقی مجاز و غیر مجاز نیز داشته باشیم. وقتی از موسیقی مجاز صحبت می کنیم مقصود ما موسیقی است که از لحاظ قانون الهی (شریعت) پذیرفته شده است. بر اساس نظر شرع، اعمال و رفتار بشر به چند دسته تقسیم می شوند. اولین دسته مربوط به اعمال حلالی است که این اعمال مجاز و پذیرفته شده اند. دومین دسته اعمال مباح است که پذیرفته شده اند اما اجباری در انجام آنها نیست. شما می توانید آنها را انجام دهید اما حلال نیست. دسته دیگر اعمال مکروه می باشد که از لحاظ شرعی ترک آنها بهتر است اما ممنوع نمی باشد. سرانجام اعمالی که حرام هستند که مطلقاً از لحاظ شرعی اعمال آنها ممنوع می باشد. اما در اینجا لازم می دانم که بگویم اتفاق نظری بر سر این موضوعات میان علما وجود ندارد.
 برای آن دسته از اصوات و آلات غیر موسیقی، ابتدا باید به قرائت متون دینی توجه کنیم که بر اساس آن قرآن باید با صوت خوانده شود. در این مورد انواع صوتها وجود دارد و حضرت داوود(ع) نیز بسیار خوش الحان بود. این احکام ساخته بشر نبوده و از طرف خداوند ابلاغ می شود. در مورد اذان اگر به زمان پیامبر اکرم(ص) بازگردیم همواره به صورت یک حکم با صوت بوده است. در هیچ بخش از جهان اسلام چه شیعه و چه سنی در این مورد اختلافی وجود ندارد. اذان همواره به صورت خوش گفته شده و بر اساس سنت پیامبر اکرم(ص) اذان باعث تلطیف روح بوده و درباره اذان نظریات عمیقتری از فقها و عالمان وجود دارد که در این سخنرانی به آن خواهم پرداخت.
 مبحث دیگر من تحلیلی است که با مناسک حج مرتبط است. در این موسم دسته های حجاج با اصوات خوش به ادای فرائض حج می پردازند. در انواع مرثیه ها که معمولا مدیحه نامید می شود و همچنین نعت و تحمید و سایر انواع شعر که به زندگانی پیامبر(ص) مربوط است این اصوات خوش وجود دارد. همچنین در هیاتها و جشنها و اعیاد مذهبی مانند تولد پیامبر(ص) آوازهایی خوانده می شود. بنابراین این طیف از آوازها را موسیقی نمی نامند. اما این اصوات در انگلیسی موسیقی خوانده می شود.
 در دنیای اسلام سنتی انواع شعر سروده شده است. همانگونه که در زبان عربی مشاهده می شود مثلا در کتاب “الاغانی” – که در واقع به معنای کتاب آواز و شعر عربی است – اشعار آوازی بسیاری دیده می شود، همچنین اشعار ترکی و فارسی نیز به صورت آواز بسیار خوانده شده است. به خاطر این موضوع است که بسیاری از اشعار مسلمانان به صورت موسیقی درآمده است. و بر عکس موسیقی نیز همواره یک وجه شعری نیز دارد. این دسته در دنیای اسلام خارج از موسیقی هستند و حال آنکه موسیقی می باشند و علمای اسلامی در رابطه با این دسته از موسیقی ها مخالفت کمی از خود نشان می دهند. در قسمت پایین جدول دسته هایی از موسیقی وجود دارند که در عربی موسیقی یا موزیک نامیده می شود که به زندگی عادی مرتبط بوده و دارای خصوصیات مختص به خود نیز هستند.
 پیامبر اکرم (ص) نیز موسیقی را در جشن عروسی نه تنها مجاز می دانست بلکه نسبت به آن تشویق نیز می نمود که این نوع موسیقی در بسیاری از تمدنهای دیگر وجود داشته است. همچنین موسیقی در مراسم عروسی یا موسیقی های مرتبط با جشنهای خانوادگی مثل تولد بچه ها و یا لالایی هایی که برای خواباندن کودکان و غیره استفاده می شود جزء دسته های مجاز موسیقی در دنیای اسلام به شمار می روند. دسته کوچکی از افراد که حتی آنهایی که با نفس موسیقی نیز مخالفند پیدا می شوند که با این دسته از موسیقی مخالفت داشته باشند و البته نوع دیگری از موسیقی شغلی می باشد که این نوع موسیقی به حرفه های خاص مربوط است که از لحاظ اقتصادی در مراسم عروسی بسیار مهم بوده و بیشتر جنبه های روانی و روحی زندگی افراد عادی را شامل می شود. هر کسی که بنایی را در دنیای اسلام دیده، ملاحظه نموده که کارگران به ازای بالا بردن هر خشتی آوازی را زمزمه می کنند. هر آجری را که به بالا پرتاب می کنند آوازی می خوانند. در سوریه معماران و حجارانی که با سنگ کار می کنند اعمال مشابهی دارند که آواز آنها فقط مختص به دنیای اسلام نبوده و در اروپا نیز خوانده می شود. در این حالت موسیقی و معماری با یکدیگر عجین شده اند. در مورد شغلهای دیگر سنتی که موسیقی با آنها آمیخته شده است وضع مشابهی وجود دارد. سرانجام نوعی از موسیقی نیز وجود دارد که در جهان اسلام شناخته شده نیست اگر چه ریشه های دینی داشته و در دنیای غرب آن را به اسلام بیشتر نسبت داده اند و آن موسیقی نظامی است. تمامی تمدنهای امپراطوری یونان و ایران باستان چنین موسیقی هایی داشته اند. این نوع موسیقی در اسلام مجاز است. در واقع این موسیقی بر سنت قدیمی استوار است که ارتش پیروز به آواز خوانی مشغول بوده است.
 اکنون به جنبه های جنجالی تر موسیقی می پردازیم که مجاز می باشند. در اینجا دیدگاه های مختلف علمی نیز بیان می شود. ابتدا باید گفت که انواع ابزار و اصوات وجود دارد که در دنیای اسلام به رسمیت شناخته شده اند. بسیاری از موسیقی مسلمین که در غرب شنیده می شوند از این نوع می باشند. نتیجه این موسیقی، موسیقی کلاسیک غربی می باشد. همانگونه که می دانید چندین نوع موسیقی کلاسیک اصیل سنتی وجود دارد که در این دسته بندی قرار می گیرند. مثلاً موسیقی آندلوسی که اسپانیایی نبوده و بیشتر ریشه مغربی(مراکشی) دارد در اصل از اسپانیا به مغرب در حمله مسلمین در سال ۱۴۹۲ میلادی به مراکش به وجود آمد و همچنان نیز پابرجاست، از موسیقی عربی که روزهای بزرگ گذشته را در قاهره با اپرای آیدا در قرن ۱۹ داشته و تا کنون نیز تا حدی باقی مانده است کاملا جدا می باشد. موسیقی کلاسیک عربی شرقی، بسیار با موسیقی پارسی آمیخته شده است. همچنین موسیقی های بزرگ سنتی دیگری مانند موسیقی سنتی ترکی که تا حدودی با فارسی نیز آمیخته شده اما هویتی جدا و مستقل دارد، موسیقی شمال ایران که یاد آور موسیقی ایران باستان می باشد ولی ریشه های هندویی نیز داشته و با عظمت تصوف را طی قرون متمادی بیان کرده وجود دارد.
 در غرب نیز موسیقی هایی اینچنین البته نه این قدرت مشهور وجود دارد مانند موسیقی جاوای ساندانسز که یک موسیقی سنتی با ارزش که بسیار پر معنا و خصوصا اسلامی می باشد. موسیقی مسلمین چین، هویو و یوگا در غرب چین که بسیار نزدیک موسیقی ایران باستان است می باشد.
 در وادی این دسته بندی ها که به آنها اشاره کردم بحث بزرگی وجود دارد و بر سر مجاز بودن آنها توافق عمومی وجود ندارد. فقط یک توافق وجود دارد و آن دسته از موسیقی ها که محرک می باشند که از نظر علما ممنوع است. در جهان اسلام افراد عموما قادر به تشخیص این نوع موسیقی می باشند. بنابراین تا آنجا که به شرع مربوط است طیف گسترده ای از موسیقی در نظر مردم وجود دارد. بنابراین اگر کسی ادعا کند که من مسلمان خوبی هستم و می دانم که موسیقی در اسلام حرام می باشد، واقعا چنین شخصی نمی داند که از چه سخن می گوید. رابطه اسلام و موسیقی بسیار پیچیده است. و این عدم وضوح و شبه ناک بودن که به آن اشاره کردم نقش بسیار مهمی در بقای فرهنگ اسلامی در جهان اسلام ایفا کرده است.
 تمامی آوازهای اسماعیلی در هند تا نماز نمازگزاران در مراکش و همه آنچه که بین آن دو وجود داشته است حتی در صورتی که تعریفی از مشروع و غیر مشروع وجود داشته تاثیر بسیار عمیقی در روند تولید هنر از خود به جای گذاشته است. بسیاری از افراد به خصوص مسلمانان مدرن گمان می کنند که موسیقی عظیم مسلمین بدون اسلام و بر ضد آن رشد کرده است. این امر محال است، یک هنر بزرگ نمی تواند بر خلاف زمینه و بستر فرهنگی خود ترقی کند گرچه که در برخی مضامین به مخالفت نیز پرداخته باشد. قانونی بودن موسیقی همواره در هاله ای از ابهام بوده و خواهد بود و به خصوص به منظور اجازه دادن به انواع پیامدهای موسیقی بدون در نظر گرفتن موسیقی اجتماعی که از مذهب و خدا جداست و مردان را به خویش مشغول کرده است. و این دلیلی است که موسیقی در اسلام توسعه و پیشرفت چندانی نگرفته و در دنیای اسلام موسیقی که کسی را به یاد خدا نیاندازد وجود ندارد.
در این بخش از سخنرانی ام می خواهم به ارتباط موسیقی و تصوف اشاره کنم. البته موسیقی بر روح و روان تاثیر عمیق و ژرفی دارد و در این مورد نیز شکی نیست. هیچ هنری به اندازه موسیقی قدرت نفوذ در ما را ندارد زیرا از طریق گوش در ما رخنه می کند. هنرهای بصری در برون و جود دارند و ما آنها را باید دریابیم در حالی که هنرهای شنیداری به اعماق وجود ما رخنه می کنند و به همین دلیل بیشتر مورد توجه قرار می گیرند. موسیقی به عنوان ابزاری برای احیای روح و روان و به واقعیت تبدیل کردن ذات و درون و بازگشت به خویشتن خدایی است که یکی از مهمترین عناصر تاریخ اسلام و حتی قبل از تصوف نیز بوده است. تصوف به بعد درونی اسلام که اندک افرادی به حقایق آن بی پرده پی بردند اشاره دارد. دقیقا پاسخ به حقیقت شناسی مسیحی است اما این دو کاملا یکسان نمی باشد. ولی در خیلی موارد وجه مشترک دارند.
تاثیر موسیقی بر روان در ابتدای شکل گیری تمدن اسلامی شناخته شده بود. دو دسته از افراد در این مورد قلم فرسایی کرده اند: فلاسفه اسلامی و متصوفه. قبل از هر چیز می خواهم نقل قولی از علمای قرن دهم و یازدهم از کتاب مشهور اخوان الصفا که در بارزترین سطح موسیقی که دقیقا دسته اول آنچه که موسیقی نیست ولی موزیک است بکنم. آنها می گویند شیرین ترین ملودی بهشت که اغلب اصوات زیبا و یادآور خداست و در ستایش اوست سنت را می سازد. به همین دلیل خداوند متعال بالاترین نوع خوشآمد گویی را به این بندگان می دهد که این در قرآن سلام نامیده شده است. سرانجام این بندگان، رجعت به سوی خداوند متعال است.
 گفته می شود که موسی (ع) در هنگام دریافت وحی، بسیار از خود بی خود می شد و او را بسیار دچار سردرگمی می کرد و از آن پس این اصوات به ملودی ها معنی می شد. این موسیقی عالی ترین نوع موسیقی بود که او شنیده بود. به همین دلیل آنها از موسیقی در این سطح به خوبی دفاع کرده اند. آنها همچنین از تاثیر موسیقی بر روان نیز سخن می گویند و تاثیر نامحسوس موسیقی بر روح و روان شنونده را نیز به صورت های مختلف مورد تاکید قرار داده اند.
 همانگونه که روح و روان از این ریتم ها و ملودی ها به وجود می آید، آنها دچار تغییر و تحولات نیز می شوند. همه اینها بسته به این است که روح در چه مرتبه ای قرار داشته و چه چیزهایی آن را تلطیف می کند. بنابراین هر روحی هنگام شنیدن موسیقی در وصف آن چیز مورد علاقه اش به وجد می آید و تصویری دوست داشتن آن موسیقی را در ذهن ایجاد می کند. این سنتی است که در آموزه های کلی اسلامی از آن یاد می شود و در روزگاران قدیم هر که آن را آموخت تئوریهای موسیقی را نیز پذیرفته بود. بنابراین این توضیح فلسفی از احساس درونی یکی از مهمترین برداشتها از موسیقی در تاریخ اسلام بوده است.
 اما تصوف علاوه بر تاثیر و تاثر موسیقی، درباره نحوه اجرای آن نیز مطالبی نوشته است. تمرین عملی موسیقی در تصوف اسماء نامیده می شود که از کلمه سمیع می آید. البته سماع یا موسیقی صوفیانه را بسیاری از صوفیان انجام نمی دهند. از منظر تکنیک های واقعی معنوی در برخی از آموزه های متصوفه حتی نسبت به تقدم موسیقی به دعا و درخواست از خدا تاکید شده است. افراد دیگری مانند نقشبندیه چندان معتقد به موسیقی نبودند. موسیقی در تصوف بسیار گسترده است به طوری که تا اجرای یک ارکستر نیز پیش می رود. بنابراین اشکال مختلفی از موسیقی از ساده تا پیچیده و از ریتم و ملودی ساده تا ترکیب پیچیده آن دو وجود دارد. معمولا پس از ترکیب صوتی آیات و سرودن اشعار و دعاها توسط پیش نماز و یا بزرگان جماعت به صورت خوش صوت روح را برای آخرین مرحله که همان دعا است آماده نموده و به جمع معنویت خاصی می دهد.
 متصوفه در وصف اینکه چرا موسیقی علامت روح و روان است بسیار نوشته اند. یکی از بزرگترین متفکرین اسلامی، غزالی که یکی از مهمرتین منابع ما در این خصوص به شمار می آید، می گوید قلب و فکر درونی، آواز و سرمستی صندوقچه اسرار و معدن جواهرات است. مانند آتش که در آهن و سنگ نهفته است و مانند جریان آب در خاک حاصل خیز است که راهی برای استخراج آن از اعماق زمین نیست مگر اینکه به موسیقی گوش فرا دهیم و آواز بخوانیم و راهی برای ورود به قلب جز از گوش میسر نیست. از این رو نواهای موسیقی باعث شادمانی می گردد و موجبات خوش بختی و زیبایی را فراهم می آورد هنگامی که قلب حرکت می کند همانند کاسه ای است که قطره قطره محتویاتش خالی می گردد. هر گاه روح موسیقی به قلب رسید با آن آمیخته می شود و از شنیدن آن نواها بیشتر بهره می برد.
 این نگاه غزالی ما را به یک اصل بسیار مهم رهنمون می سازد که مبنای اعتقادات متصوفه است. بر این اساس روح شخصی که آماده به سوی معنویت است معنویت برای او جذاب می باشد و موسیقی نیز در این میان شتاب و جذابیت بیشتری به سوی معنویت را مهیا نموده و حس افراد را در دستیابی به چنین هدفی ممکن می سازد که راه های مشکل دیگر را بسیار سهل و آسان می کند. موسیقی یک مرکب برای سیر الی الله است و برای کسی که در آن جهت قرار دارد سرعت حرکت افراد را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین اگر روح در معرض غرق شدن مانند یک سنگ باشد موسقی آن را تسریع می کند ولی اگر قصد پرواز داشته باشد مانند یک پرنده ای است که به راحتی بالهای آن را تقویت خواهد کرد.
 اجازه دهید عبارتی از یک عالم شیرازی که یکی از بزرگترین مفسرین موسیقی نیز هست داشته باشم. روزبهان بقلی در مورد شعر و موسیقی می گوید موسیقی کلید دستیابی به حقیقت الهی است. برخی به جایگاه آن کمک می کنند مثل مقامات برخی به حالات کمک می کنند مثل حالات و برخی به معنویات کمک می کنند مانند مکاشفات و برخی به بصیرت کمک می کنند مانند مشاهدات. وقتی به مقامات گوش می دهند در حال کنکاش خویش هستند. وقتی به حالات گوش می دهند در حال بازگشت به خویش می باشند و وقتی که به مکاشفات گوش می دهند با آواز هم آمیخته می شوند. و وقتی به مشاهدات گوش می کنند غرق زیبایی های الهی می شوند. بنابراین همه آنها بخشی از علوم خداشناسی به شمار می روند.
 نگرشهای مختلفی به وجود بشر و بالاترین نگرش به نام سیر که از درونیات وجودی بشری است وجود دارد که در واقع موسیقی که گاهی گوش به آن داده می شود و همان چیزی است که افلاطون موسیقی سکوت خوانده می شود. بنابراین به خاطر باید داشت که افلاطون به دو نوع موسیقی معتقد بوده است موسیقی شنیداری که برای همگان است و موسیقی سکوت که برای پیران و خردمندان است.
 سرانجام موسیقی از بعد حسی جریانی به سوی خاموشی و سکوت است. سکوت مبدا و منشا تمامی موسیقی های معنوی و حس موجود در موسیقی جاری می باشد. اکنون چگونه این نوع موسیقی را انجام دهیم؟ از طریق ریتم که گردآورنده مراتب حقیقت است و از طریق ملودی که در واقع ریتم عنصر مونث موسیقی و ملودی که عنصر مذکر موسیقی تلقی می شود و باعث ذوب روان و جلا بخشیدن اصل و ذات انسان می شود.
 اجازه دهید با اشاره به یک نکته مهم بحث را به اتمام برسانم. همانگونه که در آغاز اشاره کردم در تمدن اسلامی در سطحی وسیع و متاثر از آن موسیقی با شعر پیوند ناگسستنی یافت. در جهان اسلام به شعر اهمیت بسیار داده می شود زیرا که قرآن نیز به صورتی آهنگین نازل شده است. مسلمانی که جزئیات شعر ستنی را نداند بسیار اندک اند. در اسلام همگام با توسعه انواع شعرهای سنتی اشعاری نیز سروده می شد که موسیقی با آن آمیخته می شد. برخی از اشعار بزرگ سروده شده اسلامی به شاهکارهای موسیقی تبدیل شده اند و توسط این اشعار موسیقی های بیاد ماندنی به وجود آمد. حافظ از شاعران بزرگ فارسی زبان است که اشعارش در موسیقی بسیار به کار رفته است و بسیاری از اشعارش نیز ترجمه شده است. دیوان حافظ هم کتابی در شعر است و هم یک مرجع برای موسیقی اگر کسی حافظ را به درستی بخواند و درک کند واقعا در حال اجرای یک موسیقی است نه شعر خوانی. در پایان سخنم را با یک بیت شعر که هم از شعر و هم موسیقی سخن دارد و در زبان انگلیسی نیز جایگاه پیدا کرده است به پایان می رسانم:
 ساقی به نور باده برافروز جام ما    مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما
 ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم    ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما



منبع: irani.blog.ir

نظرات  (۱)

خواندم و استفاده کردم.

در بارۀ موسیقی و مصطلحات آن حرف و نطر زیاد است و بیش از این جای چالش دارد. ولی فعلاً مجالش نیست...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی