رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

این وب سایت برای اهداف زیر تاسیس شده:
1. جمع آوری گزیده افکار و نظرات کسانی که در زمینه علوم انسانی اسلامی و تولید علم حرفی برای گفتن دارن. 2. بررسی افکار و نظرات اشخاص و جریاناتی که در روند کشور تاثیر دارند. 3. تحلیل ها و نقدهایی که در حیطه این افکار و آثار وجود داره. 4. آوردن یک سری نکات که در حیطه شناخت منطق فکری متفکران و علوم اسلامی کمک میکنن.

آخرین مطالب (به ترتیب)
پیوندهای روزانه
پیوندها
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب (به ترتیب)
آخرین نظرات
  • ۳۰ دی ۹۵، ۱۶:۵۰ - ..جهان ..
    افسوس
  • ۲۱ دی ۹۵، ۱۱:۵۱ - ..جهان ..
    احسنت
  • ۲۶ آذر ۹۵، ۲۰:۵۵ - محمدرضا فلاح
    :)
  • ۲۷ شهریور ۹۵، ۲۲:۰۸ - گروه فرهنگی صبح امید
    منتظریم
  • ۱۷ مرداد ۹۵، ۱۶:۰۳ - Fatemeh .79
    ممنون
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل

۰

روایتی مخدوش از مبانی فقهی امام خمینی

با درگذشت آیت الله منتظری برخی از ارادتمندان ایشان فرصت را غنیمت شمرده تا به بهانه تجلیل از ایشان موضوع اختلاف وی باحضرت امام خمینی را مطرح نموده و در قالب جانبداری از آقای منتظری به تخطئه مواضع حضرت امام بپردازند. در این میان آقای محسن کدیور درصدد برآمد تا از آن اختلاف تصویری فقهی ارائه کرده و با نشان دادن مبانی فقهی آقای منتظری معارضه وی با حضرت امام را موجه جلوه دهد. 
نویسنده اینک در صدد بازخوانی پرونده آن ماجراها که بیش از بیست سال از آن می گذرد نیست ولی به دلیل نسبت هائی که به حضرت امام داده شده و به دلیل آنکه بسیاری از افراد نسل جدید نسبت به این گونه نسبت ها بی اطلاع هستند لازم دانست توضیحاتی ارائه کند و از واکاوائی وقایع آن دوره چشم پوشی نماید. آقای کدیور می نویسد : 
« مرحوم (امام ) خمینی حفظ نظام را اوجب واجبات می دانست و برای آنچه مصلحت نظام می دانست حاضر بود احکام شرع (از قبیل نماز و روزه و حج ) و جان چند هزار مخالف را فدا کند. در مقابل مرحوم منتظری مصلحت نظام را واجب نفسی نمی دانست و آن را واجب مقدمی و طریقی برای اقامه عدالت می دانست و برای حقوق انسان از آن حیث که انسان است احترام قائل بود و به رعایت دقیق ضوابط شرع در مورد زندانیان و مخالفان به شدت پای بند بود » 
اینک در صدد آن نیستم که به بررسی تاثیر دو دیدگاه در آن اختلافات بپردازیم بلکه فقط می خواهیم درباره صحت یا سقم این نسبت ها به بررسی بپردازیم تا روشن شود که آیا آنچه به حضرت امام مستقیما نسبت داده شده و یا به قرینه دیدگاه مقابل بالملازمه به ایشان منتسب گردیده مثل وجوب نفسی مصلحت نظام و عدم پای بندی به ضوابط شرع در مورد مخالفان تا چه حد اعتبار دارد آیا چنین برداشت هائی با مبانی حضرت امام درباره حکومت منطبق است و آیا در این نسبت ها انصاف علمی رعایت گردیده است 
دلائل زیر نشان می دهد که تفسیر ارائه شده از دیدگاه امام کاملا مخدوش و بلکه معکوس و وارونه است و متاسفانه گوینده آن به جای آنکه به تکریم معلم و مراد خود بسنده کند برای تعظیم آقای منتظری به تخریب و نسبت های کذب روی آورده است : 
1 ـ حضرت امام فلسفه حکومت و ولایت را در لزوم اجرای احکام الهی جستجو می کرد و از ولایت به عنوان پشتوانه عینیت احکام شرع در ابعاد مختلف سیاست اقتصاد فرهنگ و حقوق یاد می نمود. مبنای حضرت امام که در عمل نیز به آن وفادار بود این بود که : 
ان الاحکام الالهیه سوا الاحکام المربوطه بالمالیات اوالسیاسات اوالحقوق لم تنسخ بل تبقی الی یوم القیامه و بقائها یقتضی بضروره حکومه و ولایه تضمن حفظ سیاده القانون الالهی و تتکفل باجرائه 
کتاب البیع ج 2 ص 619 ) 
2 ـ حضرت امام بارها تاکید کرده اند که « حکومت » برای « بسط عدالت » تشکیل می شود و چون « عدالت » ضرورت دارد لذا تشکیل « حکومت » به عنوان یک « مقدمه » ضرورت پیدا می کند والا ولایت بالاصاله ارزش و اصالتی ندارد : فان لزوم الحکومه لبسط العداله (البیع ج 2 ص 620 ) ان الحکومه الاسلامیه « انما » جعلت لاجل اجرا القانون و بسط العداله الالهیه بین الناس (همان ج 2 ص 623 ) ایشان در کتاب ولایت فقیه هم جنبه « وسیله » بودن ولایت و حکومت را مطرح کرده اند و به تفصیل توضیح داده اند که « حکومت » « وسیله » برقراری نظام عادلانه اسلام شود قدر و ارزش پیدا می کند. پس در نگاه ایشان حکومت اصالت ندارد آنچه اصل است : عدالت است . 
3 ـ حضرت امام فراتر از آنکه « حکومت » را برای « اجرای » احکام می دانستند و از این نظر « جنبه آلی » و « طریقی » برای حکومت قائل بودند بلکه اساسا « احکام الهی » را هم وسیله ای برای « عدالت » دانسته و برای « احکام » هم جنبه « طریقی » و آلی قائل بودند تا به « وسیله » آنها عدالت تحقق یابد : الاحکام مطلوب بالعرض و امور آلیه لاجرائها و بسط العداله (بیع ج 2 ص 633 ) کلام صریح ایشان این است که « اسلام به قانون نظر آلی دارد یعنی آن را آلت و وسیله تحقق عدالت در جامعه می داند . (ولایت فقیه ص 73 ) کدام فقیه است که در طول تاریخ فقه شیعه اینگونه « حکومت » و « احکام » رادر مقابل « عدالت » به کرنش و تعظیم واداشته باشد 
4 ـ حضرت امام رسالت اصلی و وظیفه اساسی حاکم اسلامی و رهبر جامعه را به دلیل نیابت از رسول اکرم (ص ) « بسط عدالت » می دانستند و به اعتقاد ایشان روشن ترین مسئولیتی که بر اساس « الفقها امنا الرسول » از انبیا به علما منتقل شده است : گسترش عدالت اجتماعی و فراهم آوردن زمینه های آن است : 
« کونهم امنا الرسل ... فی بسط العداله الاجتماعیه و ما لها من المقدمات و الاسباب واللوازم » (کتاب البیع ج 2 ص 634 ) 
5 ـ تاکیدی که بر اهمیت « حکومت » و ولایت وجود دارد در حقیقت برخاسته از اهتمامی است که به « عدالت » وجود دارد و گرنه ولایت ذاتا فاقد ارزش بوده و حفظ آن نیز اهمیتی ندارد. سخن امام این است که : 
زمامداری « فقط » از جهت اینکه بتوانند حکومت عدل را برپا کنند و عدالت اجتماعی را بین مردم تطبیق و تعمیم دهند قابل اهمیت بوده است . « ولایت فقیه . ص 76 ) 
6 ـ این سخن که امام حفظ نظام را اوجب واجبات می دانست برداشتی نادرست است که ناشی از نادیده گرفتن کلمه « از » در بسیاری موارد از بیانات حضرت امام می باشد که فرموده اند : حفظ نظام « از » اوجب اجبات است . (صحیفه امام ج 15 ص 250 ج 21 ص 407 ج 19 ص 153 ) کما اینکه در آخرین نوشته های امام نیز کلمه « از » دیده می شود : « مصلحت نظام « از » امور مهمه ای است که گاهی غفلت از آن موجب شکست اسلام عزیز می گردد » (صحیفه امام ج 21 ص 218 ) در متون فقهی امام نیز این مضمون با کلمه « من » آمده است : ان حفظ النظام « من » الواجبات الاکیده (بیع ج 2 ص 619 ) 
7 ـ حضرت امام در برخی از بیانات خود تصریح کرده اند که بالاتر از « حفظ نظام » واجبات دیگری وجود دارد واجباتی که در مقایسه با آنها حفظ نظام یک « واجب کوچک » است . بنابه اعتقاد ایشان وظیفه ما برای « حفظ چهره اسلامی » در دنیای کنونی وظیفه بزرگ تر و سنگین تری نسبت به حفظ نظام است که اگر آسیب دیدن نظام قابل تحمل باشد ولی به هیچ وجه نباید صدمه ای به اسلام وارد شده و چهره اسلام آسیب ببیند. امام به فرمانده سپاه تذکر دادند که : « حفظ نظام » مسئولیت « کوچک » شماست و مسئولیت « بزرگ » حفظ چهره « اسلام » است . (صحیفه امام ج 10 ص 106 ) و بالاخره ایشان فرموده اند که « حفظ اسلام » در راس تمام واجبات است (صحیفه امام ج 21 ص 403 ) بر اساس این مبنای روشن اسلام را نمی توان به پای نظام قربانی کرد و اگر چهره اسلام در دنیا در معرض خطر قرار گیرد تلاش برای دفاع از آن مهم تر از تلاش برای حفظ نظام است . ای کاش فضلای نکته سنج حوزوی با تحلیل عمیق خود زوایای این مطلب و لوازم این مبنا را مورد کنکاش قرار می دادند و به نسل جدید که شیفته آشنا شدن با مبانی حضرت امام است عرضه می نمودند. 
8 ـ مبنای حضرت امام به لحاظ مبانی رایج فقهی و آرا مشهور فقها کاملا قابل دفاع است حضرت امیر (ع ) می فرمود : از آنکس که در برابر نظام بایستد خواسته می شود که دست از فساد بردارد و اگر نپذیرفت با او پیکار می شود : فان شغب شاغب استعتب فان ابی قوتل (نهج البلاغه 173 ) هم چنین آن حضرت به استناد آنکه شورشیان بصره می خواستند « نظام اسلامی » را بر هم زنند در برابر ایشان قیام کرد : فانهم ان تمموا علی فیاله هذا الرای انقطع نظام المسلمین (نهج البلاغه خطبه 169 ) و بر مبنای اهمیت حفظ کیان اسلام و جامعه اسلامی است که اگر در حال جنگ کفار عده ای از مسلمانان را « سپر » خود قرار دهد فقها به جواز و بلکه وجوب قتل آن گروه از مسلمانان فتوی می دهند و می گویند : لاهمیه حفظ بیضه الاسلام و المسلمین (آقا ضیا عراقی شرح تبصره ج 4 ص 405 ) حضرت امام از همین مبنا استفاده می کردند و می فرمودند : با اینکه قتل مومن از همه گناهان کبیره شاید ـ بعد از شرک بالاتر باشد لکن اگر کفار یک دسته از مومنین را جلو قرار دادند و سپر کردند برای اینکه بیایند اسلام امر فرموده است که همه را بکشند برای اینکه حفظ ثغور است حفظ نظام اسلام است . (صحیفه امام ج 16 ص 465 ) و چون آیت الله نائینی « حفظ بیضه اسلام » را از اهم واجبات می دانست و مشروطه را مقدمه حراست از کیان اسلام تلقی می کرد لذا اقدام برای تغییر سلطنت را از « اهم فرائض » نامید . (تنبه الامه ص 81 ) و همین مناسبت که باعث می شود آیه الله سیدمحسن حکیم حراست از رهبری اسلامی را از (اهم واجبات ) بشمارد که با آن « نظام دین » استوار و پایدار می ماند : والاحتفاظ بالزعامه الدینیه من اهم الواجبات الدینیه لان بها نظام الدین . (مستمسک العروه الوثقی ج 9 ص 584 ) . البته باید تامل نمود که چرا « حفظ نظام » از چنین اهمیتی برخوردار است و آیا معنای مقبولی برای این مبنا وجود دارد 
9 ـ مبنای معقول و منطقی کلام حضرت امام از اهمیت اولویت حفظ نظام نسبت به بسیاری از واجبات این است که در زندگی اجتماعی انسانها وقتی که « مصلحت فرد » با « مصلحت جامعه » تزاحم پیدا می کند باید جانب مصلحت جامعه را مقدم داشت چه اینکه در احکام شرعی نیز وقتی تزاحم رخ می دهد و نمی توان به دو یا چند حکم عمل کرد به ناچار باید از رعایت یک حکم صرف نظر کرد حکمی که موقتا از اجرای آن چشم پوشی می شود حکم « مهم » است و به این وسیله راه برای اجرای حکم « اهم » فراهم می شود. این شیوه عقلائی در ترجیح یک حکم بر حکم دیگر هرگز به معنی آن نیست که حکومت از چنان قداست و اصالتی برخوردار است که می توان همه اصول اخلاقی و ارزش های دینی را به پای آن قربانی کرد انتساب این مطلب به حضرت امام که ایشان برای مصلحت نظام حاضر بود « جان مخالفان را فدا کند » نسبتی کاملا نادرست است . 
زیرا فداکاری و جهاد مومنان در برابر افراد طاغی که به منظور دفاع از نظام اسلامی و ارزشهای اسلامی صورت می گیرد یک مساله است و فدا کردن مخالفان آنهم مخالفانی که استحقاق قتل ندارند به منظور پایداری حکومت مساله دیگری است . مساله اول از نظر عقل و شرع کاملا پذیرفته شده است و سیره امیرالمومنین در جنگ صفین و جمل و نهروان گواه مشروعیت آن است ولی مساله دوم از نظر عقل و شرع مردود است و احدی را به صرف « مخالف بودن » نمی توان حذف کرد. نه حضرت امام و نه هیچ فقیه دیگری برخورد ظالمانه با مخالفان را برای حفظ نظام تجویز نکرده و نمی کنند. 
10 ـ آیت الله منتظری تا پایان دوره حیات حضرت امام از همان مبنای حفظ نظام بر احکام دیگر حمایت و جانبداری می کرد و اگر احیانا در آرا سالهای اخیرشان تغییری رخ داده باشد ربطی به مواضع گذشته ایشان ندارد . مثلا در جلد دوم فقه الدوله ص 385 چنان در جانبداری از این مبنا پیش می رود که « شکنجه » برای کسب اطلاعات به منظور « حفظ نظام » را تجویز می کند : اذا اعلم المحاکم انه یوجد عند شخص معلومات نافعه فی حفظ النظام و رفع الفتنه جاز حینئذ تعزیره للکشف و الاعلام ... ایشان حتی در سالهای اخیر هم در بحث از حکومت دینی همین سخن را تکرار کرده است . آقای منتظری در حالی اینگونه فتوی می داد که در قانون اساسی چنین کاری منع شده است . البته در همان موقع تدوین قانون اساسی در سال 1358 هم برخی استدلال می کردند که شکنجه را برای موارد استثنائی باید گذاشت مثلا یکی از فقها در مجلس تدوین قانون اساسی می گفت : اگر جمعی از سران کشور ربوده شده باشند می توان به فردی که از محل نگهداری آنها اطلاع دارد سیلی زد تا اطلاعات خود را در اختیارمان قرار دهد ولی شهید مظلوم آیت الله بهشتی در پاسخ گفت : باز شدن این راه با « زدن یک سیلی » مطمئنا به « داغ کردن همه افراد » منتهی می شود باید این راه باز نشود جامعه سالم تر است (مشروح مذاکرات ص 778 ) 
از سوی دیگر آقای منتظری از معنای معقول و صحیح حفظ نظام و تقدم مصلحت عامه در فتوای خود دفاع کرده است . مثلا چند سال قبل در پاسخ به یک استفتا در عین حال که حفظ نظام را مجوز ارتکاب کار نامشروع ندانستند ولی سپس برمبنای تزاحم و ضرورت « ارتکاب نامشروع » را تجویز کردند. عبارت ایشان چنین است : « بلی در بعضی موارد که از باب تزاحم و ضرورت حفظ نظم عمومی جامعه و جلوگیری از هرج و مرج و تضییق حقوق محترمه بر « ارتکاب امر نامشروعی » باشد نظیر محدود نمودن ورود و خروج افراد از مرز و یا تخریب ساختمان و اماکن شخصی حقیقی یا حقوقی که در مسیر خیابان لازم الاحداث قرار دارد و مانند اینها در همان حد ضررت و رفع تزاحم از باب قاعده اهم و مهم با جبران خسارتهای وارده اشکال ندارد . » (استفتاات ج 2 ص 500 ) آیا منصفانه است که بحث های علمی با اغراض سیاسی آلوده شود و فقیه بزرگی مانند حضرت امام که در احیای فقه حکومتی شیعه خدمت بی نظیری انجام داد اینگونه مورد اتهام قرار گیرد 
حضرت امام خمینی فلسفه حکومت و ولایت را در لزوم اجرای احکام الهی جستجو می کرد و از ولایت به عنوان پشتوانه عینیت احکام شرع در ابعاد مختلف سیاست اقتصاد فرهنگ و حقوق یاد می نمود 
حضرت امام خمینی رسالت احیای و وظیفه اساسی حاکم اسلامی و رهبر جامعه را به دلیل نیابت از رسول اکرم (ص ) « بسط عدالت » می دانستند 
بنا به اعتقاد امام خمینی وظیفه ما برای « حفظ چهره اسلام » در دنیای کنونی وظیفه بزرگ تر و سنگین تری نسبت به « حفظ نظام » است که اگر آسیب دیدن نظام قابل تحمل باشد ولی به هیچ وجه نباید صدمه ای بر اسلام وارد شده و چهره اسلام آسیب ببیند 
آیا منصفانه است که بحث های علمی بااغراض سیاسی آلوده شود و فقیه بزرگی مانند حضرت امام خمینی (ره ) که در احیای فقه حکومت شیعه خدمت بی نظیری انجام داد مورد اتهام قرار گیرد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی