رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

این وب سایت برای اهداف زیر تاسیس شده:
1. جمع آوری گزیده افکار و نظرات کسانی که در زمینه علوم انسانی اسلامی و تولید علم حرفی برای گفتن دارن. 2. بررسی افکار و نظرات اشخاص و جریاناتی که در روند کشور تاثیر دارند. 3. تحلیل ها و نقدهایی که در حیطه این افکار و آثار وجود داره. 4. آوردن یک سری نکات که در حیطه شناخت منطق فکری متفکران و علوم اسلامی کمک میکنن.

آخرین مطالب (به ترتیب)
پیوندهای روزانه
پیوندها
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب (به ترتیب)
آخرین نظرات
  • ۳۰ دی ۹۵، ۱۶:۵۰ - ..جهان ..
    افسوس
  • ۲۱ دی ۹۵، ۱۱:۵۱ - ..جهان ..
    احسنت
  • ۲۶ آذر ۹۵، ۲۰:۵۵ - محمدرضا فلاح
    :)
  • ۲۷ شهریور ۹۵، ۲۲:۰۸ - گروه فرهنگی صبح امید
    منتظریم
  • ۱۷ مرداد ۹۵، ۱۶:۰۳ - Fatemeh .79
    ممنون
  • ۳۰ تیر ۹۵، ۱۲:۳۱ - Fatemeh az 79
    :)
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل

۰

نویسنده: حسین نیا

این نوشته در معرفی جریانهای سیاسی ایران نیست بلکه حکایت 2 جریان سیاسی و انقلابی ای است که تبدیل به دو جریان نظریه پردازی برای تمدن آینده ایران انقلابی شدند.

در ایران انقلاب شد؛ آنکه در رو بود به زیر آمد و آنکه در زیر بود به رو آمد و فصل نو و حیات جدیدی در کالبد ایران شکل گرفت. جریان چهارمی که وارد فضای اسلامی سازی علوم و تمدن سازی اسلامی شد جریان سیاسی انقلاب اسلامی بود که البته دنباله رو معمار آن یعنی امام خمینی ره بودند اما خیلی زود دو شاخه اصلی در این جریان شکل گرفت که میرفت خیلی زود تعارفات را کنار گذاشته و رودر روی هم قرار گیرند.

..هر طرز فکری غایتی دارد و لاجرم برای رسیدن به اهداف خود و البته در صورتی که مجریان آن مصمم باشند تعارفات را کنار گذاشته و آرمانهای خود را میطلبد و آرمانهایی که منافی با آن باشد را بالاخره کنار خواهد گذاشت و طرح های خاص خود را دنبال خواهد کرد. این نکته تا جایی اهمیت دارد که ما شاهد این هستیم که جریان تفکر اصلاح طلبی در اوج فعالیتهای خود برای رسیدن به اهدافش، عملیات براندازی در سال 78 و سال 88 را براه انداخت؛ آن هم توسط افرادی که روزی جزء انقلابیون همین کشور بودند وعملا در جریان رسیدن به اهداف خود قدم به قدم روحیه و حیات آنها از هویت اسلامی به سمت اسلام تحت مدیریت و خواست استکبار جهانی یعنی اسلام آمریکایی تغییر هویت داد تا جایی که هر چه بیشتر میخواستند در جهت اهداف خود حرکت کنند لاجرم بیشتر باید از فرهنگ و آرمانهای اسلامی میکاستند تا آنجا که میبینیم بعد از چند دهه خود در دام برنامه های خود افتاده و آشکارا و پنهان خود به نیروها و امیدهای غرب برای ساقط کردن این نظام اسلامی تبدیل شدند.

-----

جریان های اجتماعی دویست سال قبل را میتوان جنگ 2 جریان اجتماعی البته با شدت و ضعفی دانست؛ اول جریانهای غرب زده حافظ منافع استعمار، در کنار حکومتهای فاسد، خودکامه و وابسته، دوم جریانهای مذهبی و عدالت طلب. با وقوع معجزه آسای انقلاب اسلامی بدست معجزه گر آن یعنی امام خمینی ره تمام معادلات این جریان ها بهم ریخت و به ناگاه ایران بعنوان نگهبان منافع غرب و خودباخته در مقابل تمدن غرب تبدیل به ایرانی اسلامی و ضداستعماری شد که با تکانی عظیم به سمت خودساختگی و اقتدار قدم برمیداشت و به برکت رهبر هشیار و پراقتدار آن، هیچ ضربه ای او را از این مسیر منحرف نمیکرد و روز به روز شکوفه های این عزمِ خود را در بین جوانان و مردم خود میدید و امیدوارتر این راه را طی میکرد تا بلکه این کشور ویرانِ از همه جهت را، به جایی که شایسته آن است برساند.

انقلاب اسلامی ایران همچون سیلی بنیان افکن اما باور نکردنی جمعی را از این مرز و بوم شست و جمع دیگری را از همه اقشار جای گزین کرد. جریانی که مدیریت و زمام امور کشور را در دست گرفته بود این بار جریان مذهبی و عدالت طلب بود جریانی که عملا وارد آزمایش بزرگی شده بود و شاید آن زمان بسیاری فکر نمیکردند که روزگار طبق سنتهای الهی خود هرگز این جریان را تنها با شعارهای خود رها نخواهد کرد و با حوادث و پیشامدهای خود گریبان این جریان را نیز مانند آیندگانشان خواهد گرفت تا ایستادگی خود در پای آرمانهای خود را ثابت کند و الا همچون گذشتنگان آن ها در زندان ذلت و خفت اسیر خواهد کرد.

در ایران انقلاب شد؛ آنکه در رو بود به زیر آمد و آنکه در زیر بود به رو آمد و فصل نو و حیات جدیدی در کالبد ایران شکل گرفت.

در این گیر و دار هر کس در حیطه افکار و منش خود کاری میکرد یکی به دنبال پیاده کردن اسلام محمدی بود و یکی با اعتقاد به ناکارآمد بودن اسلام به دنبال پیاده کردن اندیشه های لیبرال و یا کمونیستی خود بود یکی به دنبال خدمت به خلق بود یکی دیگر بدنبال پست و مقام و مال بود و بسیاری از توده های مردم هم خوشحال از اینکه اسلام و ندای عدالت در کشور طنین انداز شده، به زندگی و حیات خود ادامه دادند و ده ها منش و روش دیگر که همین طور با حیات انقلاب خوب یا بد در این کشور بصورت طبیعی رخ میدادند..

به هر ترتیب جریان هوادار امام خمینی که از پشتیبانی مردم برخوردار بودند حیات این انقلاب را در دست گرفتند و با رهبری قدرتمند امام خمینی ره این انقلاب را به پیش میبردند اما بیایید ادامه این داستان را بگونه ای مناسب با بحث خود دنبال کنیم:

باید بدانیم که زندگی ما انعکاس اعتقادات و وابستگی های ما در مقابل مسئولیت ها و حوادث سرنوشت است؛ این حقیقتی که چه بسا هر از چند گاهی هر کدام از ما به آن اعتراف کرده ایم. جریان های اجتماعی هم مستثنای از این قاعده نبوده و نیستند لذاست که ما با جریان هایی روبرو هستیم که طبق این قاعده کلی و در حد خود و به اقتضای طبیعت خود، بصورت طبیعی وارد جریان نظریه پردازی شده اند و سعی کرده اند بر طبق تعلیمات، باورها و خواسته هایشان محیط و مشکلات پیرامون خود را به نفع فکر یا جریان یا دنیاطلبی یا عدالت خواهی یا علم زدگی یا معنویت گرایی تغییر دهند.

بدون شک رقابت امروز دو طیف سیاسی فکری متزاحم یعنی اصلاح طلب و اصول گرا رقابت دو طیفی است که روزی همه یشان انقلابی و رای دهندگان به جمهوری اسلامی و آرمانهای آن محسوب میشدند. شاید برای بسیاری تعجب آور باشد که چگونه افرادی که در دهه 60 در کلاسهای دانشگاه ها میخواستند دیوار بکشند در دهه 70 یک فضای بسته فکری بوجود آورده بودند یک چرخش 180 درجه ای برای پاک کردن آرمانها و ارزش های اسلام و انقلاب اسلامی کردند. البته مخاطب تیزهوش خیلی خوب میداند که این تنها انسان های جاهل هستند که روزی را در افراط و روزی را در تفریط هستند و الا افرادی که اهل علم بودند از اول انقلاب هم با آن افراط ها مخالف بودند و هم با این تفریط ها. البته دسته دیگری از این افراد کسانی بودند که وقتی خواستند برای اقتصاد یا علوم اجتماعی نظر دهند دست خود را از پژوهش های اسلامی و نظرات اسلامی خالی دیدند؛ در کنار اینکه خود را در برابر نظرات و تحقیقات فراوان غربی ها، در کنار پیشرفت های اجتماعی و اقتصادی آنها میدیدند از این رو با دست برداشتن از آرمانهای خود مشغول به تعلم و تدریس همان حرفهای غربی ها شدند. لذا علوم انسانی ای که این دسته برای این کشور میخواستند تولید کنند چیزی جز برنامه هایی که کشورهای غربی مناسب با مشکلات و هویت خودشان ریخته بودند نبود و از این جا بود که تعارض های داخلی برای تولید علوم انسانی پر رنگ تر شد.

جریان چهارم- جریان های تحت انقلاب اسلامی

با این مقدمه جریان چهارمی که وارد فضای اسلامی سازی علوم و تمدن سازی اسلامی شد جریان سیاسی انقلاب اسلامی بود که البته دنباله رو معمار آن یعنی امام خمینی ره بودند اما خیلی زود دو شاخه اصلی در این جریان شکل گرفت: شاخه اول هنوز به دنبال اهدافی بود که معمار آن دنبال میکرد که شخصیت ممتاز، پخته و هشیار آن بدون شک کسی جز مقام معظم رهبری نمیتواند باشد، و البته آغاز گر نظریه پردازی برای این جریان را علامه طباطبایی ره و شهید مطهری ره میدانیم. ما این شاخه را بامقداری مسامحه شاخه اصول گرایان مینامیم که بدنبال اسلام ناب محمدی و اجرای آن در کشور بودند. و شاخه دوم اگرچه به اصل نظام انقلاب اسلامی پایبند بود لکن اسلام را تنها برای انقلاب کردن مناسب میدید اما برای اداره کشور همان تفکرات غرب و نظام سرمایه داری و شاخه های مربوط به آن را مناسب میدید و تجویز میکرد. بدون شک شخصیت ممتاز و شاخص این جریان حجة الاسلام هاشمی رفسنجانی است. ما این شاخه را با کمی مسامحه شاخه موسوم به اصلاح طلبان مینامیم.

البته باید دقت داشت که لیدرهای هر یک از این جریانات در یک سطح از نیستند و هر کدام نسبت به وفاداری به اهداف و جریان های خود در شدت و ضعفی هستند کما اینکه بعضی در حیطه های فرهنگی و بعضی در حیطه های سیاسی و بعضی در هر دو حیطه فعال بودند.

 

شاخه موسوم به اصلاح طلبان

بعد از وفات امام خمینی ره جریان و طیف دوم به صورت مجموعه مصممی به دنبال اجرایی کردن برنامه ها و نگاه های خود بود و آشکارا و پنهان به سمت مظاهر تمدن غربی از جمله اشرافی گری و نظام طبقاتی خاص آن حرکت کردند و بصورت علنی و غیر علنی نیز این را اعلام میداشتند. این جریان برای رسیدن به اهداف خود، با بکار گیری متفکرات بسیاری در صحنه سیاسی، علمی و فرهنگی وارد فضای نظریه پردازی شد و با کمک گرفتن از توان کشور سعی کردند خط فکری امام خمینی ره را در طاقچه خاطرات گذاشته و تنها با عکس آن یاد ایشان را گرامی بدارند اما از سوی دیگر  سعی کرد با طرح توسعه کشور، خود را هماهنگ با دهکده ی جهانی و با کدخدایی آمریکا این نظام جهانی هضم کند.

البته هر طرز فکری غایتی دارد و لاجرم برای رسیدن به اهداف خود و در صورتی که مجریان آن مصمم باشند تعارفات را کنار گذاشته و آرمانهای خود را میطلبد و آرمانهایی که منافی با آن باشد را بالاخره کنار خواهد گذاشت و طرح های خاص خود را دنبال خواهد کرد. این نکته تا جایی اهمیت دارد که ما شاهد این هستیم که جریان تفکر اصلاح طلبی در اوج فعالیتهای خود برای رسیدن به اهدافش عملیات براندازی در سال 78 و سال 88 را براه انداخت و آن هم توسط افرادی که روزی جزء انقلابیون همین کشور بوده اند وعملا در جریان رسیدن به اهداف خود قدم به قدم روحیه و حیات آنها از هویت اسلامی به سمت اسلام تحت مدیریت و خواست استکبار جهانی یعنی اسلام آمریکایی تغییر هویت داد تا جایی که هر چه بیشتر میخواستند در جهت اهداف خود حرکت کنند لاجرم بیشتر باید از فرهنگ و آرمانهای اسلامی میکاستند تا آنجا که میبینیم بعد از چند دهه خود در دام برنامه های خود افتاده و آشکارا و پنهان خود به نیروها و امیدهای غرب برای ساقط کردن این نظام اسلامی تبدیل شدند.

از همین جا بود که که رهبر انقلاب بعد از فتنه 88 اعلام داشته اند که این فتنه88 ضربه ای بود که در واقع از ناحیه علوم انسانی به ما وارد شد. در واقع چیزی که باعث انسجام جریان فتنه 88 شد قبل از هر چیزی قرابت فکری و همفکری مجریان آن از یک سو و نیز غنیمت دانستن این مسئله از سوی استکبارجهانی به خصوص شیطان بزرگ یعنی آمریکا بود.

از نقاط قوت این جریان میتوان به کار تشکیلاتی و هماهنگ و نیز تمرکز بر روی تغییرفرهنگ برای رسیدن به اهداف سیاسی خود اشاره کرد تا بلکه از این راه روحیه این ملت را تغییر داده و با تغییر ذائقه آن، فکر مبارزه با استعمار و صدور انقلابی را که امام مطرح کرده بود را در افکار آن محو کند که البته به تبع، دیگر بحث حکومت اسلامی و تمدن اسلامی ای که امام خمینی ره مطرح میکردند و به تبع همه اینها، بحث حیات طیبه که قرآن مطرح کرده بود بی معنا میشدند.

تقریبا میتوان میتوان گفت 8 سال دولت هاشمی رفسنجانی و 8 سال دولت خاتمی یک جریان واحد هماهنگ بود که به سمت اهداف خاص اصلاح طلبی حرکت میکرد. از جمله مهمترین نقاط ضعف این جریان را میتوان قبول ذلت و شکست در مقابل نظام استکبار جهانی، نظام فکری سرمایه داری، رانت خواری، خوی اشرافی گری، اشاعه پلورالیزم دینی و اخلاقی، فساد آشکار اداری در دولت و مجلس و عدم توجه به نیازهای اصلی مردم دانست.

عمده کارهای علمی این جریان ترجمه آثار غربی در حیطه های علمی و فرهنگی و زندگی اجتماعی، تخطئه تفکرات اسلامی و اشاعه فرهنگ مادی غربی میتوان شمرد.

 

شاخه موسوم به اصول گرایان:

با هجوم جریانهای اصلاح طلب به بنیانهای فکری اعتقادی و علمی اسلامی و ترویج فرهنگ مبتذل غربی، جریان های اصول گرا و نیز مذهبی را تا حدودی حساس کرد. در این میان جریان مذهبی و مردمی و بعضی متفکران اسلامی به صورت خودجوش کارهایی را سامان دادند لذا به برکت هجوم جریان های اصلاح طلب جریان های مردمی و مذهبی تا حدودی به خود آمدند. اما نکته ای که در این میان به چشم میآید این است که در جریان های اصول گرا در همان جریان های سیاسی اصول گرایی باقی ماندند و شاید بحث های جدی و اساسی تنها توسط رهبر انقلاب مطرح میشد یعنی به نظر میرسد که در بین جریان های اصول گرایی این تنها رهبر انقلاب بود که به عنوان یک هدف سیاسی بحث تمدن اسلامی را مطرح میکرد وبسیار مصمم به لزوم ایجاد لوازم آن از سوی حوزه و دانشگاه و دولت و .. تاکید داشت والبته در خارج از حزبهای اصول گرایی از سوی افرادی که ما اصول گرا مینمامیم افرادی بودند که بحثهای تمدن اسلامی و حکومت اسلامی و شاخصه های آن را دنبال میکردند.

جریان اصلاح طلبی به دلائل متفاوت، در فضاهای رسانه ای از ذوق و سلیقه بیشتری برخوردار بود و در تبلغات به صورت تشکیلاتی و با هماهنگی بیشتری قدم بر میداشت اما به خاطر عدم التفات به مشکلات اساسی مردم، فساد اقتصادی بسیار زیاد و خودباختگی دربرابر غرب در انتخابات سال 84 شکست خورد و ریاست جمهوری را به اصول گرایان سپرد. تقریبا به خاطر سوء سابقه اصلاح طلبان در حیطه های اقتصادی و سیاسی و فکری میتوان گفت که تفکر اصلاح طلبی به زباله دان تاریخ سپرده شد اما بخاطر انحرافی که در جریان دولت اصول گرا بوجود آمد و با استفاده از شعارهای تبلیغاتی مناسب از سوی جریان مقابل و نیز عدم انسجام و اختلاف پیدا وپنهان بین اصول گرایان، در سال 92 نوعی اصلاح طلبی خاموش و خفیف دوباره بر سرکار آمد که با چراغ خاموش و بدون سر و صدا باز همان افکار اصلاح طلبی را اما درسطحی خفیف تر دنبال میکند.

پس میتوان این جریان نظریه پردازی را جریانات سیاسی ای دانست که برای اهداف سیاسی خود وارد حیطه نظریه پردازی شده اند یعنی جنگ بین علوم انسانی غربی و علوم انسانی اسلامی در بین انقلابیون و یا فرزندان آنها. در واقع علت اصلی ای که هم اکنون انقلابیون را در صحنه اداره کشور و هیاهوهای آن به چند دسته تقسیم کرده است چیزی جز مسئله باورهای مسئولین به علوم انسانی نیست.

 

(دوستان با بیان نظرات و دیدگاههای خود، ما را در تصحیح و ارتقای این نوشته کمک نمایید.)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی