رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

این وب سایت برای اهداف زیر تاسیس شده:
1. جمع آوری گزیده افکار و نظرات کسانی که در زمینه علوم انسانی اسلامی و تولید علم حرفی برای گفتن دارن. 2. بررسی افکار و نظرات اشخاص و جریاناتی که در روند کشور تاثیر دارند. 3. تحلیل ها و نقدهایی که در حیطه این افکار و آثار وجود داره. 4. آوردن یک سری نکات که در حیطه شناخت منطق فکری متفکران و علوم اسلامی کمک میکنن.

آخرین مطالب (به ترتیب)
پیوندهای روزانه
پیوندها
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب (به ترتیب)
آخرین نظرات
  • ۲۱ دی ۹۵، ۱۱:۵۱ - ..جهان ..
    احسنت
  • ۲۶ آذر ۹۵، ۲۰:۵۵ - محمدرضا فلاح
    :)
  • ۲۷ شهریور ۹۵، ۲۲:۰۸ - گروه فرهنگی صبح امید
    منتظریم
  • ۱۷ مرداد ۹۵، ۱۶:۰۳ - Fatemeh .79
    ممنون
  • ۳۰ تیر ۹۵، ۱۲:۳۱ - Fatemeh az 79
    :)
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل

۱

فلسفه، فقه اکبر و مبنای نظام سازی و تمدن سازی است/ بررسی جایگاه فلسفه از نظر مقام معظم رهبری ره
منبع: سایت دین متین، روشنفکری دینی
1- فلسفه فقه اکبر است
رهبر انقلاب در بیانات خویش به ضرورت فراگیری فلسفه پرداخته‌اند. البته در عین حالی که ایشان روی مسأله فلسفه تأکید دارند؛ روی مسأله آزاداندیشی و بودن اندیشه‌ها و مشرب‌های گوناگون در حوزه‌ها و حوزه اندیشه نیز تأکید دارند.
مقام معظم رهبری -مدظله العالی- بارها و بارها در بیانات خویش به ضرورت فراگیری فلسفه پرداخته‌اند. البته در عین حالی که ایشان روی مسأله فلسفه تأکید دارند؛ روی مسأله آزاداندیشی و بودن اندیشه ها و مشرب های گوناگون در حوزه ها و حوزه اندیشه نیز تأکید دارند. در این نوشتار به مرور مختصر بیانات معظم له در زمینه فراگیری فلسفه می‌پردازیم.۱- فلسفه اسلامی فقه اکبر است
مقام معظم رهبر-مدظله العالی- در برخی موارد از فلسفه با عنوان «فقه اکبر» یاد کرده اند. برای مثال ایشان در دیدار جمعی از نخبگان حوزوی در ۲۹ دی ۸۲ با بیان این مطلب که درس فلسفه علامه طباطبائی(ره) توسط حضرت آیت الله بروجردی(ره) تعطیل شد و این امر ثمرات بدی داشت می‌فرمایند نتیجه این امر این شد که «امروز سطح تفکّرات و معرفت فلسفی ما در جامعه و بین علمای دین محدود است. با بودنِ استادی مثل آقای طباطبایی، جا داشت امروز تعداد زیادی استاد درجه‌ی یک از تلامذه‌ی ایشان در قم و دیگر شهرستانها داشته باشیم. آقای طباطبایی فرد فعّالی بود؛ بنابراین جریان فلسفی‌ای که به وسیله‌ی ایشان پایه‌گذاری شد، باید به شکل وسیعی گسترش پیدا می‌کرد، که نکرده است.»
سپس ایشان اضافه می‌کنند: “ فلسفه‌ی اسلامی – همان‌طور که شما فرمودید و درست هم گفتید – فقه اکبر است؛ پایه‌ی دین است؛ مبنای همه‌ی معارف دینی در ذهن و عمل خارجی انسان است؛ لذا این باید گسترش و استحکام پیدا کند و برویَد و این به کار و تلاش احتیاج دارد.”
ایشان البته در ادامه به عنوان یک بحث آسیب شناسانه می‌فرمایند مرکز فلسفه نباید از قم خارج شود و اینکه باید اساتید مبرز و عمیق در فلسفه را تدریس کنند و از اینکه برخی‌ها که ورود و عمق کافی در فلسفه ندارند؛ و به تدریس فلسفه مشغولند احساس نگرانی می‌کنند.

۲- فلسفه مبنای نظام سازی و تمدن سازی
معظم له در همان دیدار دی ۸۲ در ادامه بیاناتشان به بیان این مطلب می‌پردازند که فلسفه باید وارد مسائل اجتماعی جامعه نیز بشود. در همین زمینه ایشان می‌فرمایند: «نقص فلسفه‌ی ما این است که این ذهنیّت امتداد سیاسی و اجتماعی ندارد. فلسفه‌های غربی برای همه‌ی مسائل زندگی مردم، کم و بیش تکلیفی معیّن می‌کند: سیستم اجتماعی را معیّن می‌کند، سیستم سیاسی را معیّن می‌کند، وضع حکومت را معیّن می‌کند، کیفیت تعامل مردم با همدیگر را معیّن می‌کند؛ اما فلسفه‌ی ما به‌طور کلّی در زمینه‌ی ذهنیّاتِ مجرّد باقی می‌ماند و امتداد پیدا نمی‌کند.»
ایشان در ادامه می فرمایند: «مى‏توان در مبانى موجود فلسفىِ ما نقاط مهمّى را پیدا کرد که اگر گسترش داده شود و تعمیق گردد، جریانهاى بسیار فیّاضى را در خارج از محیط ذهنیّت به وجود مى‏ آورد و تکلیف جامعه و حکومت و اقتصاد را معیّن مى‏کند. دنبال این‏ها بگردید، این نقاط را مشخّص و رویشان کار کنید؛ آن‏گاه یک دستگاه فلسفى درست کنید. از وحدت وجود، از «بسیط الحقیقة کلّ الاشیاء»، از مبانى ملّا صدرا،- اگر نگوییم از همه‏ى این‏ها، از بسیارى از این‏ها- مى‏شود یک دستگاه فلسفىِ اجتماعى، سیاسى و اقتصادى درست کرد؛ فضلًا از آن فلسفه‏ هاى مضاف که آقایان فرمودند: فلسفه‏ اخلاق، فلسفه‏ اقتصاد و …. این، یکى از کارهاى اساسى است. این کار را هم هیچ‏کس غیر از شما نمى‏تواند بکند؛ شما باید این کار را انجام دهید.»
در ادامه بحث معظم له از فلسفه به عنوان دستگاهی که ما را به خدا نزدیک می‌کند صحبت می‌کنند. و در نهایت به لزوم تألیف فلسفه برای کودکان می‌پردازند.

۳- لزوم فراگیری فلسفه در دنیای امروز جهت پاسخ به شبهات
ایشان در درس خارج فقه خود در سال ۷۰ می‌فرمایند: «فلسفه هم اگرچه در حوزه‏ها رایج است، اما در حقیقت باید گفت که مهجور است. فلسفه باید در حوزه‏ها رواج پیدا کند. فلسفه فقط این نیست که ما کتاب منظومه یا اسفار را بگیریم و از اول تا آخر بخوانیم؛ نه، تبحر در فلسفه به این معناست که ما بتوانیم از تمام افکار فلسفى موجود دنیا که به شکل ساعت‏نگارى پیش مى‏رود و ساعت‏ به‏ ساعت فکر فلسفى مطرح مى‏شود و از مادّه فلسفه‏ موجود خودمان مطلع باشیم و در مقابل فلسفه‏ هاى غلط و انحرافى، خودمان را در حال آماده ‏باش نگهداریم و احیاناً اگر نقطه‏ مثبتى در آن‏ها هست، از آن نقطه‏ مثبت استفاده بکنیم. فلسفه‏ ما این‏طورى پیشرفت مى‏کند؛ و الّا در حد شناخت افکار و کلامات بزرگان به این اندازه ارزشى ندارد. فلسفه باید ما را به معرفت کامل برساند. باید دید در وادى معرفت در سطح بشرى، چه‏ کار دارد مى‏شود. بایستى پى‏ درپى کارهاى جدید، افکار جدید، روشها و متدهاى جدید در حوزه مطرح بشود.»
مقام معظم رهبری در دیدار طلاب و فضلای قم در ۲۹ مهر ۸۹ با اشاره به لزوم فراگیری فلسفه و کافی نبودن فقه می‌فرمایند: «یک مسئله، مسئله‏ درس فلسفه و رشته‏ فلسفه است. توجه بکنید؛ اهمیت فقه و عظمت فقه نباید ما را غافل کند از اهمیت درس فلسفه و رشته‏ فلسفه و علم فلسفه؛ هر کدام از اینها مسئولیتى دارند. رشته‏ فقه مسئولیاتى دارد، فلسفه هم مسئولیتهاى بزرگى بر دوش دارد. پرچم فلسفه‏ اسلامى دست حوزه‏ هاى علمیه بوده است و باید باشد و بماند. اگر شما این پرچم را زمین بگذارید، دیگرانى که احیاناً صلاحیت لازم را ندارند، این پرچم را برمیدارند؛ تدریس فلسفه و دانش فلسفه مى‏ افتد دست کسانى که شاید صلاحیتهاى لازم را برایش نداشته باشند. امروز اگر نظام و جامعه‏ ما از فلسفه محروم بماند، در مقابل این شبهات گوناگون، این فلسفه‏ هاى وارداتى مختلف، لخت و بى‏ دفاع خواهد ماند. آن چیزى که میتواند جواب شماها را بدهد، غالباً فقه نیست؛ علوم عقلى است؛ فلسفه و کلام. اینها لازم است. در حوزه، اینها رشته ‏هاى مهمى است. رشته‏ مهم دیگر، تفسیر است؛ انس با قرآن، معرفت قرآنى. ما نباید از تفسیر محروم بمانیم. درس تفسیر مهم است، درس فلسفه مهم است؛ اینها رشته‏هاى بسیار باارزشى است.»

۴- فلسفه به عنوان پایه علم و تولید علم

معظم له در دیدار اساتید دانشگاه در ماه رمضان سال ۸۹ می‌فرمایند: «یکى از آقایان راجع به مسئله‏ تولید فکر مطلب بسیار مهمى گفتند؛ کاملًا درست است. پایه‏ علم هم بر فلسفه است؛ فلسفه نباشد، علم وجود ندارد. اگر استنتاج فلسفى نباشد، اصلًا علم میشود بى‏ معنا. تولید فکر خیلى مهم است. البته تولید فکر از تولید علم دشوارتر است. متفکرین و نخبگان فکرى در معرض آسیبهائى هستند که نخبگان علمى کمتر در معرض آن آسیبها قرار میگیرند. بنابراین کار، کار دشوارى است؛ اما بسیار مهم است. نکته ‏اى که مطرح کردند، نکته‏ درستى بود؛ بنده بهره بردم و این را قبول دارم.»

۵- لزوم فراگیری فلسفه در عین آزاداندیشی
مقام معظم رهبری-مدظله العالی- در عین حالی که به لزوم فراگیری فلسفه تأکید دارند؛ روی بحث آزاداندیشی در محیط‌های علمی خصوصاً محیط‌های طلبگی نیز تأکید دارند. پس نباید گمان شود که برای مثال موافقان فلسفه باید مخالفین آن را تحمیق کنند یا مخالفان فلسفه، مدافعان را تکفیر کنند و این چوپ تکفیر و تحمیق مضرات زیادی دارد. بلکه باید محیط‌ها علمی در آنها آزاداندیشی حاکم باشد یعنی در عین حالی که نقدهای دقیق و جدی علمی از هر طرف متوجه طرف دیگر می‌شود؛ اما نباید به این بهانه یک گروه بخواهند گروه دیگر را از صحنه حذف کنند.
در این زمینه نیز معظم له بیانات شیوائی دارند.
برای نمونه ایشان در دیدار جمعی از طلاب سراسر کشور در آذز ۸۶ بیانات مفصلی در باب آزاداندیشی ایراد می‌کنند. ایشان در این سخنرانی با بیان این مطلب که اصولاً آزاداندیشی از مشخصات حوزه‌های علمیه بوده است می‌فرمایند: «یکى از موضوعاتى که حتماً لازم است من عرض بکنم، مسئله‏ آزاداندیشى است که در بعضى از صحبتهاى آقایان بود. چرا این کرسیهاى آزاداندیشى در قم تشکیل نمى‏شود؟ چه اشکالى دارد؟ حوزه‏هاى علمیه‏ ما، همیشه مرکز و مهد آزاداندیشىِ علمى بوده و هنوز که هنوز است، ما افتخار مى‏کنیم و نظیرش را نداریم در حوزه‏هاى درسىِ غیر حوزه‏ى علمیه، که شاگرد پاى درس به استاد اشکال کند، پرخاش کند و استاد از او استشمام دشمنى و غرض و مرض نکند. طلبه آزادانه اشکال مى‏کند، هیچ ملاحظه‏ى استاد را هم نمى‏کند. استاد هم مطلقاً از این رنج نمى‏برد و ناراحت نمى‏شود؛ این خیلى چیز مهمى است. خوب، این مال حوزه‏ ماست. در حوزه‏هاى علمیه‏ ما، بزرگانى وجود داشته‏ اند که هم در فقه سلیقه‏ ها و مناهج گوناگونى را مى‏ پیمودند، هم در برخى از مسائل اصولى‏تر؛ فیلسوف بود، عارف بود، فقیه بود، این‏ها در کنار هم زندگى مى‏کردند، باهم کار مى‏ کردند؛ سابقه‏ حوزه‏هاى ما این‏جورى است. یکى، یک مبناى علمى داشت، دیگرى آن را قبول نداشت. اگر شرح حال بزرگان و علما را نگاه کنید، از این قبیل مشاهده می‌کنید.»

ایشان در ادامه با برشمردن دو مثال در همین زمینه فلسفه و مخالفت با آن در بحث آزاداندیشی می‌فرمایند: «ما تحمل را در حوزه باید بالا ببریم. خوب، یکى مشرب فلسفى دارد، یکى مشرب عرفانى دارد، یکى مشرب فقاهتى دارد، ممکن است همدیگر را هم قبول نداشته باشند. من چند ماه پیش از این، در مشهد گفتم کهمرحوم آشیخ مجتبى قزوینى (رضوان اللَّه تعالى علیه) مشرب ضدیت با فلسفه‏ حکمت متعالیه، مشرب ملّا صدرا، داشت- ایشان شدید، در این جهت خیلى غلیظ بود- امام (رضوان اللَّه علیه) چکیده و زبده‏ مکتب ملّا صدراست؛ نه فقط در زمینه‏ فلسفى‏ اش، در زمینه‏ عرفانى هم همین‏جور است. خوب، مرحوم آشیخ مجتبى نه فقط امام را قبول داشت، از امام ترویج مى‏کرد تا وقتى زنده بود. ترویج هم از امام کرد؛ ایشان بلند شد از مشهد آمد قم، دیدن امام. مرحوم آمیرزا جواد آقاى تهرانى در مشهد جزو برگزیدگان و زبدگان همان مکتب بود، اما ایشان جبهه رفت. با تفسیر حمد امام که در تلویزیون پخش مى‏شد، مخالف بودند؛ به خود من گفتند؛ هم ایشان، هم مرحوم آقاى مروارید، اما حمایت مى‏کردند. از لحاظ مشرب و ممشا مخالف، اما از لحاظ تعامل سیاسى، اجتماعى، رفاقتى، باهم مأنوس؛ همدیگر را تحمل مى‏کردند. در قم باید این‏جورى باشد.»

سخن آخر
در این نوشتار مختصر به بررسی فرمایشان مقام معظم رهبری در لزوم فراگیری فلسفه و فواید آن پرداختیم و مشخص شد که ایشان روی بحث فراگیری فلسفه و تعلیم و تعلم آن تأکید ویژه‌ای دارند. در عین حال این تأکید باید فضای آزاداندیشی نیز در حوزه‌ها برقرار باشد و افراد هر طرف، طرف دیگر را چوب تکفیر و تحمیق و تجهیل از صحنه حذف نکنند.

نظرات  (۱)

۱۳ شهریور ۹۴ ، ۱۳:۵۹ یاور گلدوز مطلق
سلام
اجرتان با سرور و مولایم حسین (ع)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی