رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

افکار و تازه های فکر در حوزه علوم انسانی اسلامی

رصد فکر

این وب سایت برای اهداف زیر تاسیس شده:
1. جمع آوری گزیده افکار و نظرات کسانی که در زمینه علوم انسانی اسلامی و تولید علم حرفی برای گفتن دارن. 2. بررسی افکار و نظرات اشخاص و جریاناتی که در روند کشور تاثیر دارند. 3. تحلیل ها و نقدهایی که در حیطه این افکار و آثار وجود داره. 4. آوردن یک سری نکات که در حیطه شناخت منطق فکری متفکران و علوم اسلامی کمک میکنن.

آخرین مطالب (به ترتیب)
پیوندهای روزانه
پیوندها
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب (به ترتیب)
آخرین نظرات
  • ۲۱ دی ۹۵، ۱۱:۵۱ - ..جهان ..
    احسنت
  • ۲۶ آذر ۹۵، ۲۰:۵۵ - محمدرضا فلاح
    :)
  • ۲۷ شهریور ۹۵، ۲۲:۰۸ - گروه فرهنگی صبح امید
    منتظریم
  • ۱۷ مرداد ۹۵، ۱۶:۰۳ - Fatemeh .79
    ممنون
  • ۳۰ تیر ۹۵، ۱۲:۳۱ - Fatemeh az 79
    :)
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
وبلاگ-کد جستجوی گوگل

۰

عوامل تصعید حیات تکاملی

روح انسان، استعداد رشد و کمال را دارد و برای نیل به کمال نیز باید به بررسی عوامل و روش هایی پرداخت که انسان را در مسیر تصعید حیات تکاملی قرار می دهد. در بحث از راه ها و روش های نیل به حیات تکاملی، بیست و یک اصل مطرح است که به بررسی آن ها می پردازیم:

1- خود طبیعی انسان نمی تواند رهبری روح را برعهده گیرد. اگر روح انسان در خودخواهی غوطه ور شود، یعنی در حد "خود طبیعی" تنزل پیدا کند، از تکامل باز می ماند. خود طبیعی، مدیریت جبری حیات ابتدایی را انجام می دهد، بدون این که متکفل باز کردن سطوح و ابعاد عالی حیات بوده باشد.

برگشاده سوی بالا بال ها      تن زده اندر زمین چنگال ها
خواجه می گرید که ماند از قافله        خنده ها دارد از این ماندن خرش

2- خداوند برای شناخت تکامل روح به انسان کمک می کند. علی(ع) می فرماید :

عِبادَ اللّهِ، اَنَّ مِن اَحَبِّ عِبادِ اللّهِ اِلیهِ عَبداً اَعانَهُ اللّهُ عَلی نَفسِهِ
"ای بندگان خدا، از مهم ترین بندگان نزد خداوند، بنده ای است که خدا او را در جهت شناخت نفس خود کمک نموده است."

البته خداوند هنگامی در معرفت و تصعید روح به انسان کمک می کند که انسان خواهان شناخت و تصعید روح خود باشد.

چون چنین خواهی، خدا خواهد چنین      حــق بــرآرد آرزوی متقیــن

در نهاد انسان، استعداد و زمینه اراده و شوق به انجام کارهای خیر نهفته است؛ بهترین دلیل آن هم "کاروان با عظمت حق طلبان رشدیافته تاریخ بشری است".
عدم جوشش این اراده و حرکت به سوی کمال، بر اثر موانعی است که آن ها را به دو قسم می توان تقسیم کرد:

الف - تخیلات و تلقیناتی که انسان به خود می کند، مبنی بر این که معرفت و تصعید روح امری دشوار و غیرممکن است.

ب - عوامل بیرونی، گاه سد راه انسان می شوند. نظیر نامناسب بودن محیط اجتماعی، فقدان تعلیم و تربیت های سازنده و غیره. انسان باید بر این دو مانع غلبه و در حد توانایی خود در مسیر رشد و کمال خویش بکوشد و از مسؤولیت سازندگی خویش سر باز نزند.

3- مهم ترین نوع عدالت، عدالت درباره خویشتن است که بدون مهار کردن تمایلات امکان پذیر نیست. 3- مهم ترین نوع عدالت، عدالت درباره خویشتن است که بدون مهار کردن تمایلات امکان پذیر نیست.

4- برای اشباع هوی و هوس های دیگران نباید روح خود را فاسد ساخت. هنگامی که ریاست بر عده ای از مردم، نیاز به راضی ساختن آن ها داشته باشد و راضی ساختن آن ها نیز به وسیله اشباع هوی و هوس های آن ها تحقق پذیرد، این کار نتیجه ای جز فساد روح آن فرد ریاست طلب و زیردستان وی نخواهد داشت.
کسی که نسبت به اصلاح روح خود حساسیت دارد، هیچ گاه برای ارضای خواسته های منفی دیگران به افساد روح خود نمی پردازد، بلکه "شعاع پر فروغ روح صالح او، دیگران را هم روشن خواهد ساخت".

5- از خود برای خود برخوردار شوید. امیرمؤمنان(ع) می فرماید:

فَاَخَذَ امرُوٌ مِن نَفسِهِ لِنَفسِهِ
"انسان رشدیافته کسی است که از خود برای خود بهره برداری می کند."

خویش را تسلیم کن، بردار مزد       وانگه از خود بی ز خود چیزی بدزد
چون به هر میلی که دل خواهی سپرد       از تو چیزی در نهان خواهند برد

انسان دارای استعدادها و امکاناتی است که در ارتباط با جهان بیرونی بروز می کند. برخی انسان ها از استعدادهای خود در راه وصول به مقاصد خود طبیعی و برخی نیز در راه وصول به مقاصد انسانی خود بهره برداری می کنند. انسان هایی که به بهره برداری مثبت از خود می پردازند - یعنی استعدادهای مثبت خود را شکوفا می سازند - از رشد و کمال برخوردارند.

6- کسی که خود را نشناسد، هلاکت در انتظار اوست. امیرمؤمنان(ع) می فرماید :

هَلَک امرُوٌ لَم یَعرِف قَدرَه
"هلاک شد انسانی که قدر خود را نشناخت."

لازمه بهره برداری از خویشتن، شناسایی خود است. تا انسان استعدادها و امکانات وجودی خود را نشناسد، نمی تواند آن ها را به فعلیت برساند.

7- اگر کسی به خویشتن اهمیت ندهد، هیچ کس به او اهمیت نخواهد داد. اگر انسانی به خویشتن اهمیت ندهد و استعدادهای خود را به فعلیت نرساند، هرگز نباید از دیگران انتظار داشته باشد تا به او اهمیت بدهند.
علی(ع) در مورد این اصل ضروری در تصعید حیات تکاملی چنین می فرماید:

وَ اعلَمُوا اَنَّهُ مَن لَم یُعَن عَلی نَفسِهِ حتّی یَکُونَ لَهُ مِنها واعِظٌ وَ زاجرٌ لَم یَکُن لَهُ مِن غَیرِها لا زاجِرٌ ولا واعِظٌ.
"و بدانید کسی که اهمیتی به خود ندهد که از درون خود مربی (پند دهنده و عامل جلوگیری کننده از تباهی ها) داشته باشد، برای او از غیر خود نه عامل جلوگیری کننده از تباهی ها وجود خواهد داشت و نه پند دهنده."

اگر انسان در جهت تکامل خویش گام برندارد، هیچ کس حتی پیامبران الهی نیز نخواهند توانست او را به کمال برسانند. انسان باید اراده ساختن خویش را داشته باشد تا در مسیر تصعید حیات تکاملی گام بردارد.

8- کسی که خود را بشناسد، خدای خود را شناخته است. طبق روایتی که از پیامبر(ص) نقل شده:

مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَف رَبَّه
"کسی که خود را شناخت، خدای خود را شناخته است."

اگر "من" یا "روح" انسان به طور همه جانبه شناخته شود، بزرگ ترین گام در راه خداشناسی برداشته خواهد شد، زیرا:

الف - یکی از ابعاد "من"، فطرت توحیدی است که انسان را در ارتباط با خدا قرار می دهد.

ب - من انسانی می تواند اشراف بر هستی پیدا کرده، تابش فروغ الهی را بر عالم هستی مشاهده کند.

ج - شناخت وحدت ذات انسانی همراه با صفات متعددی که دارد، نشانگر کثرت مفهومی صفات حق و وحدت مصداقی آن است. به بیان دیگر، این که روح انسان با وجود صفات متعددی که دارد، از وحدت حقیقی برخوردار است، دلیلی است بر این که حق تعالی نیز می تواند در عین برخورداری از صفات متعدد، وحدت حقیقیه داشته باشد.

د - تجرد من یا روح انسانی از ماده و احاطه و سلطه آن بر بدن، بدون ارتباط فیزیکی با آن.

ه - فعالیت های ذات انسانی بدون کم شدن ذات و تجزیه آن.

و - ابداع آثار هنری و اعمال ریاضی، نشانه ای از چگونگی خاصیت خداوندی است.

ز - تصوراتی که در ذهن انسان ایجاد می شود، نمونه ای از به وجود آوردن واقعیات بدون سابقه مادی است.

9- ضرورت محاسبه و موازنه خویشتن. در مسیر تصعید حیات تکاملی، محاسبه و موازنه خویشتن، یک اصل اساسی است. ممکن است برخی تصور کنند که زندگی ماشینی و پرشدن اوقات زندگی انسان ها، آن ها را از محاسبه خویشتن باز می دارد، در حالی که اگر تعلیم و تربیت ها و مدیریت های اجتماعی ضرورت داشتن شخصیت اصیل را به انسان ها تفهیم کنند، افراد انسانی در جهت محاسبه خویشتن گام های اساسی خواهند برداشت.
اگر انسان به محاسبه نفس خویش بپردازد، حیات معنای دیگری پیدا خواهد کرد. ضرورت این امر باید مورد توجه مسؤولین تعلیم و تربیت و مدیریت جامعه قرار گیرد.

10- در مسیر تصعید حیات تکاملی نباید با دل دادن به پستی ها، عظمت و ارزش من خویشتن را تباه کرد. علی(ع) می فرماید:

وَ اîکرِم نَفسَکَ عَن کُلِّ دَنیةٍ وَ اِن ساقَتکَ اِلَی الرَّغائِب، فَاِنَّکَ لَن تَعتاضَ بِما تَبذِلُ مِن نَفسِکَ عِوَضا
"نفس خویش را بالاتر و با عظمت از آن بدان که در معرض معامله با پستی ها قرار دهی، اگر چه نفس با آن پستی ها تو را به سوی امیال خوشایند بکشاند، زیرا تو در برابر آن چه که از خویشتن از دست خواهی داد، به دست نخواهی آورد."

تن دادن به پستی ها، بزرگ ترین مانع رشد و کمال است. با هر وسیله ای نمی توان خود را به هدف حیات رساند. انسان نباید گوهر وجودی خود را ارزان بفروشد. اگر خود انسانی از دست برود، هیچ چیز جای آن را نخواهد گرفت. بهای "خود" برتر از هر چیز است. انسان های بی شماری، "خود" را به بهای ناچیز در پای هوی و هوس ها قربانی می کنند و گمان می برند که چیزی هم به دست آورده اند.

11- از بزرگ ترین جلوه های تصعید حیات تکاملی، میزان، قرار دادن خویشتن در ارتباط با دیگران است.
این که میزان صحیح در ارتباط یک انسان با انسان های دیگر چیست، مطلب بسیار با اهمیتی است. البته مراد از ارتباط انسان ها با یکدیگر، صرفآ تشکیل زندگی اجتماعی نیست، زیرا عامل اصلی تشکیل زندگی اجتماعی، "عدم مزاحمت در زندگی و امکان پذیر ساختن هماهنگی قوا و استعدادهای مردم و بهره برداری بهتر از آن ها در تحقق بخشیدن به زندگی دسته جمعی است".
میزانی که در ارتباط انسان ها با یکدیگر در مسیر تصعید حیات تکاملی ضرورت دارد، مافوق میزان قوانین و مقررات زندگی اجتماعی است. این میزان، همان من انسانی است. البته آن من انسانی که از تهذیب و تزکیه برخوردار شده و در مسیر رشد قرار گرفته است.

12- از نیرومندترین عوامل تصعید حیات تکاملی، همت عالی است. علی(ع) می فرماید:

قَدرُ الرَّجُلِ عَلی قَدرِ هِمَّتِهِ
"اندازه و ارزش مرد به همت اوست."

لازمه همت عالی چند شرط زیرین است:

الف - هدف گیری عالی و عدم رضایت برآن چه جامعه برانسان تحمیل می کند.

ب - برتر رفتن از امواج خواسته های زودگذر و ارزیابی لذایذ طبیعی که آدمی را به خود مشغول می کنند و نمی گذارند انسان سیر صعودی پیدا کند.

ج - تفسیر منطقی درباره دو مفهوم "امکان" و "محال". برخی افراد با داشتن قدرت و اراده کافی برای انجام اقدام های مناسب، امر ممکن را با امر محال اشتباه می کنند و این افراد تصور می کنند هدفی را که در نظر گرفته اند، مافوق قدرت آن هاست.

د - عنصر اراده در به ثمر رسیدن همت عالی اساسی ترین نقش را دارد، زیرا تا انسان اراده نکند، کاری صورت نمی گیرد.
اگرانسان از همت عالی برخوردار باشد، نتایج زیر نصیب وی خواهد شد:

الف - شکیبایی و بردباری: همت عالی می تواند ثبات و آرامش انسان را در برابر آثار منفی لذت و الم به وجود آورد.

ب - آشکار شدن رازهای روح: لذایذ و آلام موجب می شود که انسان از رازهای روح محروم شود. با همت عالی می توان در مقابل لذایذ و آلام استقامت نشان داد.

ج - سازندگی اجتماع: انسان هایی می توانند به سازندگی جامعه بپردازند که از علو همت برخوردار باشند.

د - حریت: همت عالی موجب حریت انسان می شود.

ه - علو همت و حریت، موجب افزایش ظرفیت دل برای کسب خیر و کمال می شود.

13- پاک کردن سینه از کینه توزی ها و بغض ها، علامت ورود به مسیر تصعید حیات تکاملی است. اگر خصومت و دشمنی با کسی شدت پیدا کند و سطوح روان را دربرگیرد، آن هم به گونه ای که سایر فعالیت های روانی را تحت الشعاع خود قرار دهد، مخالفت به کینه مبدل خواهد شد. کینه توزی موجب می شود تا حق نگری از انسان سلب شود. در کینه توزی، انسان به قوانین و ارزش های انسانی بی اعتناء می شود و تا نابودی طرف مقابل پیش می رود.

14- حرکت در مسیر تصعید حیات تکاملی هنگامی شروع می شود که توقع پاداش برای انجام تکالیف و کارهای شایسته از دل زدوده شود. اگر رابطه انسان ها برمبنای سوداگری باشد، راهی به سوی تصعید حیات تکاملی وجود نخواهد داشت. رفتار بسیاری از انسان ها به گونه ای است که تا چیزی را از کسی نگیرند، چیزی را پس نمی دهند. سوداگری و دو پدیده پاداش و کیفر از امور ضروری برای خود طبیعی می باشند. انسان در انجام تکالیف باید از سوداگری ها پا فراتر نهد تا رشد و تکامل پیدا کند.

15- احساس نقص در حیات طبیعی محض، موجب حرکت در مسیر تصعید حیات تکاملی خواهد شد. اگر انسان اشتیاق به کمال نداشته باشد، یا از داشتن نقص احساس درد و رنج نکند، در مسیر تصعید حیات تکاملی قرار نخواهد گرفت. متأسفانه بسیاری از مردم از عدم وصول به کمال، احساس درد نمی کنند تا برای رفع نقص خود، گام های اساسی بردارند.

16- در تصعید حیات تکاملی، پاداش و کیفر برمبنای نیت هاست. نیت عبارت است از تصمیم و اقدام هدفدار که ارزش آن از یک سو وابسته به ارزش هدفی است که انسان را به اتخاذ تصمیم وامی دارد، و از سوی دیگر، مربوط به انگیزه مغز و روان آدمی است. اگر تصمیم و اقدام برای وصول به یک هدف، مبتنی بر انگیزه منفی باشد، شخصیت انسان سقوط خواهد کرد و اگر انگیزه برای انجام کار، مثبت باشد، شخصیت انسان به اعتلا خواهد رسید. بر همین اساس است که می گوییم: پاداش و کیفر یا اعتلا و سقوط شخصیت افراد به نیت آن ها بستگی دارد.

17- اعتقاد به نظارت الهی بر همه کردارها و گفتارها و آن چه که در درون انسان می گذرد، عامل اساسی برای تصعید حیات تکاملی است. اگر انسان معتقد باشد که خداوند بر همه حرکات درونی و بیرونی او عالم است، از ارتکاب به زشتی ها و پلیدی ها دوری خواهد کرد. عدم ارتکاب به زشتی ها برای چنین فردی، به خاطر ترس از کیفر اجتماعی نیست، بلکه ناشی از شرم و حیا از مبدأ جهان است. اعتقاد به نظارت خداوند بر شؤون حیات انسانی، موجب تصعید حیات تکاملی می شود، زیرا وی می داند که خداوند خیر و کمال او را می خواهد و برای دستیابی به این آرمان، راه های معقول را تعیین نموده و وسایل تحقق آن را در اختیار انسان قرار داده است و عمل به تکلیف الهی، راه نیل به خیر و کمال است.

18- تصعید حیات تکاملی بدون به کار انداختن عقل امکان پذیر نیست و بدون تهذیب روحی، عقل هیچ کار انسانی انجام نخواهد داد. اگر عقل از راهنمایی های وجدان پاک و فطرت سلیم برخوردار باشد، می تواند راه و مسیر رشد و کمال را به انسان نشان دهد، زیرا عقل به تنهایی نمی تواند موجب پیشرفت انسان در تصعید حیات تکاملی شود. عقل باید با تهذیب نفس همراه باشد تا موانعی را که سد راهش می باشد، از میان ببرد.

19- من انسانی در مسیر تصعید حیات تکاملی به انبساط و شکوفایی طبیعی نیاز دارد.اگر روح علوی طلب، یا سطح ماورای طبیعی، به مقتضای ذات خود، سطح مجاور طبیعت را بدون مهلت برای احساس آسایش و انبساط و به طور مستمر در مسیر تصعید قرار بدهد، و آن را از مختصات طبیعی غرایز با سرعت و بی امان قطع کند، یا با سرعت و بی امان، "من" و مختصاتش را به دنبال خود بکشد و پیرو خود بسازد، بدون تردید این "من" مختل خواهد شد و مدیریت کالبد را که مانند مرکبی برای آن است، از دست خواهد داد. بنابر این، برای تصعید حیات کمالی، مدارا با من ضرورت دارد."

20- پیش نگری و حرکت به جلو در مسیر تصعید حیات تکاملی. حرکت انسان در مسیر تصعید تکاملی همواره باید رو به جلو باشد، نه به سوی قهقرا.
تقلید از گذشتگان و پیروی از عقاید و رسوم آن ها، گاه عقل آدمی را از فعالیت منطقی باز می دارد و نمی گذارد انسان پیش برود. از همین جاست که می گوییم: انسان در مسیر حیات تکاملی باید فرهنگ حاکم بر جامعه خود را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد و عناصر رسوبی غلط آن را از میان ببرد. تقلیدها سد پولادینی در برابر حرکت انسان ها به سوی تکامل است.
درمسیرتصعید حیات تکاملی باید به دو نوع آینده - که هر انسانی در پیش روی دارد - توجه کرد:

الف - آینده همین حیات دنیوی که اندیشه و تعقل برای آن یک ضرورت حیاتی است.

ب - آینده حیات اخروی که اگر کسی آن را بپذیرد، یا نادیده بگیرد، حیات دنیوی نیز قابل تفسیر نخواهد بود.

21- خیرخواه ترین مردم درباره خویشتن، مطیع ترین آن ها نسبت به پروردگار است.امیرمؤمنان(ع) می فرماید:

عِبادَ اللّهِ اِنَّ اَنصَحَ النّاسِ لِنَفسِهِ اَطوَعُهُم لِرِّبه واِنَّ اغَشَّهُم لِنَفسِهِ اَعصاهُم لِرَبِّه
"ای بندگان خدا، خیرخواه ترین مردم درباره خویشتن، مطیع ترین آنان به پروردگار خویش است و خیانت کارترین مردم برخویشتن، عامی ترین آنان بر پروردگارش می باشد."

انسان در رابطه با خدا، نظاره و سلطه خداوندی را درباره "من" احساس می کند. این احساس موجب می شود که انسان موجودیت خود را در همه احوال در حیطه علم خداوندی بداند و در نتیجه از مسیر حق منحرف نشود.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی